در معادلات انرژی جهان، همواره از تنگه هرمز به عنوان گزینه هسته‌ای یاد شده است، اما تحلیل‌های جدید نشان می‌دهند که  فقط با تمرکز بر سه نقطه استراتژیک دیگر می‌توان بدون نیاز به بستن مستقیم هرمز، حدود ۳۲ درصد از جریان جهانی نفت را متوقف کند.

به گزارش همشهری آنلاین، در راستای اظهارات محمدباقر قالیباف مبنی بر اینکه «برای رو کردن کارت‌های جدید در میدان نبرد آماده شده‌ایم»؛ فقط انسداد هم‌زمان خط لوله ینبع، پایانه فجیره و تنگه باب‌المندب، نشان می‌دهد که با حذف ۳۲ درصد از عرضه جهانی نفت و قطع شریان کالا و کود، جهان در آستانه فروپاشی صنعتی و قحطی گسترده قرار می‌گیرد.

در معادلات انرژی جهان، همواره از تنگه هرمز به عنوان "گزینه هسته‌ای" یاد شده است، اما تحلیل‌های جدید نشان می‌دهند که فقط با تمرکز بر سه نقطه استراتژیک دیگر شامل خط لوله ینبع، تأسیسات فجیره و تنگه باب‌المندب، می‌تواند بدون نیاز به بستن مستقیم هرمز، حدود ۳۲ درصد از جریان جهانی نفت را به طور کامل متوقف کند.

این استراتژی، در واقع هدف قرار دادن "مسیرهای فرار" و جایگزین‌هایی است که کشورهای عربی برای خروج از بن‌بست هرمز ساخته‌اند.

اولین کارت، خط لوله شرق به غرب عربستان (Petroline) به مقصد بندر ینبع است.

این خط لوله ۱۲۰۱ کیلومتری با ظرفیت اسمی ۷ میلیون بشکه در روز، تنها راه تنفس ریاض برای انتقال نفت از میادین شرقی به دریای سرخ و سپس به سمت اروپا از طریق کانال سوئز است.

در سال ۲۰۲۶، با توجه به ظرفیت فعال صادراتی که حدود ۵.۵ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده است، انهدام این مسیر به معنای حذف ناگهانی بیش از ۵ درصد عرضه جهانی از سبد انرژی است.

پشت دومین کارت، عکس بندر فجیره در امارات متحده عربی قرار دارد. این بندر با دارا بودن خط لوله حبشان-فجیره به طول ۳۶۰ کیلومتر، ظرفیت انتقال ۱.۸ تا ۲ میلیون بشکه در روز را داراست.

فجیره نه تنها یک پایانه صادراتی، بلکه یکی از سه قطب بزرگ سوخت‌رسانی (Bunkering) جهان با ظرفیت ذخیره‌سازی خیره‌کننده ۱۴ میلیون متر مکعب است.

از کار افتادن این مرکز، عملاً توان صادراتی امارات در خارج از تنگه هرمز را به صفر رسانده و زنجیره تأمین سوخت کشتی‌های تجاری در اقیانوس هند را متلاشی می‌کند.


کارت سوم، انسداد کامل تنگه باب‌المندب توسط نیروهای مقاومت یمن، تیره خلاصی بر این زنجیره است. این تنگه با پهنای ۳۰ کیلومتر در باریک‌ترین نقطه، محل عبور روزانه ۸.۸ میلیون بشکه نفت (شامل جریان‌های شمال‌سو و جنوب‌سو) و سالانه بیش از ۲۵ هزار کشتی تجاری است.

انسداد اینجا به معنای حبس شدن تمام نفت صادر شده از ینبع و قطع دسترسی کامل به کانال سوئز است.

این اختلال فراتر از نفت، بازار کودهای شیمیایی و کالا را نیز در بر می‌گیرد. کشورهایی مانند اتیوپی که ۹۰ درصد کودهای فسفاته خود را از عربستان تأمین می‌کنند، با خطر سقوط کشاورزی و قحطی روبرو خواهند شد.

در آسیا، چین و هند به عنوان مقاصد اصلی نفت خلیج فارس، با بحران شدید ذخایر استراتژیک و افزایش هزینه‌های تولید مواجه می‌شوند.

اروپا نیز که پس از بحران اوکراین به نفت و LNG قطر و عربستان وابسته شده، با مسدود شدن باب‌المندب ناچار به تغییر مسیر کشتی‌ها به سمت "دماغه امید نیک" خواهد بود که علاوه بر افزایش ۲۰ روزه زمان سفر، هزینه‌های ترانزیت را تا ۴۰ درصد افزایش داده و موجی از ابرتورم جهانی را کلید می‌زند.

این تلاقی بحران، نه تنها قیمت نفت را به ارقام نجومی می‌رساند، بلکه زنجیره تأمین غذا و انرژی را در مقیاسی جهانی منهدم خواهد کرد.

منبع: فارس