همشهری آنلاین - گروه سیاسی: پوشش رسانهای در سراسر خاورمیانه نشان میدهد که درباره برنامه هستهای ایران، بحران تنگه هرمز، دیپلماسی دونالد ترامپ و مسئولیت گسترش رویارویی کنونی، شکافهای عمیقی در روایتها وجود دارد. اورشلیمپست اسرائیلی در ادامه گزارشی با عنوان «از تهران تا تلآویو؛ رسانههای خاورمیانه جنگ ایران و مذاکرات آتشبس را چگونه روایت میکنند»، نوشت:
در حالی که ایالات متحده، اسرائیل و ایران میان تشدید تنش و دیپلماسی در رفتوآمد هستند، رسانههای منطقه این بحران را با تعابیر و چارچوبهایی کاملا متفاوت توصیف میکنند.
رسانههای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بهویژه رسانههای نزدیک به عربستان سعودی، جنگ را عمدتا تهدیدی برای امنیت انرژی، کشتیرانی و ثبات منطقهای میدانند. در مقابل، رسانههای اسرائیلی هشدار میدهند که دونالد ترامپ ممکن است با توافقی ضعیف موافقت کند؛ توافقی که به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود اما بخش عمدهای از برنامه هستهای و موشکی ایران را دستنخورده باقی بگذارد.
رسانههای فلسطینی این رویارویی را در قالب تشدید فشار مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران روایت میکنند. رسانههای کردی بر خطر سرایت بحران به مناطق کردنشین ایران تاکید دارند. رسانههای ایرانی و رسانههای همسو با ایران، از جمله رسانههای نزدیک به حزبالله، بحران را نشانهای از افزایش قدرت چانهزنی تهران و متحدان منطقهای آن در برابر آمریکا و اسرائیل میدانند.
بخش عمده این پوششها قابل پیشبینی است. رسانههای اسرائیلی عمدتا بازتابدهنده نگرانیهای امنیتی اسرائیل هستند و رسانههای ایرانی نیز مواضع رسمی تهران را منعکس میکنند. رسانههای سعودی، اماراتی، قطری، فلسطینی، کردی، ترکیهای و لبنانی نیز عموما با منافع، نگرانیها و مواضع سیاسی کشورهای خود همسو هستند. با این حال، تفاوتهایی در لحن و اولویتها دیده میشود؛ رسانههای عربی خلیج فارس آشکارا درباره محدودیتهای اقتصادی گزینه نظامی هشدار دادهاند، رسانههای اسرائیلی کمتر از حد انتظار از فشارهای آمریکا علیه ایران استقبال کردهاند و برخی رسانههای منطقهای نیز اهرم هرمز را نه صرفا نمادی ایدئولوژیک، بلکه واقعیتی دیپلماتیک توصیف کردهاند.
رسانههای عربی حوزه خلیج فارس چه میگویند؟
رسانههایی مانند نشنال، العربیه، عربنیوز و الشرقالاوسط بحران را عمدتا تلاقی خطرناک تشدید نظامی و ریسک اقتصادی توصیف کردهاند. این رسانهها گرچه همدلی آشکاری با تهران ندارند، اما نسبت به جنگی گسترده که کشورهای خلیج فارس را در معرض خطر قرار دهد، نگران هستند. افزایش قیمت نفت، اختلال در کشتیرانی، تلاشهای میانجیگرانه، فشار آمریکا و احتمال استفاده ایران از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار، از محورهای اصلی پوشش آنها بوده است.
عربنیوز در گزارشی به نقل از رویترز در ۴ مه، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا را برجسته کرد که بر اساس آنها جنگ تغییر محسوسی در جدول زمانی برنامه هستهای ایران ایجاد نکرده است. این انتخاب خبری بازتابدهنده نگرانی گستردهتری در کشورهای عربی خلیج فارس بود: آیا هزینههای اقتصادی و دریایی این جنگ دستاورد راهبردی ملموسی داشته است؟
الشرق الاوسط نیز تمرکز ویژهای بر پیامدهای اقتصادی بحران داشته است. این روزنامه گزارش داد که پس از انتشار خبر عبور حدود ۳۰ کشتی از تنگه هرمز و اجازه ایران به برخی کشتیهای چینی برای عبور، قیمت نفت کاهش یافت. در گزارش دیگری نیز نقل شد که وزیر خزانهداری آمریکا از چین خواسته است با استفاده از دیپلماسی، ایران را به بازگشایی تنگه هرمز ترغیب کند.
