به گزارش همشهری آنلاین، کارن امیدی در حالی که فقط ۲۳ سال دارد، چند سالی است مدیریت موزه جنگ جهانی دوم را در لاهیجان بر عهده گرفته. او روایت علاقهمندیاش به این موزه را به همشهری توضیح میدهد و میگوید: «نخستین بار از سن ۷،۸ سالگی با ویدئوگیمها، رسانهها و فیلمها با موضوع جنگ جهانی دوم آشنا شدم. نخستین نسل از ویدئوگیمها با موضوعات متعدد از جمله جنگ جهانی دوم وارد بازار شده بود و به نوعی اولین جرقه علاقهمندی من همان موقع زده شد. وقتی داشتم ویدئوگیم با موضوع جنگ جهانی دوم بازی میکردم، ذهنم درگیر این موضوع شد که چه اتفاقی دارد میافتد. به جنگ علاقهای نداشتم و میدانستم جنگ چیز بدی است و هیچ زیبایی در خود ندارد. با همه اینها، علاقهمند بودم درباره تاریخ جنگ و رویدادهای مرتبط با آن بیشتر بدانم.»
او بعدتر در سن ۹ سالگی از ویدئوگیمها و فیلمهای مرتبط عبور کرد و متوجه شد جنگ جهانی دوم یعنی چه. امیدی میگوید: «شروع به مطالعه و یادگیری درباره تاریخ جنگ جهانی دوم کردم. کتاب میخواندم و مستند تماشا میکردم. با دوربین از روی صفحه تلویزیون برخی از بخشهای مستند را فیلمبرداری میکردم تا در مدرسه درباره تاریخ جنگ با همکلاسیها و معلمها صحبت کنم.»
کارن امیدی که از دوران نوجوانی به فکر راهاندازی موزه جنگ جهانی دوم افتاده است، میگوید: «در یکی از سفرهایی که به همراه پدر و مادرم به وین اتریش داشتیم به موزه فروید رفتم؛ موزهای که در واقع آپارتمان شخصی زیگموند فروید، پدر روانکاری است که به موزه تبدیل شده. من قبل از آن موزهای زیادی دیده بودم، ولی موزه فروید یک تفاوت ویژه داشت. چیزی که آنجا نظر من را جلب کرد، این بود که هر اتاق به یک موضوع اختصاص داشت. مثلا یک اتاق مختص لوازم شخصی فروید بود و اتاق دیگر به تصاویر و ویدئوهای منتشر شده از او اختصاص داشت. روی هم رفته این ایده به ذهنم رسید که چرا چنین کاری خودم انجام ندهم. هر وقت با پدر و مادرم برای سفرهای کاری به کشورهای خارجی میرفتیم، هر شی که مرتبط با جنگ جهانی دوم میشد و میتوانستم را از عتیقهفروشیهای نظامی میخریدم. در آلمان، ایتالیا و فرانسه فروشگاههایی عتیقه نظامی وجود داشت.»
او ادامه میدهد: «پدر و مادرم در تولید ماشینآلات مواد غذایی فعالیت میکنند، در سال ۱۳۹۱ املاکی خریداری کردند که در محوطه آن یک دفتر قدیمی قرار داشت. سولهها به صورت کارخانه درآمد و این دفتر قدیمی بلااستفاده ماند. همان موقع ایده راهاندازی موزه جنگ جهانی دوم به ذهنم رسیده بود و به این فکر افتادم که دفتر قدیمی را به موزه تبدیل کنم. از سن ۱۴ تا ۱۸ سالگی موفق شدم کلکسیونی از آن دوران جمعآوری کنم. در ابتدا به غیر از دوست، آشنا و فامیل کسی از این کلکسیون بازدید نکرده بود. در دوران پاندمی کرونا تلاش کردم موزه را افتتاح کنم و به پیشنهاد مادرم در سال ۱۳۹۹ با میراث فرهنگی وارد مکاتبه شدم. خوشبختانه میراث فرهنگی بعد از بازدید از دفتر قدیمی و کلکسیون آن مجوز راهانداری موزه را صادر کرد.»
