به گزارش همشهریآنلاین، محمدجواد ظریف در مقالهای که در الجزیره منتشر شده است، نوشت: این جنگ به توهمات عافیتطلبانه پایان داد و روشن شد که امنیت قابل خرید یا ارائه نیست. به علاوه نمیتوان امنیت را به بهای نامنی ایران کرد. با این جنگ، واقعیتها دیگر قابل آنکاریت هستند و نمیتوانم نارضایهای ایران را نادیده گرفت. خارجیها تنها برای بهرهبرداری حضور دارند و بهمحض افزایش هزینهها، منطقه را ترک خواهند کرد. اما ما تا روز قیامت در کنار هم ماندگاری.
وی در این مقاله گفته است که «ایران نشان میدهد که با ماشینهای جنگی قدرتمندترین نیروهای شر نمیتوان آن را شکست داد، اما مشتاق زندگی مسالمتآمیز با برادران و خواهران مسلمان خود در منطقه است. واقعاً این است که آیا سایر غرب آسیا خرد باید برای تطبیق با این حقیقت پایدار را داشته باشند یا خیر؟. بیایید همگی از این لحظه برای ساخت آیندهای بر احترام، کرامت، امنیت متقابل و لذت مشترک بهرهمندیم.»
مقاله کامل محمدجواد ظریف وزیر خارجه پیشین کشورمان در الجزیره به شرح زیر است:
«شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه اخیر خود اعلام کرد که «حملات ایران همچنین منجر به کاهش شدید اعتماد به ایران میشود و این امر مستلزم آن است که ایران ابتکار عمل را برای انجام کارهای جدی انجام دهد. گرچه اعتماد در منطقه ما هدف و نیاز است، و همیشه ایران در این مسیر پیشگام بوده است، که همه سهم خود را در وضعیتی قرار می دهند که به رسمیت شناخته می شوند.
ایران نشان داد ظرفیت و تاب آوری بالای نظامی
تجاوز بیدل علیه ایران محصول محاسبات غلط و اشتباهات بود. این تجاوز بر این توهم استوار بود که ایران تضعیف شد و در نتیجه قادر به مقاومت و پاسخ قاطع به یک یورش از سوی دو قدرتهای، با حمایت و همراهی بازیگران منطقهای، نیست. سیاستگذاران در واشنگتن و تلآویو و در برخی از پایتختهای منطقهای میپنداشتند که یک کارزار سریع شامل فشار، خرابکاری، عملیات مخفی، ترور رهبران و جنایات جنگی کورکورانهای میتوانند جمهوری اسلامی را در هم بشکنند و ممکن است پاسخ دهند. آنها اشتباه کردند. پاسخ ایران در عین سنجیدگی، قاطع بود و نه تنها تابآوری نظامی آن را نشان داد، بلکه میتواند آن را برای واکنش در منطقهای که فراتر از تأثیر داشته باشد، به نمایش بگذارد.
همسایگان عرب ما بهطورمر در سمت نادرست تاریخ مستند
همسایگان عرب ما در شورای همکاری مشترک توجهی در این محاسبات غلط دارند و ممکن است ایران نیز در گمراهسازی آنها نقشی ایفا کرده باشد. در طول پنج دهه، آنها بهطورم در سمت نادرست تاریخ مستندند: از تجاوز صدام حسین حمایت کردند و حتی به اسرائیل برای رهگیری موشکهای ایرانی که در دفاع از مشروعیت از ترور یک رهبر عرب توسط اسرائیل در ایران شلیک شده بود، کمک کردند. برخی از افراد فعال ایالات متحده را به اقدام نظامی علیه ایران متهم کردند و حتی از آن خواستند نیروی دریایی ایران نیز به فهرست خود بیفزاید. در مقابل، به ایالات متحده اجازه داد از پایگاههای خود در قلمرو آنان برای اجرا و پشتیبانی لجستیکی از تجاوزکارانه و جنایات جنگی علیه ایران استفاده کنند. آنها حتی به علی در کنار ایالات متحده آمریکا، در حالی که این کشور علیه ایران مرتکب جنایات جنگی میشد – و این امر خاطره تلخی برای ایرانیان بود که همین برادران و خواهران مسلمان در کنار صدام حسین ایستادند، زمانی که از سلاحهای شیمیایی علیه غیرنظامیان ایرانی و کردهای عراقی استفاده میکردند.
این عملیات غیرقانونی که بهطور عامدانه از خاک همسایه عرب ما آغاز و پشتیبانی میشود، خسارات انسانی و مالی بر مردم ایران وارد کرد. حتی که بهواضوح ایالات متحده آمریکا در حال حاضر برای ارتکاب جنایات سیستمهای جنگی علیه جمعیت غیرنظامی، از جمله حمله به مناطق مسکونی و زیرساختهای حیاتی ایران است، آنها برای منع یا حتی محدود کردن استفاده از خاک، حریم هوایی و تجهیزات نظامی خود برای چنین افرادی علیه برادران و خواهران مسلمانشان در ایران نشان نمیدهند.
