به گزارش همشهری آنلاین او در پاسخ به این پرسش که آیا با کاهش درگیریهای نظامی میتوان شرایط را عادی تلقی کرد، گفت: «اینکه تصور کنیم جنگ تمام شده، برداشت دقیقی نیست. ما با یک جنگ ترکیبی مواجهیم که ابعاد اقتصادی آن اکنون پررنگتر شده است. وقتی طرف مقابل به اهداف نظامی خود نمیرسد، طبیعی است که زمین بازی را به حوزهای منتقل کند که اثرگذاری بیشتری دارد؛ یعنی اقتصاد و معیشت مردم.»
آلاسحاق کلید عبور از این وضعیت را «استقرار مدیریت جنگی» دانست و توضیح داد: «در شرایط جنگی، همه ارکان کشور باید تحت فرماندهی واحد عمل کنند. تصمیمگیریها باید سریع، هماهنگ و متناسب با شرایط باشد. نمیتوان با بروکراسی عادی و آییننامههای معمول، اقتصاد جنگی را اداره کرد.»
این وزیر اسبق بازرگانی در بخش دیگری از سخنان خود به سیاستهای ارزی پرداخت و آن را یکی از محورهای اصلی فشار اقتصادی دانست. او گفت: «در شرایط عادی میتوان درباره آزادسازی نرخ ارز یا سیاستهای مختلف ارزی بحث نظری کرد، اما در شرایط جنگی، اولویت با ثبات و مدیریت است. نرخ ارز نباید بهگونهای رها شود که مستقیماً به افزایش قیمت کالاهای اساسی منجر شود.» وی افزود: «سیاست ارزی باید در خدمت تابآوری اقتصاد باشد، نه اینکه خود به عامل بیثباتی تبدیل شود. تخصیص ارز، کنترل بازار و نظارت بر قیمتها باید با نگاه جنگ اقتصادی انجام شود. در چنین شرایطی، انعطاف در سیاستگذاری ضروری است و نمیتوان به یک نسخه ثابت پایبند بود.»
آلاسحاق همچنین از «سیاسی شدن اقتصاد» بهعنوان یکی از مشکلات ساختاری نام برد و تصریح کرد: «وقتی تصمیمات اقتصادی با اهداف سیاسی گرفته میشود، کارایی کاهش مییابد. در شرایط جنگی این مسئله خطرناکتر است، چون مستقیماً بر معیشت مردم اثر میگذارد.» او در خصوص تأمین کالاهای اساسی نیز با رد نگرانیهای جدی گفت: «ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباط با کشورهای متعدد، مسیرهای متنوعی برای تأمین کالا دارد. علاوه بر آن، تولید داخلی در بسیاری از حوزهها تقویت شده و ذخایر مناسبی وجود دارد.»
متن خلاصه شده این گفتگو را بخوانید:
همشهری: اولین سوال این است؛ آیا واقعاً ما در شرایط جنگی هستیم؟ برخی تصور میکنند با کاهش درگیریهای نظامی، شرایط عادی شده است.
آلاسحاق: اینکه بگوییم الان جنگ نیست، به نظر من یک برداشت بسیار سطحی است. ما بهواقع با تمام شاخصها در شرایط جنگی هستیم؛ حتی فراتر از جنگ کلاسیک. مسئله این است که شکل جنگ تغییر کرده است. دیگر صرفاً توپ و تانک و حمله نظامی نیست. جنگ امروز، یک جنگ ترکیبی است؛ ترکیبی از فشار نظامی، اقتصادی، روانی و حتی فرهنگی.
در مورد حمله نظامی هم باید توجه داشت که این موضوع کاملاً وابسته به محاسبات طرف مقابل است. آمریکا اگر بخواهد وارد یک عملیات گسترده شود، باید هزینه و فایده آن را بسنجد. دو ریسک بسیار بزرگ برایش وجود دارد؛ یکی اینکه با تمام این هیمنه و امکانات وارد شود و موفق نشود. در این صورت، تمام اعتبار و جایگاه بینالمللیاش زیر سؤال میرود. این فقط یک شکست نظامی نیست؛ بلکه به معنای از دست دادن منافع سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی است که در طول دههها به دست آورده.
ریسک دوم این است که اصلاً هدفش چیست؟ در ابتدا اهداف بسیار بزرگی داشتند؛ تصور میکردند میتوانند در مدت کوتاهی ساختار نظام را متزلزل کنند. حتی صحبت از تجزیه ایران و ایجاد چند کشور بود. اینها اهدافی بود که با هماهنگی برخی بازیگران منطقهای دنبال میکردند. اما وقتی دیدند این اهداف محقق نمیشود، سطح اهداف را پایین آوردند. از آن سناریوهای بزرگ رسیدند به موضوعاتی مثل پرونده هستهای. وقتی دیدند این هم به نتیجه نمیرسد، حالا رسیدهاند به موضوع تنگه هرمز.
