به گزارش همشهری آنلاین، حمله دوم، پاسخی به حمله اول است. از زمان جنگ سرد، این اصطلاح از استراتژی هستهای به "حمله تلافیجویانه" اشاره دارد که به عنوان یک پاسخ نظامی فوری به یک حمله هستهای انجام میشود.
قابلیت حمله دوم
برای اینکه حتی پس از یک حمله اول گسترده، بتوان حمله دوم را آغاز کرد، قدرتهای هستهای مفاهیم زیر را توسعه دادند:
- موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBM) با محافظت شدید، پنهان و/یا متحرک، که قابلیت یک ضدحمله ویرانگر را حتی پس از یک حمله هستهای که میتوانست مناطق وسیعی از زمین و زیرساختها را نابود کند، ارائه میدهند.
- زیردریاییهای استراتژیک مجهز به موشکهای بالستیک قارهپیما از دریا "گشتهای بازدارنده" انجام میدهند.
- بمبافکنهای دوربرد با موشکهای کروز یا بمبهای هستهای مسلح به سلاح هستهای شروع به عملیات میکنند.
این رویکرد سهجانبه، که به اصطلاح "سهگانه هستهای" نامیده میشود، برای تضمین قابلیت حمله دوم در نظر گرفته شده است، زیرا بعید است که بتوان تمام سلاحهای هستهای را در حمله اول نابود کرد.
نتیجه کلی عملی
تأثیر آگاهی از اینکه حتی در صورت حمله هستهای، ما متحمل خسارات غیرقابل قبولی از یک ضدحمله هستهای خصمانه خواهیم شد، عامل مهمی در جلوگیری از حملات هستهای و در نتیجه تضمین صلح از طریق بازدارندگی (تخریب متقابل تضمین شده) است. این امر منجر به دکترین عدم آغازگر بودن در استفاده از سلاحهای هستهای شد.
قابلیتهای حمله دوم
مهمترین دستگاهها و سیستمهای تسلیحاتی برای حمله دوم عبارتند از:
موشکهای بالستیک قارهپیما مانند SS-۱۸ شوروی یا موشکهای محافظ صلح ایالات متحده (تا سال ۲۰۰۵)/ زیردریاییهای هستهای/ سیلوهای موشکی/ سکوهای پرتاب سیار (اتحاد جماهیر شوروی/روسیه) در جادهها و راهآهن/ موشکهای کروز مسلح به سلاح هستهای
- نکته اول: برای این منظورمرکز فرماندهی خودکار Dead Hand اتحاد جماهیر شوروی برای شروع حمله دوم حتی در صورت حذف رهبری سیاسی با اجازه دادن به شلیک سلاحها طراحی شده بود.
- نکته دوم: آمریکاییها سیستم مشابهی به نام Looking Glass را حفظ کردند.
سهگانه هستهای
تقسیم کلاهکهای هستهای استراتژیک یک کشور بین چندین شاخه از نیروهای مسلح هستهای استراتژیک، عدم امکان نابودی کل زرادخانه سلاحهای هستهای آماده به رزم را در صورت حمله غافلگیرانه دشمن تضمین میکند و انعطافپذیری بیشتری در استفاده از آنها فراهم میکند. حتی اگر زرادخانههای هر دو جزء به طور کامل نابود شوند، جزء سوم باید قادر به انجام یک حمله تلافیجویانه باشد که نابودی دشمن را تضمین کند یا خسارت غیرقابل قبولی وارد کند.
ساختار نیروی نظامی سهگانه متشکل از موشکهای بالستیک قارهپیما، موشکهای بالستیک زیردریایی و بمبافکنهای استراتژیک مجهز به بمبها و موشکهای هستهای است. بهطور کلیتر، گاهی وقتها میتوان از آن برای اشاره به هرگونه نیروی هستهای با پایگاههای زمینی، دریایی و هوایی و برد محدودتر استفاده کرد. کشورها برای از بین بردن توانایی دشمن در نابودی نیروهای هستهای یک کشور در حمله اول، سهگانههای هستهای ایجاد میکنند که این امر توانایی خودشان را برای انجام حمله دوم حفظ کرده و بنابراین بازدارندگی هستهای آنها را افزایش میدهد.
چهار کشور بهعنوان دارندگان سهگانه هستهای شناخته میشوند: ایالات متحده، روسیه، هند و چین. در حالی که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی (دولت پیشین روسیه) بهعنوان بخشی از مسابقه تسلیحات هستهای جنگ سرد، با عملیاتی کردن موشکهای بالستیک زیردریایی در دهه ۱۹۶۰، به سهگانه دست یافتند، هند در سال ۲۰۱۸ و چین در سال ۲۰۲۰ به یک سهگانه قابل اجرا دست یافتند.
فرانسه یک سهگانه هستهای داشت، اما در سال ۱۹۹۶ فرانسه بمبافکنهای استراتژیک، موشکهای اس ۳ مستقر در سیلوهای زیرزمینی IRBM و موشکهای کوتاهبرد هادس خود را کنار گذاشت. با وجود اینکه بریتانیا در سال ۱۹۵۲ به سومین قدرت هستهای تبدیل شد، سهگانه را اجرا نکرد.
آخرین بروزرسانی Sep ۵, ۲۰۲۶ - شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