همشهری آنلاین- فاطمه عباسی: در اهواز، خورشید تعارف را کنار گذاشته و بیرحمانهترین تابش خود را به رخ میکشد. دماسنجها روی عدد ۵۱.۱درجه سانتیگراد متوقف شدهاند تا این کلانشهر جنوبی، بیواسطه در صدر داغترین نقطههای زمین بایستد. اما این عددها و رکوردهای جهانی فقط روی کاغذ یا در جدولهای سازمانهای بینالمللی هواشناسی معنا دارند؛ در واقعیت جاری روی پلهای فلزی کارون، زندگی با تمام سختیاش در جریان است؛ هرچند که هوا طعم آهن گداخته بهخود گرفته باشد.
در ظهر خلوت شهر، جایی که پیادهروها زیر پای عابران معدود کش میآیند و آسفالت داغ بوی نفت میدهد، لنز دوربین به سمت زندگی چرخیده است. قابهای این گزارش، فراتر از ثبت یک بحران اقلیمی، تصاویری از مقاومت روزمرهاند؛ مردی که سر و صورتش را با دستمال خیس پوشانده تا هرم باد پوستش را نسوزاند، کارگر ساختمانی که روی داربست، میان آسمان و زمین تفدیده ایستاده و عرق از پیشانیاش روی آهن داغ تبخیر میشود و راننده تاکسی که با پنجرههای پایین، باد گرم را به درون اتاقک آهنی هدایت میکند.
زندگی در دمای بالای ۵۰درجه (با همراهی دهلران که در آستانه ۵۰درجه ایستاده) نوعی سازگاری شگفتانگیز را میطلبد. شهر در میانه روز به خوابی اجباری فرو میرود؛ مغازهها کرکرهها را پایین میکشند و خیابانها خالی از هیاهو میشوند. اما این سکوت دیرپای نیست. با غروب آفتاب و آمدن شب، وقتی دمای هوا کمی، فقط کمی تعدیل میشود، بلوار ساحلی و بازارها جان دوباره میگیرند. فلافلفروشیهای لشکرآباد چراغهایشان را روشن میکنند و صدای خنده و گپوگفت شهروندان با صدای موجهای خسته کارون میآمیزد.
این فریمها، تلاشی است برای تماشای صبر کشآمده مردمانی که در گرمایی طاقتفرسا نفس میکشند، کار میکنند و دوام میآورند. تصاویری که پیشرو دارید، نبض زندگی در داغترین نقطه روی زمین است؛ جایی که امید، سرد نمیشود.