این تغییرات نشان میدهد که در حوزه نظامی به اهدافشان نرسیدهاند. بنابراین طبیعی است که زمین بازی را تغییر دهند و وارد حوزهای شوند که تصور میکنند اثرگذاری بیشتری دارد؛ یعنی اقتصاد.»
همشهری: یعنی شما معتقدید اکنون وارد فاز جنگ اقتصادی شدهایم؟
آلاسحاق: دقیقاً همینطور است. البته این جنگ اقتصادی چیز جدیدی نیست؛ از ابتدای انقلاب تحریمها وجود داشته و انواع فشارها را تجربه کردهایم. اما تفاوت امروز این است که تمرکز دشمن روی نقاطی است که مستقیماً با زندگی روزمره مردم ارتباط دارد.
الان دیگر بحث صرفاً تحریمهای کلان نیست؛ بلکه هدفگذاری روی کالاهای اساسی، قیمتها، نرخ ارز، اشتغال، سرمایهگذاری و بهطور کلی معیشت مردم است. یعنی همان حوزههایی که مردم در کوتاهمدت با آن درگیر هستند و فشار را مستقیم احساس میکنند.
هدف هم کاملاً روشن است؛ ایجاد نارضایتی عمومی. آنها تصور میکنند اگر فشار اقتصادی به حدی برسد که زندگی مردم سخت شود، این نارضایتی به رفتار اجتماعی تبدیل میشود. حتی روی سناریوهایی مثل اعتصاب، اعتراضات و بیثباتی داخلی هم حساب باز کردهاند. این همان جنگ ترکیبی است؛ ترکیبی از اقتصاد، روان و تهدید.
همشهری: این تحلیل شما تا چه حد با واقعیتهای میدانی همخوانی دارد؟ آیا این فشارها واقعاً میتواند به نتیجه برسد؟
آلاسحاق: ببینید، نمیشود گفت هیچ اثری ندارد. قطعاً اثر دارد. مردم تحت فشار هستند، گرانی وجود دارد، مشکلات معیشتی واقعی است و نمیشود آن را انکار کرد. اما نکته مهم این است که این فشارها لزوماً به معنای موفقیت کامل طرف مقابل نیست.
ما باید وضعیت خودمان را هم ببینیم. در حوزه نظامی، به یک توازن رسیدهایم. اینطور نیست که طرف مقابل بتواند هر کاری بخواهد انجام دهد. همین که با احتیاط رفتار میکنند، نشاندهنده همین توازن است. در حوزه مردمی، سرمایه اصلی ما مردم هستند. مردم در این مدت نشان دادهاند که علیرغم همه فشارها، ایستادهاند. این یک سرمایه بسیار بزرگ است.
در حوزه دیپلماسی هم، برخلاف برخی نگرانیها، وحدت نسبی وجود دارد. ممکن است اختلافنظرهایی باشد، اما در سطح کلان، یک انسجام قابل قبول دیده میشود. بنابراین ما در این تقابل، کاملاً دست بسته نیستیم.
همشهری: با این شرایط، آینده این تقابل را چگونه میبینید؟
آلاسحاق: در مجموع، سه سناریو میتوان متصور بود. یا ما موفق میشویم و طرف مقابل تحت فشار عقبنشینی میکند. یا یک وضعیت فرسایشی ایجاد میشود که نه جنگ کامل است و نه صلح. یا خدای نکرده شرایط به سمتی میرود که ما دچار محدودیتهای جدی میشویم.
اما نکته کلیدی این است که در هر سه حالت، نوع مدیریت ما تعیینکننده است. اگر مدیریت ما درست باشد، حتی در سناریوی فرسایشی هم میتوانیم شرایط را به نفع خود تغییر دهیم. اما اگر با همان رویکردهای معمول ادامه دهیم، مشکلات تشدید میشود.
همشهری: شما چند بار به «مدیریت جنگی» اشاره کردید. دقیقاً منظورتان چیست؟
آلاسحاق: ببینید، در همه دنیا، در همه دورههای تاریخی، وقتی کشوری وارد جنگ میشود، یک نوع خاصی از حکمرانی شکل میگیرد که به آن مدیریت جنگی میگوییم. در این مدل، همه امکانات کشور در خدمت هدف اصلی قرار میگیرد. یعنی چه؟ یعنی اقتصاد، سیاست، رسانه، فرهنگ، همه باید هماهنگ و تحت یک فرماندهی واحد عمل کنند. تصمیمگیریها سریع، قاطع و متناسب با شرایط جنگی است.