ایران چارهای پاسخی سنجیده و محدود به شورای همکاری نداشت
برخی از همسایگان عرب ما در شورا به اشتباه میبینند که ایران یا ناتوان میشود و قادر به پاسخگویی نیست، یا همچنان چشمان خود را برای مشارکت در تجاوزی که صراحتاً تمام اریتضی و حتی موجودیت آن را هدف قرار خواهد داد، بست. این توهم بهطرزی تراژیک خیالپردازانه از آب درآمد و ایران چارهای جز پاسخی سنجیده و محدود به عملیاتی است که از خاک شبکه انجام میدهد یا پشتیبانی لجستیکی شده بود، نداشت.
برادران عرب ما به جای اسرار بر اتحادهای دیروز، در رفتار خود بازنگری کنند
برای حرکت به جلو، نیازی است که همسایگان ما را از این برداشتهای بیپایه از گذشته و ادعاهای نادرست قربانی بودن رها کنند. منطقه ما در یک لحظه قرار دارد. این منازع ساختارهای امنیتی ناشی از تولید و در مقابل، قدرت پایداری بومی و شبکه سازی امنیت منطقهای را ایجاد کرده است. به جای اسرار بر اتحادهای دیروز، برادران و خواهران ما در منطقه باید تأمل کنند و در رفتار خود بازنگری کنند. آموزش صحیح از این تجربه میتواند به حرکت در آیندهای بر خوداتکایی، عاملیت منطقهای و شبکه امنیت فراگیر بیانجامد منجر شود.
تهران ابزارهای مقابله با تهدیدات وجودی را در اختیار دارد
نخست، ایران و همسایگان عرب آن در این منطقه ماندگارند. ایران نزدیک به پنج دهه تحریم، تروریسم مورد حمایت خارجی، جنگی و حتی تلاشهای ترکیبی از رهبری را پشت سر گذاشته است. جمعیت آن، با وجود تنوع، بارها نشان می دهد که در مواجهه با مداخله خارجی حول پرچم خود متحد می شود. تهران ابزارهای مقابله با تهدیدات وجودی را در اختیار دارد و جغرافیای آن اهرمی در اختیارش قرار میدهد که در صورت فشار بیش از حد میتواند پیامدهای ویرانگری را برای بازارهای جهانی ایجاد کند. این نادرست را ایجاد میکند که تنگه هرمز میتواند برای همه باز باشد، در حالی که ایران عملاً به تحریمهای غیرقانونی و غیراخلاقی آمریکا از آن محرومشده بود – تحریمهایی که همسایگان ما از آن بهرهبرداری میکنند و ثروت خود را بر رنجهای تحمیلی بر ملت ایران بنا میکنند.
قدرت ایران تولیدی یا مصنوعی نیست
مهمتر اینکه ایران تولیدی یا مصنوعی نیست. بلکه بومی و هزاراندار در تغییرات تغییرناپذیر است: تاریخی چند ساله از یک دولت-تمدن پیوسته، فرهنگی غنی و منسجم، جمعیتی جوان و تحصیلکرده، و غریزه بقا که طی قرنها مقاومت در برابر سلطه خارجی شکل گرفته است. هیچ میزان فشاری از خارج نمیتواند این بنیانها را تغییر دهد. همسایگانی که بر خلاف این شرطبندی میشوند، تنها باید خود را به خاطر نادیده گرفتن جغرافیا، و جمعیت مقصر بدانند.
خرید امنیت از طریق هزینههای هنگفت، امنیت واقعی ایجاد نکرد
دوم، «مدل امنیت و توسعه» که توسط برخی از عربی دنبال شده، بهشدت معیوب بوده است. برای سالها، آنها به دنبال این فرمول ساده بودند: خرید امنیت از طریق هزینههای هنگفت برای خرید پیشرفتهترین تسلیحات آمریکایی و میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا – و حتی مراکز اطلاعاتی و تروریستی اسرائیل – و جذب سرمایهگذاری خارجی تحت کنترل این امنیت ورودی. این مدل اقتصادی نه امنیت واقعی ایجاد کرد و نه تصویر واقعی از ثبات برای رشد پایدار را ساخت.
برداشت عمومی مبنی بر اینکه برخی از پایتختهای عربی در کنار ایالات متحده و اسرائیل علیه یک کشور مسلمان قرار گرفتهاند، برای آنها بدنامی در سراسر جهان اسلام به همراه داشتهاند. این آسیب حیثیتی بعدها با لحن تحقیرآمیز و توهینآمیز رئیسجمهور آمریکا نسبت به آنها تشدید شد. اکنونها مبنی بر این گزارش در حال بررسی وادار کردن همسایگان ما به پرداخت هزینههای جنگی است که به ضرر آنها و به نفع اسرائیل انجام میشود، تنها ماهیت یک سویه این رابطه را میکند. بزرگترین اشتباه، تداوم این مدل شکستخورده پس از پایان جنگ خواهد بود. ادامه پیوند امنیت ملی و آینده اقتصادی به حامیان خارجی است که از پایگاههای خود بهعنوان سکوی تجاوز علیه همسایگان استفاده میکنند و به میزبانی مانند مطیع مینگرند، نسخهای برای وابستگی دائمی و تحقیرهای مکرر است.
