تاریخ انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۵

میلاد والی‌زاده، ستاره جوان کشتی آزاد ایران از افتخاری که توانسته برای وطن کسب کند می‌گوید.

همشهری آنلاین_در روزهایی که سایه سنگین جنگ بر سر کشور بود، میلاد والی‌زاده، ستاره جوان وزن ۵۷‌کیلوگرم ایران، مسیری ۴۸‌ساعته و طاقت‌فرسا را تا مرز پیمود تا در قهرمانی آسیا، نه فقط برای مدال که برای التیام قلب مردمش بجنگد. او که سال گذشته را با تلخی حذف از تیم ملی و پارگی رباط مچ پا پشت سر گذاشته بود، این‌بار با اراده‌ای پولادین به میدان رفت و وقتی دستش به‌عنوان قهرمان بالا رفت و فنی‌ترین کشتی‌گیر مسابقات لقب گرفت، او به جای تکرار کلیشه‌های قهرمانی، پرچمی را بر دوش گرفت که رد خون شهدای جنگ تحمیلی سوم بر آن نقش بسته بود. والی‌زاده با چشمانی اشک‌بار از آن لحظه می‌گوید و خدا را شکر می‌کند که توانسته نماینده شایسته‌ای برای مردم ایران باشد. این مدال طلا، روایت ایستادگی مردی است که ثابت کرد در میدان رزم، حتی وقتی بدن دیگر جان ندارد، غیرت راه را نشان می‌دهد.

سال پیش در مسابقات قهرمانی آسیا دوم شدی، اما امسال توانستی طلا بگیری. از روندی که طی کردی بگو.
سال گذشته واقعاً برایم خیلی سخت بود. پارسال شرایط جوری پیش رفت که من اصلاً برای تیم ملی و حضور در مسابقات جهانی انتخاب نشدم. خیلی ناراحت شدم، به‌خودم گفتم اشکال ندارد، ان‌شاءالله سال بعد. حالا تلاش و برنامه‌ریزی من برای حضور در مسابقات جهانی و درخشش در این مسابقات است. این روند را با ارتقای مدال آسیایی‌ام از نقره به طلا نشان دادم.

سال سختی هم داشتی و در لیگ مصدوم شدی.
بله؛ بدشانسی آوردم و رباط مچ پایم پاره شد. خیلی سختی کشیدم. بعد با آقای درستکار(سرمربی تیم ملی) صحبت کردم، نامه پزشکی گرفتم و قرار شد به تورنمنت اعزام شوم، آنجا سوم شدم و برای مسابقات قهرمانی آسیا انتخاب شدم که خدا را شکر جواب اعتماد کادر فنی را با کسب مدال طلا دادم.

شرایط خاصی بر کشور حاکم بود. شما در روزهای جنگ در اردو بودید. سخت نبود؟
شرایط اردو کمی عجیب و غریب بود. تا لحظه آخر نمی‌دانستیم به مسابقات می‌رویم یا نه، با این حال مربیان می‌گفتند در جو مسابقات باشید و به نرفتن فکر نکنید، شما باید کار خودتان را بکنید و برای بهترین مدال‌ها بجنگید. آنها مدام به ما می‌گفتند حالا که در جنگ هستیم، باید بیشتر تلاش کنید تا نماینده شایسته‌ای برای کشورمان باشید.

در اردوها اخبار منطقه را هم دنبال می‌کردی؟
بله دنبال می‌کردیم ولی سعی می‌کردیم روی کارمان تأثیر نداشته باشد. رفته بودم تا مدال طلا بگیرم و پرچم کشورم را روی تشک بچرخانم. من از بچگی به سختی‌عادت دارم، برای گرفتن این مدال هم خیلی سختی کشیدم. ۴۸ ساعت طول کشید تا به مرز برسیم، خیلی سخت بود ولی در این مسیر به چیزی غیراز طلا فکر نمی‌کردم. وقتی به محل مسابقات رسیدیم یک جلسه تمرین برای تیم گذاشتند ولی من اصلا جان تمرین نداشتم و به مربیان تیم هم گفتم، اما آنها گفتند باید با همین شرایط مدال بگیری و ذهنت را آماده کنی. کسی با این کاری ندارد که تو ۲روز در راه بودی و خسته شدی، ۱۰سال دیگر کسی نمی‌گوید که جنگ بود و تو مدال نگرفتی، پس برو و از نظر ذهنی خودت را آماده کن. همین حرف مربیان بود که باعث شد به‌خودم بیایم و تمام تلاشم را بکنم.

مسابقات وزن اول در آسیا خیلی دشوار است ولی همه خوب‌های این وزن را بردی و قهرمان شدی و در کنار آن فنی‌ترین کشتی‌گیر مسابقات هم شدی.
خودم را برای سخت‌ترین قرعه آماده کرده بودم و خدا را شکر نتیجه هم گرفتم. هرچه در توان داشتم گذاشتم تا پرچم کشورم را بالا ببرم. در شرایط سخت و در روزهایی که مردم درگیر حمله‌های وحشیانه صهیونی -آمریکایی بودند، حس خیلی خوبی داشت که بتوانی لحظه‌ای دل آنها را شاد کنی.

گفته شد پرچمی را که بعد از قهرمانی چرخاندی، پرچمی بوده که روی شهدای جنگ تحمیلی سوم کشیده شده بود، درست است؟
بله درست است. چرخاندن این پرچم که نشانه عزت و سربلندی است، برای من افتخاری بود. روی پرچم حتی خون شهدا هم بود و چرخاندن آن حس خاصی داشت. من از این پرچم و از شهدا مدد گرفتم و توانستم نماینده شایسته‌ای برای کشورم باشم. اصلا نمی‌توانم بگویم چه حسی داشتم، این پرچم واقعا برای من حس عجیبی داشت، وقتی آن را بالا بردم و بعد از قهرمانی با آن پرچم دور افتخار زدم، گریه‌ام گرفت.