همشهری آنلاین - گروه سیاسی: موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک مستقر در انگلیس در گزارشی با عنوان «چین و جنگ ایران: عملگرایی و تابآوری ملی»، به نحوه بازیگری قدرت دوم اقتصادی دنیا در جریان جنگهای خاورمیانه پرداخت.
متن کامل این گزارش را میخوانید:
واکنش چین به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هم از پیامدهای اقتصادی جنگ تاثیر پذیرفته و هم از بلندپروازیهای حزب کمونیست چین در خاورمیانه و «جنوب جهانی».
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اثر محدودی بر چین داشته است. اقتصاد چین کمبودهای زنجیره تامین را بهتر از بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی تاب آورده و مداخلهگری آمریکا نیز به تلاشهای پکن برای ترویج نظمی بدیل در جهان یاری رسانده است. افزون بر این، جنگ در ایران بخشی از ظرفیتهای آمریکا را از اقیانوس آرام منحرف کرده و به فرسایش «سطوح محدود» ذخایر مهمات ایالات متحده انجامیده است.
با این حال، بررسی ادبیات دانشگاهی چین و مواضع رسمی حزب کمونیست چین نشان میدهد حوزههای مهمی از نگرانی در درون حاکمیت در حال بحث است: آسیبپذیری چین در برابر زنجیرههای تامین جهانی؛ تاثیر جنگ بر توانایی چین برای معرفی خود بهعنوان رهبر بیطرف «جنوب جهانی»؛ و اینکه چگونه اقدامات آمریکا میتواند قدرتهای میانه را از چین دور کند.
نکته مهم آنکه واکنش چین به جنگ جاری ایران باعث شده پکن همچنان در منطقهای که میکوشد روابطی «بیطرف، اما نه با فاصله برابر» با همه کشورها حفظ کند، سیاست موازنهگری را ادامه دهد. با وجود آنکه چین از نقش خود در عادیسازی روابط ایران و عربستان سعودی سخن گفته، پس از ۲ حمله به ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ تمایلی به ایفای نقش علنی و پیشرو در میانجیگری نشان نداده است. در عوض، پکن همچنان ۵ اصل همزیستی مسالمتآمیز را مبنای روابط خارجی خود قرار داده و همزمان تلاشها برای تقویت خوداتکایی و تابآوری ملی را تشدید کرده است.
واکنش اولیه چین
در روزهای آغازین جنگ ایران، واکنش رسمی چین در مقایسه با مواضع تندتری که در قبال برخی بحرانهای اخیر اتخاذ کرده بود، ملایمتر بود. این امر احتمالا به دلیل غیرقابلپیشبینی بودن جنگ ایران و نگرانی از تاثیر آن بر جاهطلبیهای راهبردی چین در خاورمیانه بود.
در نخستین روز درگیری (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، وزارت خارجه چین اعلام کرد «بهشدت نگران» است و خواستار توقف عملیات نظامی شد. روز بعد، چین اعلام کرد اقدامات آمریکا و اسرائیل ناقض منشور ملل متحد و حاکمیت و تمامیت ارضی ایران است، اما از محکومسازی مستقیم پرهیز کرد. در بیانیه وزارت خارجه تنها آمده بود که «چین قاطعانه مخالف و شدیدا محکوم میکند» ترور رهبر جمهوری اسلامی، [آیتالله]سیدعلی خامنهای را.
این در حالی است که پس از بازداشت نیکلاس مادورو در ژانویه ۲۰۲۶، وزارت خارجه چین اعلام کرده بود «عمیقا شوکه شده و شدیدا محکوم میکند» و از تعبیر «نگرانی جدی» استفاده کرده بود که از «نگرانی شدید» بهکاررفته در موضوع ایران قویتر است. این لحن حتی از «نگرانی عمیق» چین پس از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز تندتر بود. با گذشت زمان، چین بهتدریج لحن محکومیت خود نسبت به اقدامات آمریکا و اسرائیل را تشدید کرد.
رویکرد چین به میانجیگری همچنان مبتنی بر ۵ اصل همزیستی مسالمتآمیز است: احترام متقابل به حاکمیت و تمامیت ارضی؛ عدم تجاوز؛ عدم مداخله در امور داخلی؛ برابری و منفعت متقابل؛ و همزیستی مسالمتآمیز. از این منظر، واکنش محتاطانه و سنجیده به بحرانها با منافع چین همسو است. با این حال، تفاوت لحن در واکنشها نشان میدهد که پاسخ اولیه پکن به جنگ ایران بازتابی از نوعی تردید در درون حزب کمونیست درباره نحوه مواجهه با رخدادهایی بود که تماما به نفع چین نبود.