پایگاههای آمریکایی در منطقه تنها ناامنی میآفریند
سوم، این جنگهای سیاسی و حقوقی ایجاد شده است که بهتر است همسایگان ما آن را به رسمیت بشناسند. حضور پایگاههای آمریکایی، که از آنها برای «نابودی تمدن ایرانی» آغاز و پشتیبانی میشود، نمیتواند بهعنوان امنیت بیطرفانه و بیضرر تلقی شود، بلکه خطری وجودی برای ایران است. همانگونه که در دو جنگ گذشته و حتی در خصومتهای پیشین علیه ایران ثابت شده است. اینها نه برای حفاظت از میزبانان خود، بلکه برای آسیب رساندن به ایران، حتی به بهای زیان میزبانان، ایجاد شدهاند. از جمله تنگه هرمز، مشارکت دارند.
ابتکارات ایران نشاندهنده منطقه برای ایجاد شبکههای همکاریهای فراگیر است
چهارم، حضور فزاینده اسرائیل در منطقه تنها به درگیری شده و جز ناامنی و تضعیف استقلال دولتها نتیجهای نخواهد داشت. اسرائیل صرفاً زمین را اشغال نمیکند؛ بلکه از طریق شبکههای پیچیده لابیها و گروههای فشار در سیستمهای سیاسی نفوذ میکند. این امر حاکمیت را از درون تهی میسازد و تصمیمگیری ملی را به امتداد تبدیل میکند. برای درک این الگو، کافی است بررسی شود که چگونه «ایپک» اهرمهای کلیدی قدرت را در آمریکا به دست گرفته یا سازمانهای مشابه این مدل را در پایتختهای اروپایی بازتولید کردهاند. نارضایتی در ایالات متحده از آنجایی که اسرائیل، هرگز گامی برای کمک به ولینعمتان آمریکاییهای خود برنداشته و ارادهی خود را به خون و ثروتمندان آمریکاییها تحمیل کرده است، قابل مشاهده است. که شتابزده به روابط عادیسازی با تلآویو پرداختهاند یا در پی تقلید از رفتار آن هستند، استقلال بلندمدت خود را با کوتاهمدت معاوضه کردهاند. مردم منطقه ما سزاوار چیزی بهتر از این هستند که سیاست خارجی دولتهایشان از بیرون دیکته شود. رژیمی که حتی ولینعمت خود را از طریق پروندههایی مانند اپستین باجگیری میکند، نمیتواند با آنهایی که امنیت خود را به همراه داشته باشند، بپوشاند، رفتار بهتری داشته باشد.
پنجم، و از همه سازندهتر، ابتکارات گذشته ایران – مانند ابتکار صلح هرمز (HOPE)، انجمن گفتوگوی موسیقی غرب آسیا (موده) یا شبکه رسانه برای پژوهش و پیشرفت هستهای (مناره) نشاندهنده واقعی ایران برای ایجاد شبکههای همکاری منطقهای فراگیر بوده است. نادیده گرفتن این پیشنهادها به امنیت امنیت تضمین شده از سویی است، اشتباهی تاریخی. مسیر آینده در اصلاح این اشتباهات و پذیرش یک نظام امنیت شبکههای بومی و بر اساس مشترک نهفته است.
نمیتوان امنیت را به بهای ناامنی ایران کرد
غرب آسیا از ثروت عظیم، منابع انرژی، فرهنگهای کهن، دین مشترک و تاریخهای درهمتنیده است. این توانها باید برای ایجاد شبکههای منطقهای بهکار گرفته شود که منجر به چالشهای مشترک شود – از آب و تغییرات اقلیمی تا تنوعبخشی اقتصادی و پیشرفت فناوری – را بدون وابستگی خارجی مدیریت کند. معماری امنیتی ساختهشده توسط منطقه و برای منطقه دیگر یک آرمانگرایی نیست، بلکه ضروری راهبردی است.
این جنگ به عصر توهمات عافیتطلبانه پایان داده است. روشن شده که امنیت قابل خرید یا عرضهی نیست. همچنین نمیتوان امنیت را به بهای ناامنی ایران کرد. با این جنگ، واقعیتها دیگر قابل آنکاریت هستند و نمیتوانم نارضایهای ایران را نادیده گرفت. خارجیها تنها برای بهرهبرداری حضور دارند و بهمحض افزایش هزینهها، منطقه را ترک خواهند کرد. اما ما تا روز قیامت در کنار هم ماندگاری. ایران نشان داد که با ماشینهای جنگی قدرتمندترین نیروهای شر نمیتواند آن را شکست داد، اما مشتاق زندگی مسالمتآمیز با برادران و خواهران مسلمان خود در منطقه است. واقعاً این است که آیا سایر غرب آسیا خرد برای تطبیق با این حقیقت پایدار را خواهند داشت یا خیر. بیایید همگی از این لحظه برای ساخت آیندهای بر احترام، کرامت، امنیت متقابل و لذت مشترک بهرهمندیم.»