به گزارش همشهری آنلاین، حسین کنعانیمقدم، کارشناس سیاسی: اگر به کارنامه تحریمهای آمریکا علیه مردم ایران از نخستین سالهای انقلاب اسلامی تا امروز بنگریم، میتوان پنج روش اصلی را در این روند مشاهده کرد؛ روشهایی که هر یک، در مواجهه با ایران، با موانع و بنبستهای جدی روبهرو شدهاند.
نخستین روش، اعمال تحریم از سوی آمریکا یا سازمان ملل در قالب قطعنامهها بود. با این حال، از آنجا که اقتصاد جهان صرفاً متکی به آمریکا نبود، ایران توانست راههایی برای عبور از این محدودیتها بیابد و از همین رو، اقداماتی نظیر قانون کاتسا نیز نتوانست آمریکا را به اهداف خود برساند.
روش دوم، تحریم یا تحت فشار قرار دادن کشورهایی بود که با ایران روابط اقتصادی داشتند؛ رویکردی که آن نیز نتوانست آمریکاییها را به نتیجه مطلوب برساند.
روش سوم که دونالد ترامپ بار دیگر تأکید ویژهای بر آن داشته، محاصره است. با این حال، محاصره نیز برای آمریکا نمیتواند راهگشا باشد. ایران کشوری پهناور است و میتواند از طریق مرزهای زمینی و هوایی خود مسیرهایی ایجاد کند که به کمک آنها، تحریمهای آمریکا و متحدانش را دور بزند.
روش چهارم، تروریسم اقتصادی.
و گام نهایی نیز دزدی دریایی بوده است.
اقداماتی که آمریکاییها با وجود آزمودن آنها، همچنان در دستیابی به اهداف خود در برابر ایران ناکام ماندهاند.
به نظر میرسد آمریکاییها قصد دارند بار دیگر این پنج روش را علیه ایران به کار گیرند؛ اما در این میان، یک نکته اساسی وجود دارد و آن، تجربه انباشته جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تحریم و فشارهای اقتصادی است. ایران طی سالها محاصره و تحریمهای گوناگون اقتصادی، تجربه قابلتوجهی در این زمینه به دست آورده و توانسته است این روشها را یا خنثی کند یا از میزان اثرگذاری آنها بکاهد. از این رو، تکرار همان ابزارها نیز دردی از آمریکا دوا نخواهد کرد.
از سوی دیگر، بیانیه اقتصادی علیه ایران در اصل میتواند اقدامی علیه خود آمریکا تلقی شود؛ چراکه ایران با کشورها و مجموعههای اقتصادی مختلفی همچون بریکس و شانگهای همکاری دارد و این کشورها حاضر نیستند منافع و اهداف اقتصادی خود را فدای سیاستهای آمریکا کنند. بنابراین، اقدام ترامپ بیش از آنکه بتواند واقعیتهای اقتصادی را تغییر دهد، میتواند کارکردی روانی ـ رسانهای برای کنترل بازار و حفظ افکار عمومی در داخل آمریکا داشته باشد.