همشهری آنلاین- فاطمه عباسی: شعار آن روزها کوتاه بود و جسورانه: «آسمان نزدیک است»؛ و واقعا هم بود. برای تهرانی که سالها به قامت میانبالای برج آزادی خو کرده بود، میلاد یک جهش کوانتومی در معماری شهری محسوب میشود.
حالا دیگر عادت کردهایم که هرکجای این کلانشهر باشیم، نگاهمان را به سمت شمال و غرب بچرخانیم، آن سر باریک با کلاهک مشبک را ببینیم که مثل یک دیدهبان بیدار، بر رفتوآمد میلیونها تهرانی نظارت میکند. میلاد، یادگاری دورانگذار است؛ پلی میان تهران نوستالژیک دهه ۶۰ و ۷۰ و تهران مدرنی که میخواست با ششمین برج بلند مخابراتی جهان، به دنیا فخر بفروشد. ۱۱سال تلاش بیوقفه برای بالا بردن این ۱۶۱هزار تُن بتن، امروز در قامت باشکوهی ایستاده است که حتی در تلاطم توفانها و لرزههای زمین، خم به ابرو نمیآورد. این گزارش تصویری، ادای دینی است به سازهای که ثابت کرد برای لمس ابرها، کافی است بر شانههای میلاد بایستیم.
از پی تا اوج؛ مهندسی در تراز جهانی
برج میلاد صرفا یک شاهکار بصری نیست، بلکه شناسنامه توان فنی مهندسان ایرانی در دههای است که تحریمها هم نتوانستند مانع از رکوردشکنیاش شوند. ششمین برج بلند مخابراتی جهان، روی سازهای پیریزی شده که توان مقاومت در برابر زلزلههای شدید و تندبادهای سهمگین را دارد. وزن سنگین بدنه بتنی برج که با ظرافتی مثالزدنی به سمت آسمان باریک میشود، نتیجه محاسباتی است که در زمان خود، ایران را در لیست کشورهای صاحب فناوری سازههای بلندمرتبه قرار داد. استفاده از پیشرفتهترین سیستمهای مخابراتی و تلویزیونی در کنار معماری اسلامی-ایرانی در سبد برج، ترکیبی از سنت و مدرنیته را خلق کرده است.
فراز فرهنگ؛ جایی برای تپشهای شهر
میلاد فراتر از وظایف مخابراتیاش، به قلب تپنده رویدادهای فرهنگی پایتخت بدل شده است؛ از میزبانی جشنوارههای بینالمللی فیلم فجر در سالن همایشهای مجهز آن گرفته تا موزههایی که در دل برج جای گرفتهاند، همگی پیوندی ناگسستنی میان هنر و این سازه ایجاد کردهاند. سکوی دید باز، به تماشاخانهای بدل شده که در آن میتوان تضاد میان خانههای کوچک و چندطبقه جنوب و برجهای سر به فلک کشیده شمال شهر را در یک قاب دید. میلاد امروز، دیگر یک غریبه در افق تهران نیست، بلکه میزبان خاطرات جمعی یک ملت است.