موزهای که برای گردشگران جذاب شد
موزه جنگ جهانی دوم لاهیجان در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ افتتاح شد. امیدی اشاره میکند: «آن موقع در حال حرکت از سوی مجموعهداری به سوی موزهداری بودم. بعد از راهاندازی موزه، سعی کردم در سفرهای خارجی از موزههای جنگ جهانی دوم بازدید کنم و در بسیاری از رویدادهای مرتبط با این موضوع، حضور یافتم. حتی با برخی از کهنه سربازان جنگ جهانی دوم دیدار کردم. برای همین، در ۴، ۵ سالی که موزه افتتاح شد، تغییرات گستردهای در آن دادم تا به شکل امروز دربیاید.»
برای اینکه موزه جنگ جهانی دوم لاهیجان مورد استقبال قرار بگیرد، زمان برده است. امیدی توضیح میدهد: «موزه در این چند سال توانسته افراد زیادی را به خود جذب کند. حتی تا امروز میزبان ۵ سفیر خارجی بودهایم. علاوه بر گردشگران داخلی، در زمینه جذب توریستهای خارجی هم موفق بودهایم و توریستهایی از کشورهای روسیه، فرانسه، ایتالیا، هندوستان و پاکستان از موزه بازدید کردهاند. تاکنون مدارس استقبال ویژهای از موزه جنگ جهانی دوم داشتند. بازدید از موزه برای دانشآموزان و دانشجویان رایگان است و در این چندسال اخیر توانستیم میزبان چندصد بازدیدکننده دانشآموز از لاهیجان، لنگرود، رودسر، رودبنه، رشت، انزلی و شهرهای دیگر گیلان باشیم. همچنین دانشجویان دانشگاه گیلان، دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان و... از موزه جنگ بازدید کردند. از دانشجویان دانشگاه دافوس نیز میزبانی کردیم که در ارتش خدمت میکنند.»
او بعد صحبتهایی از این جنس را چاشنی میکند: «در این موزه ما سعی کردیم به طور تخصصی روی موضوعات جنگ جهانی دوم متمرکز باشیم. برای ما مهم بود موزه جنگ جهانی دوم را به شکل یک شی نبینیم و چیزی فراتر از آن باشد. در واقع ما میخواستیم به اشیاء اهمیت دهیم. به طور مثال، چیزی که شخصا از موزههای خارجی دریافت کردم، این بود که چقدر ارائه اطلاعات مهم است. در این موزه در هر اتاق بنرهایی نصب شده که به صورت تیتروار اتفاقات سال به سال را توضیح داده است. علاوه بر آن، با توضیحات راهنما، سعی کردیم مخاطب ارتباط عمیقی با موضوع بگیرد. مثلا ما نمیگوییم که این یک یونیفرم است، بلکه میگوییم سال ۱۹۴۴ نبرد نرماندی رخ داد و این یونیفرم مربوط به این نبرد است. این ارتباط وقتی بین دادهها، مقالهها و شی موجب میشود مخاطب درک عمیقتری از رویدادهای تاریخی پیدا کند.»
اتاق ایران در موزه جنگ جهانی
دو سال بعد از شروع جنگ جهانی دوم، ایران به اشغال متفقین درآمد و از شهریور سال ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و نیروهای انگلیسی از جنوب وارد کشور شدند. در ادامه مهاجران لهستانی و برخی از نیروهای آمریکایی ساکن ایران شدند. در این موزه بخشی به ایران در جریان جنگ جهانی دوم پرداخته است. کارن امیدی در این باره میگوید: «درباره ایران یک اتاق کامل داریم و اتفاقا یکی از اهداف مهمی که این موزه دنبال میکند، ارائه اتفاقاتی است که در زمان اشغال ایران رخ داد. ایران در جنگ جهانی دوم لقب پل پیروزی گرفت. البته پل پیروزی لزوما به یک پل اشاره نداشت و کلا به کشور ما اشاره دارد. متفقین به سه دلیل در جنگ جهانی دوم به ایران حمله کردند؛ وجود منابع نفت و گاز بود، ترس از تشکیل ستون پنجم آلمانیها و ارتباط نسبتا دوستانه ایرانی و آلمانیها و از همه مهمتر، اهمیت جغرافیایی ایران برای ارتباط متفقین غربی با شوروی. از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱ این موضوعات برای متفقین مهم بود، ولی از سال ۱۳۴۱ که آلمان در عملیات بارباروسا به شوروی حمله کرد، موقعیت و منابع ایران دارای اهمیت بیشتری برای متفقین شد.»
