همشهری آنلاین-سحر جعفریان عصر: ١٨ فروردین، ساعت حوالی ١٠، کرکره مغازههای تنگ این گذر قدیمی، یک در میان بالا رفتند. بساط شیرمرغ تا جان آدمیزاد دستفروشان نیز به فواصلی پراکنده، پهن زمین شد. لابهلای سلام و احوالپرسیهای مرسوم بازار، جمله «سال نو مبارک» و اخبار یک خطی و گاه حتی تحلیلی جنگ هم به گوش رسید؛ گفتوگوهایی که اغلب بهعبارت «سرسلامتی کسبوکار و وطن» منتهی شد. در این میان، حاجاکبر، حاجمهدی، آقاخلیل و آقا سعید بیخبر بودند از دَشت جنگی اول صبح خود؛ یک فروند تاماهاک کروز.
تاماهاوک و گذر سیداسماعیل
هوای بهار از شکافهای پرشمار و کهنه سقف به گذر راه یافتهاست. هرچند، حال کسبه گذر، از سر جنگ تحمیلی سوم به زمستان، شباهت بیشتری دارد؛ درد وطن، سوگهای دور و نزدیک، رکود بازار، اجاره و قسطهای عقبافتاده و چکهای برگشتی. با این همه، گاهی که صدای خشدار کارگری دادزن یا چانهزنی مشتری میپیچد، زورِ هوای بهار به حال زمستانی گذر و کسبهاش، میچربد: «بیا این ور بازار، حراجش کردم...»، «اولا قابل نداره، دوما برای خاطر شما که عزیزه ١٠ تومن از سر قیمتش میشکنم». بیشتر از عبارت «بازار باشه»، روایتهای سر صحنه و دست اولی از تاماهاک کروز، شهادت یکی از کسبه، غنیمتهای جنگی بادآورده و بچههای تیم چک و خنثای موشک، شنیده میشود. موشکهایی که شماریشان بعد از سقوط بنا به دلایلی منفجر نمیشوند حتی اگر اسم و رسم دهانپُرکنی مانند کروز داشتهباشند. یکی مثل موشک تاماهاوک کروز که صبح سهشنبه هجدهم فروردین در جایی از گذر سیداسماعیل بازار مولوی پایتخت فرو افتاد.
سقوط، وسط قابلمههای نسوز
خلبان جنگنده دشمن، تاماهاوک کروز هواپرتاب را درست وسط مغازه حاجاکبر که انواع ظروف آشپزی از قابلمه و بشقاب میفروخت، انداخت. از سر همان موشکاندازی، حالا حاجاکبر، دل و دماغ چندانی بهکارکردن ندارد و قفل مغازه تخریبشدهاش را گاهی فقط برای دقایقی باز میکند. اینها را کارگر تر و فرزی میگوید که آقاسعید (صاحب مغازههای دیوار به دیوار حاجاکبر) به آواربرداری با بیل دستی، گمارده: «شانس آوردن که اون لحظه تو مغازه نبودن... میگن، حاجاکبر بعد از باز کردن مغازه رفته نون بخره و کارگرش هم چند متر اونطرفتر سرگرم خالیکردن سطل آشغال مغازه بوده...».
به سفارش آقاسعید، حواسش هست رخت و لباسهایی را که لابهلای خروار آوار سالم ماندهاند با احتیاط بیرون بکشد و بچپاند در گونی کنار دستش. سعید، پوشاک زنانه میفروخت و حالا از میلیونها تومان اجناس مغازهاش، چند بلوز، شومیز و شلوار خاکی مانده که آنها را جز تاناکورافروشهای کوچهپسکوچههای همان بازار کسی نمیخرد: «به خواب هم نمیدیدم یه روز موشک، راست بیاد وسط دیوار مغازهام گیر کنه!». یادش هست روز حادثه، کسانی کنار گوشش از استفاده اطلاعاتی از مهمات عملنکرده، میگفتند: «مهندسای هوافضای ایران سال ۹۰از پهپاد آر-کیو۱۷۰آمریکایی که حوالی مرز شرقی کشور ساقط شده بود کلی اطلاعات کسبکردن برای تولید پهپادهای شناسایی.»
قیمت موشک در مولوی؛ یک جان
بابت موشک منفجر نشده بازار سیداسماعیل، ۴ مغازه (لوازم خانگی، پوشاک، عطاری، فرش و کفشفروشی) تخریب شده است و علاوه بر جراحت ٣ نفر، یک تن نیز به شهادت رسیده؛ حاجمهدی فیلا که نامش بر بنر تسلیت روی یکی از همان ۴ مغازه دیده میشود: «و برای شما، صبر جزیل از درگاه پروردگار عنایت داریم... از طرف کسبه».
