دو دهه‌ای می‌شود که اهالی ده پایین روستای خونیک تجن در خراسان شمالی به ده بالا کوچ کرده‌اند تا در خانه‌های مقاوم‌تری زندگی کنند و حالا سر و شکل یکی از سالم‌ترین خانه‌های به‌جامانده در ده پایین تغییر کرده و کتابخانه روستا شده است.

همشهری آنلاین، راحله عبدالحسینی : غلامرضا زنگویی، معروف به اوس غلام، خانه‌اش را رایگان در اختیار بچه‌های روستا گذاشته و گروه «چولی قزک» به سرپرستی اکبر کارگر، معروف به «آقای کتابی»، با همراهی بچه‌ها و خانواده‌هایشان این خانه را برای کتابخانه آماده کرده است.

سرنوشت قدیمی‌ترین خانه

«چولی قزک» نام عروسک باران‌خواهی در خراسان جنوبی است که از ۳ سال پیش اسم گروه کتابخوانی سیار روستاهای استان هم شده است. مسئول گروه چولی قزک به همشهری آنلاین می‌گوید که علاقه بچه‌های روستای خونیک تجن به کتابخوانی به قدری بود که دلشان به حضور گروه کتابخوانی سیار راضی نشد و تصمیم گرفتند کتابخانه‌ای دائمی داشته باشند. اکبر کارگر ادامه می‌دهد: «بچه‌ها با جست‌وجو در خانه‌های ده پایین، سالم‌ترین خانه را برای کتابخانه پیشنهاد دادند. بعد هم با صاحبخانه که همان اوس غلام باشد، صحبت کردند. اوس غلام هم از پیشنهاد بچه‌ها استقبال کرد.»

برای رضای خدا

اهالی روستا، غلامرضا زنگویی ۷۵ساله را اوس غلام صدا می‌زنند. او در همین روستا چشم باز کرده و از وقتی به یاد دارد، اموراتش را با کشاورزی و دامداری گذرانده است. هنوز هم سر زمین کشاورزی می‌رود و گله را به چرا و سر قنات می‌برد. او به همشهری آنلاین می‌گوید: «خانه را محض رضای خدا برای کتابخانه بچه‌ها دادم. خوشحالی بچه‌ها را می‌بینم و راضی هستم.»

غلامرضا زنگویی

او در کنار جوان‌ترها برای ایمن‌سازی و تعمیرات خانه قدیمی از هیچ کاری دریغ ندارد. برای سر و سامان دادن کتابخانه روستا، پدر و مادر بچه‌های روستا هم در کنار گروه آستین همت بالا زدند.

گنابادی‌ها عضو کتابخانه شدند

گروه چولی قزک فعلاً بخشی از کتاب‌های کتابخانه را تأمین کرده است و افراد دیگری هم با دیدن عکس و فیلم‌های کتابخانه روستا داوطلب اهدای کتاب شده‌اند. ستایش، ریحانه، افشین و رضا از بچه‌های روستا، کتابخانه را می‌چرخانند. کارگر می‌گوید: «علاوه بر بچه‌های روستا، ۶ عضو جدید از شهر گناباد داشتیم؛ افرادی که اهل روستا هستند و آخر هفته برای دیدن اقوام خود به روستا سر می‌زنند.»
عروسک چولی قزک که نماد امید به بارش باران است، این بار امید را از مسیر کتاب و آگاهی به روستا آورده است. خانه قدیمی متروکه هم با کتاب و صدای قصه‌خوانی بچه‌ها جان تازه‌ای گرفته است.

کتاب‌های خوب برای بچه‌های خوب

هرچند هنوز قفسه‌های کتابخانه روستا پر نشده، اما به خانه دوم بچه‌ها تبدیل شده و آخرین روزهای تابستان را در کتابخانه می‌گذرانند. علی خزایی، دانش‌آموز کلاس سوم ابتدایی و از بچه‌های روستا، به همشهری می‌گوید: «هر کتابی که بخواهم اینجا هست. خودم اینجا را جارو و تمیز کردم.»
ستایش نخعی، کلاس هشتم است و در رنگ‌آمیزی دیوارهای کتابخانه مشارکت کرده است. او که این روزها کتاب «ورزشکار زورکی» را می‌خواند، به همشهری می‌گوید: «همه این کتاب‌ها را می‌خوانم و منتظر کتاب‌های بعدی می‌مانم. اینجا را خیلی دوست دارم.»

ریحانه زنگویی هم کلاس هشتم و مشغول خواندن داستان‌هایی از شاهنامه است. او به همشهری می‌گوید: «در خانه قدیمی اوس غلام یک کمد خالی پیدا کردیم. کمد را رنگ زدیم و بعضی از کتاب‌های علمی و تخیلی را در آن چیده‌ایم. مابقی کتاب‌ها را هم بر اساس رده‌بندی در قفسه چیدیم. این بهترین روزهای عمرم است.»