همشهری آنلاین - زهرا بلندی: گروه جهادی جهادگران فاطمی حالا پس از سالها از یک تیم کوچک محلی به گروه ۱۸۰نفری تبدیل شده که در بحرانیترین روزهای تهران، درست همزمان با آغاز جنگ تحمیلی سوم، عازم تهران شدند. این جهادگران هر اقدامی از دستشان برمیآمد از آواربرداری تا بازسازی در نقاط مختلف شهر را طی ۶۰روز انجام دادهاند. در این گزارش «علی اکبر احمدی»، مسئول این گروه جهادی، درباره فعالیتهایشان بیشتر توضیح میدهد.
خواندنیهای بیشتر را اینجا دنبال کنید
۱۵سال قبل، آشنایی با سبک زندگی و منش یک شهید، جرقه تولد این گروه جهادی را زد. با تعدادی کمتر از انگشتان دست اقدامات جهادی را در روستاهای محروم شهرستان کاشان شروع کردند. گروه جهادی جهادگران فاطمی حالا پس از سالها از یک تیم کوچک محلی به گروه ۱۸۰نفری تبدیل شده که در بحرانیترین روزهای تهران، درست همزمان با آغاز جنگ تحمیلی سوم، عازم تهران شدند. این جهادگران هر اقدامی از دستشان برمیآمد از آواربرداری تا بازسازی در نقاط مختلف شهر را طی ۶۰روز انجام دادهاند. در این گزارش «علی اکبر احمدی»، مسئول این گروه جهادی، درباره فعالیتهایشان بیشتر توضیح میدهد.
روزهای اول کارشان بازسازی و مرمت خانههای روستایی افراد کمتر برخوردار بود. در کوچهپسکوچههای آبادیهای کاشان سرک میکشیدند و هر جا خانهای محروم از خدمات اولیه پیدا میکردند برای تعمیر آن دست بهکار میشدند. علیاکبر احمدی، مسئول ۳۲ساله گروه جهادگران فاطمی، اقداماتشان در این گروه را با خاطرهای از روزهای اول کارشان شروع میکند: «زمستان بود و یک پوشش نایلونی حکم در و پنجرههای خانه پیرمرد و پیرزنی روستایی را داشت، ما هم چند جوان ۱۹- ۱۸ساله دغدغهمند بودیم که دوست داشتیم قدمی برای افرادی برداریم که جلوی چشممان از کمترین امکانات بیبهره هستند. بسیج شدیم تا چارچوب و شیشه برای خانهشان کار بگذاریم. همگی جوانهایی دغدغهمند بودیم که دلمان میخواست اگر کاری از دستمان برمیآید برای کمک به نیازمندان انجام دهیم. روزهای اول فقط تابستانها و ایام تعطیل به اردو میرفتیم اما به مرور زمان با اضافهشدن تعداد نفرات، کارمان هم گسترش پیدا کرد و حالا برای کار جهادی از کارهای شخصی هم میگذریم.»
از آواربرداری تا خانههایی که دوباره جان گرفتند
حسابی سرشان گرم کارهای جهادی بود اما با شروع جنگ تحمیلی سوم دغدغهشان رنگ دیگری گرفت و اولویتشان شد کمک به مردم تهران و بیمعطلی عازم پایتخت شدند. کار را با آواربرداری یکی از واحدهای مسکونی شهرک شهید بروجردی شروع کردند. احمدی بیشتر درباره فعالیتهای گروه توضیح میدهد: «صاحب همان خانه آسیبدیده اول، خانهاش را با وسایل برای اسکان به ما داد و خودش به منزل یکی از اقوامش رفت. از ۴صبح تا ۷شب، وقت و بیوقت پای کار بودیم. از همان اول در هر کاری از جمعکردن خرده شیشه در خیابان و نایلون کشیدن دور پنجرههای شکسته گرفته تا کارهای تخصصی مثل یافتن پیکر شهدا یا امداد و نجات مشارکت کردیم. هر وقت در جریان آسیبدیدگی یک واحد مسکونی قرار میگرفتیم، فوری اطلاعاتش را دریافت و کار جدید را شروع میکردیم.»
۶۰روز کار جهادی
علی اکبر احمدی خودش کارشناس حقوق است، اما با سالها فعالیت آزاد در امور عمرانی به خوبی با چم و خم این کار آشنا شده است. روال گروه هم بر این اساس است که هرکس با هر حرفهای که بلد باشد، عضو گروه میشود و گوشهای از کار را میگیرد. آنطور که این مدیر گروه جهادی میگوید در این گروه دکتر متالوژی در کنار بنای ساده گچکاری میکند، طلبه همراه با نانوا پنجره میسازد و پیمانکاری که پروژه شخصیاش را رها کرده، رایگان برای مردم کار میکنند.