عملگرایی با محوریت تابآوری ملی
مهمترین نگرانی چین، تهدید منافع اقتصادیاش از سوی این جنگ بوده است. چین بهشدت به منطقه برای تامین هیدروکربنها وابسته است و در حال حاضر ۵۲ درصد نفت وارداتی خود را از خاورمیانه تامین میکند. همچنین از پیوندهای اقتصادی با این منطقه برای گسترش صادرات صنعتی و فناورانه خود بهره میبرد.
۲ ماه پس از آغاز درگیری، به نظر میرسد اقتصاد چین از اثرات کوتاهمدت جنگ جان سالم به در برده است. با اتکا به رشد صادرات و تولیدات فناورانه، اقتصاد چین در ۳ماهه نخست سال ۵ درصد رشد کرد. فعالیت کارخانهای نیز در آوریل برای دومین ماه پیاپی افزایش یافت؛ هرچند بخشی از آن ناشی از خریدهای پیشدستانه در انتظار افزایش قیمتها بود.
با وجود این تابآوری، نگرانیها درباره توان اقتصاد برای تحمل آثار میانمدت و بلندمدت جنگ رو به افزایش است. در گزارش نشست آوریل پولیتبورو تاکید شد شاخصهای کلیدی از «تابآوری و پویایی قدرتمند» اقتصاد حکایت دارد، اما چین همچنان به «ارتقای سطح امنیت انرژی و منابع» ادامه خواهد داد.
یکی از حوزههای نگرانی، آسیبپذیری چین در برابر اختلال در تامین جهانی برخی محصولات شیمیایی کلیدی برای کشاورزی و صنعت است. حدود ۴۵ درصد متانول وارداتی چین و ۱۰ درصد پلیاتیلن آن از ایران تامین میشود و جنگ موجب افزایش ۱۵ تا ۳۰ درصدی قیمت متانول شده است. به گفته پنگ شائوزونگ، اقتصاددان پیشین کمیسیون توسعه و اصلاحات ملی چین، این امر «اثر تکاثری قابلتوجهی بر بخش تولید چین» داشته و صنایع بالادستی و پاییندستی را متاثر کرده است. همچنین ۵۶ درصد گوگرد وارداتی چین از خاورمیانه تامین میشود که موجب افزایش هزینه کود و اختلال در فصل کشت بهاره شده است. در واکنش به این نگرانیها، چین از ماه مه صادرات اسید سولفوریک را ممنوع خواهد کرد.
در مقابل، نگرانی کمتری درباره کمبود نفت مشاهده میشود. اگرچه پیشبینی میشود چین تا سال ۲۰۴۰ نزدیک به ۸۰ درصد نفت خود را وارد کند، اما توسعه ذخایر راهبردی، گسترش سریع خودروهای برقی و افزایش تولید داخلی تاکنون این کشور را در برابر بسته شدن تنگه هرمز نسبتا مقاوم کرده است. نفوذ حزب کمونیست بر اقتصاد داخلی نیز این امکان را فراهم کرده که پالایشگاههای خصوصی را به فعالیت با زیان وادار کند و صادرات سوخت را برای حفظ عرضه داخلی ممنوع سازد. با این حال، هشدار داده شده اگر قیمت نفت به ۱۳۰ دلار در هر بشکه برسد، صنایع انرژیبر و بخشهای پیشرفته تولیدی چین با شوکهای قیمتی و تأمین مواجه خواهند شد. برخی اقتصاددانان چینی نیز تاکید کردهاند که «بحران و فرصت همزمان» وجود دارد، اما تداوم جنگ میتواند به افزایش تورم و کاهش مصرف داخلی بینجامد.
میانجی مردد
نگرانیها درباره آثار اقتصادی جنگ هنوز پکن را به ایفای نقش جدی در میانجیگری برای پایان خصومتها سوق نداده است. چین در ۳۱ مارس به همراه پاکستان طرحی ۵مادهای پیشنهاد کرد: توقف فوری درگیریها؛ آغاز سریع گفتوگوهای صلح؛ تامین امنیت اهداف غیرنظامی؛ امنیت خطوط کشتیرانی؛ و اولویت منشور ملل متحد.