اما مشکل ما این است که هنوز این باور بهطور کامل شکل نگرفته. برخی از مسئولان هنوز با ذهنیت شرایط عادی تصمیم میگیرند. با آییننامهها و بروکراسی معمول میخواهند مسائل را حل کنند. این در حالی است که در شرایط جنگی، چنین رویکردی جواب نمیدهد. در شرایط جنگ، حتی یک تصمیم اشتباه یا یک تأخیر ساده میتواند هزینههای بسیار بزرگی ایجاد کند. بنابراین باید ساختار تصمیمگیری متناسب با شرایط تغییر کند.
همشهری: این موضوع در حوزه اقتصاد چه نمودهایی دارد؟
آلاسحاق: در اقتصاد، مهمترین مسئله معیشت مردم است. در شرایط جنگی، یکی از پایههای اصلی موفقیت، تابآوری مردم است. اگر مردم نتوانند فشارها را تحمل کنند، کل ساختار دچار مشکل میشود. ما میدانیم که بخش عمده هزینه خانوارها در چند حوزه اصلی متمرکز است؛ خوراک، مسکن، بهداشت، آموزش و پوشاک. اگر در این حوزهها افزایش شدید قیمت داشته باشیم، یعنی داریم به پایههای تابآوری جامعه ضربه میزنیم.
الان متأسفانه در برخی از این حوزهها شاهد افزایشهای قابل توجه هستیم. این موضوع فقط ناشی از جنگ نیست، بلکه به دلیل ضعف در مدیریت و عدم توجه به اولویتهاست.
همشهری: شما به تجربه خودتان در دهه ۷۰ اشاره کردید. آن تجربه چه درسی برای امروز دارد؟
آلاسحاق: آن زمان ما در شرایط بسیار سختی بودیم. حتی در مقطعی، ذخایر گندم کشور به چند روز رسیده بود. اما با یک رویکرد کاملاً جنگی، توانستیم وضعیت را مدیریت کنیم. کالاها را به سه دسته تقسیم کردیم؛ حساس، ضروری و عادی. کالاهای حساس مثل گندم، برنج، روغن و دارو باید به هر قیمتی تأمین میشدند. بعد از تأمین، نظارت بسیار شدید روی توزیع انجام میدادیم تا به دست مردم برسد.
همه دستگاهها هماهنگ بودند. حتی اگر اختلافنظر هم وجود داشت، در نهایت تابع فرماندهی واحد بودیم. این تجربه نشان میدهد که با مدیریت درست، حتی در شرایط بسیار سخت هم میتوان کشور را اداره کرد.
همشهری: یکی از انتقادهای شما، سیاسی بودن اقتصاد است. این موضوع چه تأثیری در شرایط فعلی دارد؟
آلاسحاق: بزرگترین مشکل اقتصاد ما همین است. اقتصاد باید با منطق اقتصادی اداره شود، نه با ملاحظات سیاسی. وقتی تصمیمات اقتصادی بر اساس اهداف سیاسی گرفته شود، نتیجهاش کاهش بهرهوری و افزایش هزینههاست.
در شرایط جنگی، این مسئله خطرناکتر هم میشود. چون هر تصمیم اشتباه میتواند مستقیماً بر معیشت مردم تأثیر بگذارد. ما باید اجازه دهیم اقتصاد با قواعد خودش عمل کند، بهخصوص در شرایط حساس فعلی.
همشهری: درباره تأمین کالاهای اساسی و دارو هم نگرانیهایی وجود دارد. آیا این نگرانیها جدی است؟
آلاسحاق: به نظر من، در این حوزه نگرانی جدی وجود ندارد. ما هم ذخایر مناسبی داریم، هم تولید داخلی تقویت شده، هم موقعیت جغرافیایی خاصی داریم. ایران با حدود ۱۵ کشور همسایه ارتباط دارد و این یعنی امکان دسترسی به مسیرهای مختلف برای تأمین کالا وجود دارد.
حتی اگر در برخی مسیرهای دریایی محدودیت ایجاد شود، میتوان از مسیرهای دیگر استفاده کرد. ضمن اینکه در بسیاری از حوزهها، تولید داخلی به سطح قابل قبولی رسیده است.
همشهری: در نهایت، اگر بخواهید یک جمعبندی داشته باشید، مهمترین اقدام چیست؟
آلاسحاق: به نظر من، مهمترین اقدام این است که اول بپذیریم در شرایط جنگی هستیم. این پذیرش، پایه همه تصمیمات بعدی است. بعد از آن، باید مدیریت کشور را متناسب با این شرایط تنظیم کنیم؛ یعنی فرماندهی واحد، تصمیمگیری سریع و اولویت دادن به معیشت مردم.
اگر این کارها انجام شود، با توجه به ظرفیتهایی که داریم، میتوانیم از این مرحله عبور کنیم. حتی معتقدم اگر مدیریت جنگی بهدرستی اجرا شود، در مدت نهچندان طولانی میتوانیم شرایط را به نفع خود تغییر دهیم.