به گزارش همشهری آنلاین، اواسط سال ۱۴۰۰ گزارش قتل زن جوانی به نام مریم به پلیس اعلام شد.
مینا خواهر مقتول به مأموران گفت: شوهرخواهرم مدتی برای کار به خارج از کشور رفت و وقتی برگشت اخلاقش عوض شده بود. او مدام به خواهرم شک داشت و به او انگ بیاخلاقی میزد. لحظه حادثه خواهرم خانه ما بود. همسرش کریم به همراه یکی از دوستانش به خانه ما آمد و جلوی چشمان من او را با شلیک گلوله به قتل رساند.
با این اظهارات، کریم و دوست او ردیابی و دستگیر شدند. هر دو متهم در بازجوییها به همدستی در این قتل اعتراف کردند و پس از تکمیل تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.
همسرم مهدورالدم بود
در اولین جلسه رسیدگی، اولیای دم از طرف خودشان و فرزند مقتول که سرپرستیاش را بر عهده داشتند، درخواست قصاص کردند.
سپس کریم به جایگاه رفت و گفت: چند ماه پیش برای انجام کاری به افغانستان رفته بودم و وقتی برگشتم، متوجه شدم همسرم با مرد دیگری ارتباط دارد. وقتی فهمیدم در این شرایط همسرم مهدورالدم است، تصمیم به قتل او گرفتم. پس از آن سلاحی تهیه کردم و به خانه خواهرزنم رفتم و او را کشتم.
متهم ردیف دوم نیز در دفاعیاتش گفت: کریم مدارکی به من نشان داد که مشخص میکرد همسرش مهدورالدم است و من هم او را همراهی کردم، اما نقشی در قتل نداشتم.
حکم دادگاه برای قاتل
در پایان این جلسه دادگاه، با توجه به اسناد و مدارک ارائهشده، متهم را به ۵ سال زندان و پرداخت دیه محکوم کرد.
این رأی با اعتراض اولیای دم روبهرو شد و دیوان عالی کشور آن را نقض کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۳ دادگاه کیفری همعرض فرستاده شد.
در این جلسه قضات پس از شنیدن اظهارات متهمان و بررسی و تحقیق، حکم کریم را به ۳ سال حبس تقلیل دادند که اولیای دم بار دیگر اعتراض کردند و پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد.
قضات دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده، با تأیید مجازات حبس، به دلیل مشخص نشدن تکلیف دیه، رأی را ناقص دانستند و پرونده را برای رسیدگی مجدد در این بخش به دادگاه بازگرداندند.
در سومین جلسه رسیدگی، اولیای دم خواهان دریافت دیه شدند.
با پایان جلسه، قضات وارد شور شدند و متهم را علاوه بر حبس، به پرداخت دیه محکوم کردند.