روزنامه نشنال امارات نیز رویکردی مشابه اتخاذ کرده است. در گزارشی درباره عملیات موسوم به «پروژه آزادی»، این رسانه به روایتهای متضاد تهران و واشنگتن پرداخت؛ ایران مدعی شد یک ناو آمریکایی را از هرمز عقب رانده است، اما فرماندهی مرکزی آمریکا این ادعا را رد کرد. نشنال نوشت که تحلیلگران این طرح را تلاشی تحت رهبری آمریکا برای ازسرگیری محدود تردد تجاری در این آبراه حیاتی میدانند، بیآنکه ماموریت به اسکورت کامل کشتیها در شرایط جنگی تبدیل شود.
در گزارشهای بعدی نیز نشنال تاکید کرد که هر توافق احتمالی پیش از هر چیز با یک معیار سنجیده خواهد شد: آیا کشتیرانی در هرمز را احیا میکند یا نه؟ در نگاه رسانههای عربی خلیج فارس، هرمز موضوعی حاشیهای نیست؛ بلکه نقطهای است که جنگ مستقیما وارد زندگی اقتصادی روزمره میشود.
رسانههای اسرائیلی چگونه به بحران نگاه میکنند؟
رسانههای اسرائیلی همان رویدادها را از دریچهای متفاوت و با نگرانیهای امنیتی جدیتر میبینند. رسانههایی چون اورشلیمپست، اسرائیل هیوم، هاآرتص و واینت بر این نگرانی متمرکز شدهاند که واشنگتن ممکن است با توافقی موقت موافقت کند که جنگ را متوقف کند اما ظرفیت غنیسازی، ذخایر اورانیوم، برنامه موشکی، پهپادی و شبکه نیروهای همپیمان ایران را تا حد زیادی حفظ کند.
اسرائیل هیوم که به جریان راست اسرائیل نزدیکتر است، بارها هشدار داده که ترامپ ممکن است به ایران اجازه دهد از تنگه هرمز بهعنوان اهرم چانهزنی استفاده کند. این روزنامه در گزارشی نوشت که رئیسجمهور آمریکا در حالی عملیات هرمز را متوقف کرده که محاصره همچنان برقرار است و دلیل این اقدام را پیشرفت چشمگیر در مسیر توافق نهایی با تهران عنوان کرده است. در نگاه این رسانه، واشنگتن در حال عبور از سیاست فشار به سمت دیپلماسی است، در حالی که توانمندیهای اصلی ایران همچنان پابرجاست.
تحلیلهای بعدی این روزنامه نیز هشدار داد که تمرکز اصلی ترامپ بر بازگشایی هرمز و کاهش فشار بر بازار جهانی نفت است. از دید این رسانه، تهران میکوشد با واگذاری امتیازاتی محدود در موضوع هرمز، زمان بخرد و در نهایت برنامه هستهای خود را حفظ کند.
وبسایت خبری واینت نیز با رویکردی عملگرایانهتر اما همچنان تردیدآمیز، گزارش داد که ترامپ برای دستیابی به توافق و پایان جنگ یک مهلت یکهفتهای تعیین کرده است. این رسانه همچنین به تداوم محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا اشاره کرد.
رسانههای اسرائیلی در مجموع بر چند محور اشتراکنظر دارند: اورانیوم با غنای بالا همچنان مهمترین نگرانی است، برنامه موشکی و پهپادی ایران تهدیدی راهبردی محسوب میشود و گروههایی مانند حزبالله لبنان و حوثیهای یمن بخشی از شبکه نفوذ منطقهای ایران هستند.