میثم، فروشنده مغازهای چند متر دورتر از محل سقوط موشک است. هنوز هم باور نمیکند؛ نه نبودن حاجمهدی را که شوخطبع بود و بیآزار و نه دیدن موشکی واقعی و البته عمل نکرده از نزدیک... خیلی نزدیک... از فاصلهای تقریبا یکمتری: «اونروز، گذر شلوغ نبود. آقاخلیل (صاحب مغازه عطاری) و حاجمهدی (کارگر قدیمی عطاری) توی مغازه بودن که لحظه اصابت موشک زیر آوار موندن... تا آتشنشانی و هلالاحمر و نیروهای نظامی چک و خنثی بیان رفتیم کمکشون...».
بهگفته میثم، صدای برخورد موشک به قدری وحشتناک بود و پیاش، چنان گردوغبار غلیظی بلند شد که کمتر کسی احتمال میداد موشک، منفجر نشدهاست: «سر جنگی کروز سالم بود... یه متر دورتر از جایی که آقاخلیل رو از لای آوار بیرون کشیدیم، افتاده بود...». همان وقت کسبهای که به کمک آمده بودند با توجه به کلاهک کروز، سعی داشتند وزن مواد انفجاری آن را حدس بزنند: «۵۰۰کیلوگرم، ۸۰۰کیلوگرم...» و یا شاید یک تُن؛ درست به وزن کروزی که در عمق ۱۶متری جایی در ورامین فرو رفته بود و ۲۹فروردین پس از ۶روز عملیات سخت بالاخره خنثی شد.
اضطراب لحظه خنثیسازی
شکور، فروشنده دیگر گذر سیداسماعیل نیز حرفهایی شنیدنی از سقوط موشک دارد: «پشتبند امدادگرا که خیلی زود متوجه شدن موشک منفجر نشده چند نفر با لباس نظامی اومدن... ازمون خواستن دور شیم.» خیلی طول نکشید تا شکور و تعدادی دیگر از کسبه شستشان از ماجرای موشک عمل نکرده خبردار شد. شکور ادامه میدهد: «وای اگر موشک منفجر میشد...با این همه فرسودگی بافت گذر، چیزی جز پشته پشته خاک و آجر و جسد باقی نمیموند...».
آن روز، آنها با ترس و کنجکاوی از دور، رفتوآمد امدادگران و نظامیان را میپاییدند؛ مجروحان که در اتاقک خودروی آمبولانس جای گرفته بودند، رفتند و کسانی با خودرویی که عقبش، زنجیر و قلاب بالابر آویزان بود و حکایت از جابهجایی موشک داشت، آمدند.
اخبار و آمار موشکهای منفجر نشده
در روزهای جنگ تحمیلی سوم بعد از تصویر موشک عمل نکرده میان حیاط خانهای در یکی از محلههای شرقی تهران، تصویر موشک منفجر نشده بازار سیداسماعیل، پربازدید شد؛ تصاویری که رد و نشان بسیاری در اخبار جنگ داشته و دارند: انهدام کنترل شده مهمات دشمن، شنیدن انفجارهای کنترل شده ناشی از خنثیسازی موشک عمل نکرده در تهران و سایر استانها.
مطابق آخرین آمار رسمی و منتشر شده در خبرگزاری فارس: «از جنگ تحمیلی سوم بیش از ٣٠٠فروند موشک عمل نکرده دشمن در اختیار ایران است. اغلب این موشکهای معیوب از خانواده امکی٨٠ با سر جنگی انفجاری، کروز تاماهاوک شناسایی شدهاند. اهمیت مضاعف بمبهای عملنکرده در این است که منجر به دستیابی شیوه طراحی و ساخت آنها میشود؛ یعنی مهندسی معکوس فناوری تجهیزات و مهمات جنگی.»
درراستای این اهمیت مضاعف، متخصصان نظامی و هوافضای کشور در سالهای اخیر توانستهاند دستاوردهای بزرگی کسب کنند؛ سیستمهای الکترونیک، آویونیک، نرمافزار هدایت و طراحی خلاقانه بدنههای کامپوزیت. بنابراین پشت اخبار «انفجارهای کنترلشده»، خبری از پیشرفتهای تسلیحاتی و نظامی نیز در راه است.