به گزارش همشهری آنلاین، تاریخ تجارت در خلیج فارس در حال رسیدن به یک نقطه عطف بیبازگشت است. سالهاست که بنادر امارات، بهویژه جبلعلی، از سفره ایرانیان ارتزاق کرده و به واسطه موقعیت جغرافیایی ایران، خود را به عنوان دروازه ورود به اوراسیا معرفی کردهاند. اما امروز، در میانه نبرد سرنوشتساز منطقه و تشدید محاصره دریایی آمریکا، وقت آن رسیده است که تهران به یک پرسش استراتژیک پاسخ دهد. تا کی باید هزینه ثروتمند شدن کشوری را بپردازیم که در روزهای سخت، بازوی اجرایی تحریمهای غرب علیه ماست؟
بازخوانی پرونده یک خیانت
امارات متحده عربی در دو دهه گذشته ثابت کرده است که شریکی نانآور در روزهای خوش و دشمنی کارشکن در روزهای سخت است.
مستندات ارزی نشان میدهد که پلیس مالی واشنگتن در امارات، یعنی دبی، در تمام بحرانهای ارزی از سال ۱۳۹۷ تاکنون، (صرافیهای دبی و سیستم بانکی امارات) نه تنها کمکی به تسهیل مبادلات ایران نکردند، بلکه با ایجاد تاخیرهای عمدی، مسدود کردن حساب تجار و دریافت کارمزدهای نجومی (گاهی بیش از ۱۰ درصد)، عملاً به پلیس مالی خزانه داری آمریکا تبدیل شدند.
همچنین در شرایطی که ایران با محاصره دریایی غیرقانونی روبرو است، امارات با همسویی با استراتژیهای غرب، عملاً به ابزاری برای فشار بر زنجیره تأمین کالاهای اساسی ایران تبدیل شده است. این به معنای همراهی با محاصره نظامی ایران است.
پایان افسانه جبلعلی
خبر فعالسازی رسمی کریدور ترانزیتی ایران و پاکستان، شوکی سنگین به بنادر امارات وارد کرده است. صدور مجوز عبور کالای کشورهای ثالث از خاک پاکستان به مقصد ایران، یعنی فروریختن دیوارهای محاصره دریایی علیه ایران.
بنادر پاکستان( گوادر،کراچی و بندر قاسم) به دلیل قرارگیری در خارج از تنگه هرمز، امنیت بیشتری در برابر تنشهای دریایی دارند.
همچنین کالایی که پیش از این باید در دبی تخلیه، انبار و دوباره بارگیری میشد (با سود خالص برای امارات)، اکنون مستقیماً از بنادر پاکستان و از طریق مرزهای ریمدان و تفتان وارد قلب ایران میشود. این یعنی کاهش هزینه تمام شده کالا و حذف سود بادآورده حاکمان دبی.
قطع دسترسی امارات به آسیای میانه
امارات تنها فروشنده کالا به ایران نبود؛ دبی از ایران به عنوان پل برای رسیدن به بازارهای پر سود آسیای میانه استفاده میکرد.
سد ایران در برابر نفوذ امارات: سالانه میلیاردها دلار کالا از طریق خاک ایران به ترکمنستان، تاجیکستان،قرقیزستان، ازبکستان و قزاقستان میرسید. اکنون ایران با تغییر استراتژی، این پل را برای امارات تخریب کرده است.
با جایگزینی مسیر پاکستان، کشورهای آسیای میانه نیز به تدریج وابستگی خود به انبار دبی را از دست داده و کالاها را از طریق کریدورهای جدید دریافت میکنند. این یعنی حذف دائمی امارات از نقشه تجاری اوراسیا.
فاکتور سنگینی که دبی باید بپردازد
تنبیه اقتصادی امارات صرفاً یک شعار نیست؛ آمارها نشان میدهد که حذف ایران از معادلات دبی، این کشور را با بحران جدی روبرو خواهد کرد. برآورد ها نشان می دهد در صورت فعال شدن کریدور تجاری ایران از پاکستان که احتمالا چند سال برای جایگزنی کامل با امارات طول خواهد کشید ،این کشور با خسارات زیادی مواجه خواهد شد به ویژه آنکه دسترسی به بازار های آسیای میانه را از دست خواهد داد.
به طور کلی برآورد ها نشان می دهد که در یک دوره ۵ سال امارات بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از محل تجارت مسقیم و صادرات مجدد را از دست خواهد داد. این صرف نظر از ترانزیت به آسیای میانه ،خدمات بندری و بانکی و در عین حال خروج سرمایه تجار ایرانی از امارات است.
زمان جراحی فرا رسیده است
ایران در نظم جدید جهانی که پایان لیبرالیسم غربی را نوید میدهد، دیگر نیازی به واسطههای غیرقابل اعتماد ندارد. پیوند با بلوک شرق (چین و پاکستان) و توسعه زیرساختهای ریلی در شرق کشور، نه تنها محاصره را میشکند، بلکه به دههها باجخواهی اقتصادی امارات پایان میدهد.
تنبیه امارات، نه یک انتقام، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای امنیت ملی است. وقت آن رسیده که دبی بفهمد جغرافیای ایران فروشی نیست و هر خیانتی در زمان تحریم، هزینهای معادل حذف ابدی از بازار بزرگ ایران خواهد داشت.