در عین حال، هاآرتص رویکردی انتقادیتر اتخاذ کرده و استدلال میکند که سیاستهای چند سال گذشته اسرائیل، از جمله مخالفت شدید دولت بنیامین نتانیاهو با توافقهای هستهای پیشین، در شکلگیری وضعیت کنونی نقش داشته است. از این منظر، اسرائیل ممکن است به رویاروییای دامن زده باشد که اکنون در حال پایان یافتن بدون شکست راهبردی کامل ایران است.
روایتهای دیگر در منطقه
رسانه قطری الجزیره جنگ را عمدتا در قالب «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» روایت میکند و حملات اسرائیل به لبنان را نیز در همین چارچوب قرار میدهد. الجزیره توجه ویژهای به تلفات غیرنظامیان، پیامدهای انسانی جنگ و امکان پیشرفت دیپلماسی دارد.
رسانههای فلسطینی نیز بحران را بخشی از فشار نظامی گستردهتر آمریکا و اسرائیل در منطقه میدانند. روزنامه القدس در پوشش تصمیم آمریکا برای هدایت کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، این اقدام را از منظر احتمال نظامی شدن بیشتر آبراه بررسی کرده است.
رسانههای کردی مانند روداو و کردستان۲۴ نیز بیش از هر چیز بر پیامدهای امنیتی بحران برای مناطق کردنشین ایران تمرکز دارند و نگران کشیده شدن درگیریها به این مناطق هستند.
رسانههای ایرانی روایتی کاملا متفاوت ارائه میکنند. روزنامه تهران تایمز و دیگر رسانههای نزدیک به حاکمیت، جنگ را تجاوزی از سوی آمریکا و اسرائیل معرفی میکنند. در این روایت، حملات موشکی ایران و فشار بر تنگه هرمز واکنشی مشروع و دفاعی تلقی میشود.
در این رسانهها، غنیسازی اورانیوم حق حاکمیتی ایران توصیف میشود، نه یک بحران اشاعه هستهای. همچنین درخواستهای غرب و اسرائیل برای محدود کردن برنامه هستهای، موشکی و روابط ایران با گروههای مسلح منطقهای، بهعنوان فشار سیاسی در پوشش دیپلماسی معرفی میشود.
سخنگوی وزارت خارجه ایران در مواضعی که بهطور گسترده در رسانههای داخلی بازتاب یافت، تاکید کرد که تهران درباره حقوق هستهای خود مذاکره یا مصالحه نخواهد کرد و حق غنیسازی ایران در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای به رسمیت شناخته شده است.
مهمترین شکاف میان رسانههای منطقه بر سر مسئله «مسئولیت بحران» است. رسانههای اسرائیلی برنامه هستهای، موشکی و سیاست منطقهای ایران را عامل اصلی تنش میدانند. رسانههای عربی خلیج فارس نگرانی مشابهی دارند، اما بیش از هر چیز بر ثبات اقتصادی و امنیت انرژی متمرکزند. رسانههای ایرانی، آمریکا و اسرائیل را مسئول مستقیم بحران معرفی میکنند. رسانههای فلسطینی، قطری و بخشی از رسانههای ترکیهای نیز مسئولیت را میان بازیگران مختلف تقسیم میکنند و بر نقش اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل تاکید دارند.
با وجود این اختلافها، تقریبا همه رسانهها بر یک نکته توافق دارند: بحران از مرحله درگیری نظامی صرف عبور کرده و اکنون به نبردی بر سر اهرمهای قدرت تبدیل شده است؛ از اورانیوم و تحریمها گرفته تا خطوط کشتیرانی، بازار نفت، نیروهای نیابتی و بقا یا شکست سیاسی بازیگران اصلی. در این میان، تنگه هرمز به نماد اصلی این رقابت تبدیل شده است؛ جایی که امنیت منطقهای و اقتصاد جهانی به یکدیگر گره خوردهاند.