به گفته امیدی، برای ارسال تسهیلات به شوروی ۳ راه وجود داشت؛ مسیر شمال آتلانیک یا شمال اقیانوس اطلس که هم در بیشتر سال یخ زده بود و هم تهدید زیردریایی آلمانی ها وجود داشت، مسیر آلاسکا به شوروی که اگرچه به شوروی نزدیک بود، ولی از جبهه جنگ دور بود و مسیر کریدور پارس که از ایران میگذشت.
او ادامه میدهد: «همان موقع ایران راهآهنی داشت که خلیج فارس را به دریای کاسپین متصل میکرد. همین موضوع سبب شد در سوم شهریور ۱۳۲۰ عملیاتی علیه ایران صورت بگیرد؛ به این ترتیب، حمله نیروهای بریتانیا از جنوب و جنوب غرب و نیروهای شوروی از شمال، شمال غرب و شمال شرق به ایران بود. این نخستین موضوعی است که در اتاق ایران به آن پرداخته شده. مثلا از برادران بایندر که غلامعلی بایندر، فرمانده نیروی دریایی در خرمشهر توسط بریتانیا به شهادت میرسد و یک روز بعد یداله بایندر هم به دست نیروهای شوروی شهید میشود.»
او با بیان اینکه به طور کلی اشیاء در این اتاق مربوط به ایران در زمان جنگ جهانی دوم است، تاکید میکند: «موضوع دیگر ورود مهاجران لهستانی به ایران را در بر میگیرد. ورود لهستانیها (حدود ۱۲۰ هزار پناهجوی لهستانی) به ایران جزو مواردی است که مستقیما به جنگ جهانی دوم مربوط میشود. آنها از طریق بندر انزلی وارد کشور و در کمپهای خاصی در تهران، اصفهان و اهواز مستقر شدند. یکسری از مهاجران لهستانی بعد از جنگ هم در ایران ماندگار شدند و تشکیل خانواده دادند.»
این محقق یادآور میشود: «یکی از چیزهای جالبی که از سفرهای خارجی به دست آوردیم، نقشهای است که از گیلان و مازندران آن دوران کشیده شده. این نقشهها به قدری با دقت فراوان کشیده شده که جاهایی مانند لاهیجان، لنگرود، چمخاله و... در آن آمده است.»
به گفته مدیر تنها موزه جنگ جهانی دوم در ایران، یکی از سوالات کلیدی که بازدیدکنندهها میپرسند، این است که گیلان چه ارتباطی به جنگ جهانی دوم دارد؟ امیدی تاکید میکند: «گیلان با تاریخ جنگ جهانی دوم در ایران گره خورده است چون هم لهستانیها از این منطقه وارد ایران شدند و هم اینکه در شهریور ۱۳۲۰ به این مناطق حمله شد. همچنین در ۷ شهریور ۱۳۲۰ با اینکه لاهیجان شهر کوچکی بود، بمباران شد و بعد به اشغال نیروهای شوروی درآمد.»
او با بیان اینکه بخشی از اتاق ایران به ماجرای کنفرانس تهران مربوط میشود، میگوید: «وقتی صحبت از کنفرانس تهران میشود، اغلب به یاد دیدار روزولت، استالین و چرچیل در ایران میافتند، ولی کنفرانس تهران داستانهای جالبی هم دارد. یکی اینکه استالین همیشه عادت داشت با قطار سفر کند و برای نخستین بار برای حضور در کنفرانس تهران سوار هواپیما شد.»
امیدی با بیان اینکه بازدیدکنندگان در ورود به موزه ابتدا با تاریخ بینالمللی جنگ جهانی دوم آشنا میشوند، ادامه میدهد: «ابتدا ما می خواهیم به بازدیدکنندهها بگوییم که از نظر بینالمللی جنگ جهانی دوم چه بود، چقدر کشته داد و چه نبردهایی صورت گرفت. بعد از اینهاست که افراد وارد اتاق ایران میشوند. مثلا وقتی درباره نبردها به عملیات نرماندی میرسیم و بعد در اتاق ایران در مییابیم تصمیم برای عملیات نرماندی در کنفرانس تهران گرفته شده است. در اینجا ما سعی میکنیم اطلاعات پیوسته از نظر افراد عبور کند تا درک بهتری از ماجرا داشته باشند گویی که به صورت زنده از وقایع جنگ جهانی دوم مطلع میشوند.»