همشهری آنلاین_فاطمه عسکری نیا: بیشتر از هر سال، مادرهایی را دیدم که پیش از پاسخ دادن به سؤالها، نگاهشان روی قاب عکسی میماند که صاحبش دیگر قرار نبود از آن در وارد شود. مادر نخبگانی که در محل کار مورد حمله موشکی دشمنان قرار گرفتند .آن روزها فهمیدم بعضی خبرها همان لحظه که منتشر میشوند، تازه درون خبرنگار آغاز میشوند.در تحریریه، هیچوقت برای اندوه، فرصت مناسبی وجود ندارد.خبر باید به موقع منتشر شود؛ تیتر باید بسته شود، عکس انتخاب شود و صفحه منتظر نمیماند. برای همین، اشک اغلب عقب میافتد؛ چند ساعت بعد، در راه بازگشت از محل حادثه، پشت چراغ قرمز، یا نیمهشب، وقتی فایل گزارش را بستهای و تازه فرصت کردهای به جملههایی فکر کنی که میان بغض گفته شدند و سکوتهایی که هیچوقت در متن خبر ننشستند.مثل بغضی که ۴ ماه طول کشید تا شکسته شود. سال ۱۴۰۵ برای من، سالِ ناتمامِ سوگ بود.
سالی که در آن، هر مأموریت خبری، دری به خانهای داغدار باز میکرد. کودکانی که در میناب بازیشان ناتمام ماند، مادرانی که یکشبه سیاهپوش شدند، پدرانی که دیگر به خانه برنگشتند، خانوادههایی که جهانشان در فاصله یک تماس تلفنی یا یک انفجار، به «قبل» و «بعد» تقسیم شد.برای مخاطب، خبر با آخرین نقطه تمام میشود؛ اما برای خبرنگار، تازه از همانجا آغاز میشود.
چهرهها در ذهن میمانند. صدای لرزان آدمها، نگاه خیره کودکی که هنوز معنای فقدان را نمیداند، سکوت خانهای که هنوز بوی زندگی میدهد اما زندگی از گوشهای از آن رفته است. بعضی گزارشها هیچوقت بایگانی نمیشوند؛ از صفحه روزنامه به حافظه خبرنگار منتقل میشوند و سالها همانجا میمانند. حقیقت امر این است که خبرنگاری فقط ثبت واقعیت نیست؛ امانتداری رنج انسانهاست. باید حقیقت را نوشت، بیآنکه حرمت اندوه فراموش شود. باید میان سرعت انتشار خبر و شأن آدمهایی که عزیزترین داراییشان را از دست دادهاند، تعادل برقرار کرد؛ تعادلی که هیچ آییننامهای آن را آموزش نمیدهد و فقط میدان حادثه، آن را به خبرنگار میآموزد.شاید به همین دلیل است که امسال، روز خبرنگار برای من بیش از آنکه روز تبریک باشد، روز مکث است؛ روز ادای احترام به همه همکارانی که یک سال تمام، درد مردم را روایت کردند و بسیاری از اندوههای خودشان را پشت صفحههای روزنامه، مانیتورهای تحریریه و میکروفنها پنهان نگه داشتند.
آرزو میکنم سال آینده، قلمهایمان بیشتر از مرگ، از زندگی بنویسند؛ از تولد، از ساختن، از بازگشت امید.کاش سال آینده، صندلیهای هیچ خانهای خالی نباشد و هیچ خبرنگاری، روز خبرنگار را با مرور یک سالِ ناتمامِ سوگ به یاد نیاورد.
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۸
امسال بیشتر از هر سال، خانههایی را دیدم که هنوز بوی زندگی میدادند، اما یکی از صندلیهایشان خالی شده بود.