همشهری آنلاین - حوادث: این حادثه هولناک، ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ در یکی از روستاهای استان کرمان رقم خورد؛ زمانی که سکوت آرام روستا با صدای پیاپی شلیک گلوله شکسته شد. اهالی روستا با شنیدن صدای انفجارهای ناشی از تیراندازی، با وحشت به سمت منبع صدا رفتند، اما با صحنهای هولناک روبرو شدند.
در میان جاده، دو دستگاه موتورسیکلت در حال سوختن و شعلهور بودند و چهار مرد جوان، غرق در خون، بر روی زمین افتاده بودند. صحنه جنایت بسیار تکاندهنده بود؛ مقتولان در حالی که سوار بر دو دستگاه موتورسیکلت در حال تردد بودند، هدف رگبار گلوله قرار گرفته بودند. بررسیهای اولیه در محل نشان داد که یک دستگاه خودرو نیز بلافاصله پس از وقوع جنایت، از محل گریخته است. خودرویی که سرنشینان آن عامل این جنایت بی رحمانه و هولناک بودند.
با حضور اورژانس در محل، مجروحان با وضعیت وخیمی به بیمارستان منتقل شدند، اما تلاش پزشکان برای نجات جان آنها بیثمر ماند و چهار مرد جوان جان خود را از دست دادند. با اعلام مرگ آنها، تیم جنایی پلیس بلافاصله پرونده را برای کشف عاملان این جنایت هولناک آغاز کرد.
فرار شبانه
تحقیقات اولیه تیم جنایی نشان داد که چهار قربانی که همگی با یکدیگر فامیل بودند، از قبل با فردی به نام میثم دچار اختلافات شدیدی شده بودند. در این شرایط ماموران به سراغ میثم نخستین مظنون این جنایت هولناک رفتند اما او شبانه، وسایل خود را جمع کرده و از استان کرمان گریخته بود. در ادامه، ابعاد بیشتری از این حادثه رازگشایی شد؛ میثم مظنون اصلی این پرونده به همراه دو نفر از بستگانش، نقشه فرار کشیده بودند و تکه های پازل کنار هم که قرار گرفت، مشخص شد میثم و دو نفر از بستگانش که با هم شبانه فرار کرده اند، عاملان اصلی این جنایت هستند.
زندگی پنهانی درپایتخت
در حالی که متهمان گمان میکردند با فرار از استان، نقشه فرارشان گرفته است، پلیس با استفاده از تکنولوژیهای نوین و بررسیهای دقیق، ردپای آنها را در تهران پیدا کرد. نکته کلیدی در این مرحله، تراکنشهای مالی و خرید انجام شده توسط متهمان بود. ماموران با رصد هوشمندانه، متوجه شدند که این افراد مبالغی را به افراد مشکوک پرداخت کردهاند.
تحقیقات نشان داد که این سه مرد قصد داشتند با کمک قاچاقچیان انسان، به صورت غیرقانونی از مرزها عبور کرده و به کشور ترکیه فرار کنند. با این سرنخ، ماموران با شناسایی مشخصات خودروی قاچاقبر در ترمینال جنوب تهران، عملیات تعقیب و مراقبت را آغاز کردند.
پایان ۳ سال فرار
کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران دریافتند که عاملان جنایت قصد دارند سوار بر خودروی قاچاق بر ها شوند و به یکی از شهرهای مرزی کشور بروند که ماموران موفق شدند دو روز قبل هر ۳ را قبل از سوار شدن و خروج از تهران دستگیر کنند تا فرار سه ساله آنها پایان یابد.
پس از دستگیری و انتقال متهمان به اداره دهم پلیس آگاهی تهران، در جریان بازجوییهای، پرده از جزئیات وحشتناک این نقشه قتل برداشته شد.
انتقام جویی هولناک
تحقیقات اولیه نشان داد که یکی از آنها به سمت مقتولان، شلیک کرده و آنها را به رگبار بسته است. او گفت: ما سه نفر با یکدیگر نسبت فامیلی داریم. مقتولان هم با یکدیگر نسبت فامیلی داشتند. یکی از آنها پیش از این با ایجاد مزاحمت برای یکی از آشنایان ما، باعث ایجاد اختلاف شده بود. انگیزه اصلی ما از این تیراندازی مسلحانه، موضوعی ناموسی بود.
او در ادامه به نحوه اجرای نقشه اشاره کرد:پس از آنکه با آنها دچار اختلاف شدیم، تصمیم گرفتیم نقشه قتل را اجرا کنیم. از قبل یک قبضه کلاشینکف تهیه کرده و به کمین نشستیم. میدانستیم که در روز مورد نظر، آنها برای سر زدن به زمینهای خود از آن مسیر عبور میکنند. ما هم سوار بر ماشین منتظر آنها بودیم. البته قصد من تیراندازی به سمت یکی از آنها بود. همان فردی که با او مشکل داشتم. اما به قدری عصبانی بودم که با اسلحه کلاشینکف، آنها را به رگبار بستم.
سردرگمی ۳ ساله
متهمان در بازجوییها فاش کردند که پس از فرار از کرمان، برای گم کردن رد خود در تهران، از هویتهای جعلی استفاده میکردند. آنها با استفاده از مدارک ساختگی، خانهای را به صورت ماهانه اجاره کرده بودند تا در میان جمعیت پایتخت پنهان شوند و منتظر فرصتی مناسب برای ملاقات با قاچاقچیان باشند اما خبر نداشتند که آنها دام گسترده ای برای کلاهبرداری از آنها پهن کرده اند.
متهم در ادامه گفت: هدف نهایی ما، عبور از مرز و رسیدن به ترکیه بود تا از سیستم قضایی ایران خارج شویم. از آنجا می خواستیم به یونان برویم تا مطمئن شویم که دیگر دست پلیس ایران به ما نمی رسد. اما در این ۳ سال، بارها بدبیاری آوردیم. او گفت: هربار که یک قاچاقچی، پیدا می کردیم تا مرا فراری بدهد، کلاهبردار از آب در می آمد و سرمایه ما را بالا می کشید. بعد جیبمان خالی می شد و مجبورمی شدیم با هویت جعلی در تهران کارگری کنیم تا دوباره اندوخته به دست بیاوریم. وقتی بار دیگر شب عید می خواستیم فرار کنیم، ناگهان جنگ آغاز شد و نقشه فرارمان ناکام ماند. تا اینکه چند روز قبل فرد مطمئنی را پیدا کردیم تا ما را از مرز عبور بدهد اما فکرش را نمی کردیم که شناسایی شده ایم و نقشه ما برای فرار از کشور و رسیدن به اروپا، ناتمام خواهد ماند.
پس از انجام تحقیقات اولیه، پرونده این جنایت هولناک با صدور قرار عدم صلاحیت، برای ادامه روند رسیدگی به دادسرای کرمان ارجاع شد.