به گزارش همشهری آنلاین، صابر گلعنبری-تحلیلگر مسائل بینالملل: از اظهارات علنی مقامات آمریکایی و فحوای پاسخ دولت ترامپ به پیشنهاد هفت روزه ایران پیداست که مذاکرات به نقطه صفر قبل از جنگ بازگشته است و انگار نه انگار جنگ چهل روزهای در کار بوده است و پس از آن دو طرف به یک تفاهمنامه دست یافتهاند. امریکا در واکنش به طرح ایران که در مقابل بازگشایی تنگه هرمز تحقق هفت شرط را مطالبه میکند، دوباره پرونده هستهای ایران را پیش کشیده است و خواستار امتیازاتی شده است که به نوعی قبل از جنگ و بعد از آن در قالب طرح 15 مادهای مطرح کرده بود؛ اما با مخالفت تهران مواجه شد تا این که این پرونده به شکلی از دستور کار مذاکراتی و به تبع آن تفاهمنامه خارج شد و صرفا تحت عنوان کلی مذاکره درباره آن در آینده مطرح شد.
اولا موضع کنونی آمریکا نشان میدهد که بازگشت این کشور به تفاهمنامه دست کم در این شرایط و به ویژه قبل از انتخابات آمریکا تقریبا غیر ممکن است؛ حتی بعد از آن هم چه قبل از یک درگیری نظامی دیگر چه بعد از ان باز بعید است؛ مگر در قالب «تفاهم پلاس» تحت شرایط خاصی. ثانیا طرح موضوع هستهای با این شکل و درخواست امتیازاتی کلان در این زمینه با علم به موضع تهران در این باره دستکم گویای این نکته کلیدی نیز هست که آمریکا فعلا به دنبال مذاکره جدی و توافق نیست و این پرونده و خواستهها را هم در قالب روایت رسانهای خود درباره تلاش برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای مطرح میکند. کما این که انگیزه دیگر طرح این موضوع نشان دادن تمایل اعلامی به مذاکره و توافق به ویژه در این شرایط انتخاباتی است.
در کل حالا که مذاکرات تقریبا به نقطه صفر بازگشته است و آمریکا تمایلی به بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد جز در صورت توسعه آن به پرونده هستهای و گرفتن امتیازات کلان ندارد، میتوان گفت که شروع مذاکرات جدید و توافقی دیگر تابع شرایطی خواهد بود که پس از یک درگیری جدی نظامی دیگر رقم خواهد خورد. احتمال وقوع این درگیری همچنان بالاست؛ مگر این که اولا نتانیاهو در انتخابات پیش رو از گردونه قدرت کنار گذاشته شود. ثانیا دموکراتها در آمریکا نه اکثریتی شکننده، بلکه قاطع به ویژه در مجلس سنا به دست آورند که ابتکار عمل را از ترامپ سلب کنند؛ هر چند این کار برای رئیس جمهوری ساختارشکن بسیار دشوار است.