جهادگران فاطمی در راه اصفهان
نکته جالب دیگر در مورد گروه جهادگران فاطمی این است که اعضای گروهشان طی حضور در تهران از ۱۰۰نفر به نزدیک ۱۸۰نفر رسیده و طی ۶۰روز حضور در تهران در ۶تا ۷نقطه از تهران فعالیت جهادی داشتهاند. علی اکبر احمدی میگوید: «از محله شهید بروجردی و لشکری منطقه ۱۱گرفته تا میدان نماز شهرری، در حد توانایی خودمان کار جهادی انجام دادهایم. تا هفته پیش هم همین روال ادامه داشت، اما وقتی بحث اصفهان مطرح شد و گفتند هنوز حدود ۱۲هزار واحد مسکونی آسیبدیده وجود دارد، ما هم چون ساکن کاشان و زیرمجموعه اصفهان بودیم بنابراین به ما پیشنهاد داده شد که برویم در اصفهان به ادامه فعالیت بپردازیم.»
کارگری با مدرک دکتری
پس از هفتهها حضور در تهران خاطرات زیادی در ذهن اعضای گروه جهادی «جهادگران فاطمی» شکل گرفته و یکی از جالبترینشان مربوط به خانه بمبارانشده خانم دکتری است که ابتدا از حضور این گروه جهادی در منزلش گلایهمند بود. علیاکبر احمدی، مسئول جهادگران فاطمی، سعی میکند اتفاقات آنروز را بدون کم و کاست به یاد بیاورد: «زنی که دکتری مدیریت داشت با چشمانی گریان به ۵نیروی جهادی که برای بازسازی خانه و کارگری به خانهاش آمده بودند، گفت: من دکتر مملکت هستم، نباید این بلا سر خانهام میآمد و اوضاع خانهام اینطور میشد! اما او نمیدانست هر ۵مردی که بهعنوان کارگر در خانهاش مشغول کار جهادی عمرانی بودند، خودشان دکتری دارند و در حوزههای مختلف کارخانه فولادسازی فعالیت میکنند. خانم وقتی متوجه شد کمی احساس شرمندگی کرد و باورش نمیشد این گروه با این موقعیت شغلی کارشان را رها کردهاند و جهادی به مردم خدمت میکنند. از آن پس نهتنها رفتارش با بچهها متفاوت شد بلکه انگار دیگر صبورتر و آرامتر هم شده بود و تلاش میکرد تا جایی که از دستش برمیآید به بچهها کمک کند.»
«در گروهمان سن و شغل معنایی ندارد.»؛ این جمله انگار تکیهکلام احمدی است: «از افراد ۱۸تا ۶۰ساله در این گروه کار میکنند. از استاد دانشگاه گرفته تا بنا و نانوا بینمان حضور دارند. اما ۲روایت از اعضای گروه خیلی جالب است؛ نخست اینکه حاج حسین ستوده، پیمانکار بزرگ ساختمانی، پروژه شخصیاش را رها کرد، با کارگرهای خودش آمد، مزد کارگرها را متقبل شد و برای مردم مجانی گچکاری کرد. مورد دوم، اپراتور لانچر موشکهای هوافضا بود که در اوقات مرخصی ۴۸ساعتهاش، به جای استراحت، میآمد با ما آواربرداری میکرد.»
رازی که یک گروه جهادی را متولد کرد
سالها بود مردم روستای آزران از اتفاقی رازآلود میگفتند که هر صبح، گندم زمینهای پیرمردها و پیرزنهایی که توان چیدن محصولاتشان را نداشتند، چیده و خرمن میشود. هیچکس نمیدانست چهکسی در دل شب این کار را انجام میدهد. بعدها معلوم شد که این کار شهید امرالله معصومی، شهید دوران دفاعمقدس بودکه همراه دوستان صمیمیاش انجام میداد. ۱۵ سال پیش شنیدن همین قصه از زبان دوستان آن شهید، انگیزهای در دل علیاکبر احمدی و چند نفر از دوستان صمیمیاش ایجاد کرد تا به تشکیل گروهی فکر کنند. احمدی بهطور کامل این ماجرا را توضیح میدهد: «طی سفر به آن روستا و گپ و گفتی که با دوستان صمیمی شهید امرالله معصومی داشتیم، متوجه شدیم شهید معصومی وقتی متوجه میشد پیرمرد یا پیرزنی در روستا هست که نه خودش توانایی چیدن گندم دارد و نه کسی را دارد که این کار را برایش انجام دهد، شبهنگام با یکی دو نفر از دوستانش راهی گندمزار میشدند، تمام گندمها را میچیدند، وسط زمین خرمن میکردند و قبل از اینکه هوا روشن شود، محل را ترک میکردند و برمیگشتند خانهشان تا کسی آنها را نبیند و متوجه نشود چهکسی این کار را کرده است.»
این عضو گروه جهادی ادامه میدهد: «آن روز وقتی این داستان را شنیدیم، متحول شدیم و از این شهید بزرگوار درس گرفتیم و دنبال راهی بودیم که چه خدمت بیمنتی میتوانیم به مردم ارائه دهیم. با همان جمع ۳-۲ نفره این گروه جهادی را ابتدا با ارائه کمکهای عمرانی برای بازسازی خانههای افراد سالخورده کم برخوردار شروع کردیم و به مرور هر روز کارمان گستردهتر شد.»