راهبرد چین در قبال «جنوب جهانی» بر تصویر یک رهبر بیطرف و وحدتبخش استوار است؛ تصویری که رسانههای دولتی در زمان میانجیگری میان ایران و عربستان در مارس ۲۰۲۳ برجسته کردند. با این حال، حملات ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس دشواری حفظ این تصویر را در شرایط تعارض منافع شرکای منطقهای چین آشکار کرده است.
وانگ یی، وزیر خارجه چین، در تماس تلفنی با وزیر خارجه کویت در ۹ مارس بهطور غیرمستقیم حملات ایران را نکوهش کرد و گفت «حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی کشورهای خلیج فارس نیز باید کاملا محترم شمرده شود و هرگونه حمله به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی سزاوار محکومیت است». با این حال، ۲ روز بعد چین به قطعنامه ۲۸۱۷ شورای امنیت که حملات ایران را محکوم میکرد رای ممتنع داد. نماینده دائم چین در سازمان ملل اعلام کرد این قطعنامه به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران اشاره نکرده و بنابراین «تصویری متوازن» از درگیری ارائه نمیدهد. همزمان گزارشهایی منتشر شده که ایران ممکن است از فناوری ماهوارهای چین برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس استفاده کرده باشد.
این موازنهگری برای دولتهای خاورمیانه که با رویکرد معاملهمحور چین آشنا هستند، غیرمنتظره نیست. با این حال، جنگ ایران نشان میدهد حفظ تصویر چین بهعنوان میانجی بیطرف و صدای «جنوب جهانی» تا چه اندازه نیازمند مدیریت ظریف و توازن پیچیده در منطقهای مانند خاورمیانه است.
ملاحظات آینده
علاوه بر تقویت تابآوری اقتصادی، بحثهای جاری میان کارشناسان چینی نشان میدهد پکن در حال استخراج درسهایی درباره نظم بینالمللی در حال تحول و جایگاه خود در آن است. این امر بر توان یا تمایل چین برای ایفای نقش میانجی در آینده اثر خواهد گذاشت.
پیشنهادهایی برای تقویت روابط با روسیه و نیز کشورهای نفتخیز آفریقا، آسیای مرکزی و آمریکای جنوبی (بهویژه برزیل) مطرح شده تا وابستگی به خاورمیانه کاهش یابد؛ از جمله کمک به توسعه ظرفیتهای تولیدی آن کشورها. همچنین پیشنهاد شده از سازوکارهای چندجانبه مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای برای فشار بر «تولیدکنندگان بزرگ نفت و کشورهای مصرفکننده» جهت حفظ ثبات بازار جهانی انرژی استفاده شود.
با این حال، به نظر میرسد این تلاشهای دیپلماتیک دو و چندجانبه همچنان در درجه نخست در خدمت منافع داخلی و ملی چین باشد، نه بستری برای گسترش نقش میانجیگرانه پکن. بررسی عملکرد چین از ۲۰۲۳ به این سو در قبال جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، درگیری ایران و اسرائیل، دو منازعه تایلند–کامبوج و جنگ اسرائیل و حماس نشان میدهد بیشترین تحرک چین مربوط به بحرانهایی بوده که در همسایگی مستقیم آن رخ دادهاند. در منازعات ایران و جنگ اسرائیل و حماس، چین کندتر واکنش نشان داده و فعالیتهای کمتری برای دستیابی به راهحل مذاکرهای انجام داده است. اگر این کارنامه نشانگر آینده باشد، عملگرایی محتاطانه بر ایفای نقش تعیینکننده در میانجیگری پیشی خواهد گرفت.
چشمانداز
اثر اقتصادی و ژئوپلیتیکی کلی جنگ ایران تا حد زیادی به مدت زمان بسته ماندن تنگه هرمز و پیامدهای آن برای کشورهای خاورمیانه، روابط درونمنطقهای، و مناسبات منطقه با آمریکا و چین بستگی دارد. تا زمانی که این متغیرها روشن نشود، تمرکز چین بر تقویت تابآوری اقتصادی و پیشبرد ابتکارهای دیپلماتیک برای جذب کشورها بهسوی نظمی غیر از نظم تحت رهبری آمریکا، هم در خاورمیانه و هم فراتر از آن، ادامه خواهد داشت. همچنین باید دید چین چگونه از روابط دو و چندجانبه خود برای اثرگذاری بر عرضه جهانی انرژی بهره خواهد گرفت.