به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: مصلای تهران، امروز مثل همیشه نیست. آن ستونهای بلند، آن محراب باشکوه، آن صحن پهناور، همه و همه شاهد صحنهای هستند که تاریخ ایران کم به خود دیده است. پیکری در میان است که نه یک تن، که نماد یک امت است. خانوادهای در سوگ، که مصیبتشان مصیبت یک ملت است و ملتی که آمده تا بگوید: «ما ایستادهایم. ما با توایم. ما راه تو را ادامه میدهیم.» این حضور، این سکوت، این غم جانکاه، خود تاسیانهای است بر پیکر دشمنانی که فکر میکردند با ترور میتوانند این ملت را به زانو درآورند.
اینجا، امروز غم و دلتنگی چنان سنگین است که با هیچ ترازویی سنجیده نمیشود. غم، در چشمهای پیرمردی است که از راه دور آمده تا برای آخرین بار، سیدی را ببیند. غم، در بغض زن جوانی است که فرزندش را بر دوش گرفته تا بگوید «ما ماندیم و راهت ادامه دارد». غم، در اشکهای پدری است که فرزند شهیدش را در آغوش گرفته و حالا آمده تا با پدری دیگر وداع کند. این غم، یک غم معمولی نیست. این غم، غم یک ملت است برای رهبری که پدرشان بود. پدری که حالا، در میان تابوت، آرام گرفته است.
این تابوت، اما یک پیام دارد. پیامی که از میان سکوت مصلا، به گوش جهان میرسد. جهان بشنود، یا نشنود. این پیام، «استمرار» است. استمرار راهی که با خون آغاز شد و با خون ادامه یافت. استمرار نهضتی که هر شهیدش، هزاران مجاهد جدید میآفریند. استمرار ملتی که با هر ترور، ریشهدارتر میشود و این، یعنی شکست دشمنی که تصور میکرد با حذف یک نفر، میتواند یک ملت را از پای درآورد.
امروز، مصلای تهران، به نمادی تبدیل شده است. نماد ملتی که غم را با عزت در میآمیزد. نماد ملتی که در اوج ماتم، باز هم قامت خم نمیکند. نماد ملتی که «تاسیان» را نه از ضعف، که از قدرت میگیرد. تاسیانی از جنس اشکهای مردان بیادعا، از جنس بغضهای فروخورده مادران، از جنس دستهای کوچک کودکانی که عکس پدر را بر سینه فشردهاند.
تهران امروز، در مصلای بزرگ، تاریخ را زندگی میکند. تاریخی که نه در کتابها، که در سینهها نوشته میشود. تاریخی که فردا، برای نسلهای آینده روایت خواهد شد: «روزی که ملت ایران، در میان غم و دلتنگی، ثابت کرد که از تهدید نمیهراسد. روزی که تابوت یک مرد، میلیونها مرد را به خیابان آورد. روزی که تهران تاسیان بود، اما تاسیاناش، کوبندهترین پاسخ به دشمنان بود.» این، یعنی پایان روایت شکست. آغاز روایت پیروزی. پیروزیای که در سکوت مصلا و در غوغای دلها، برای همیشه ثبت شد. والسلام.