تاریخ انتشار: ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۲

اختلاف بر سر فروش خانه پدری، دو برادر را به طراحی نقشه‌ای خطرناک کشاند؛ آنها با کمک چند مرد سابقه‌دار، برادرشان را ربودند و پس از ساعت‌ها شکنجه و گرفتن برگه‌های سفید امضا، نیمه‌جان در خیابان رهایش کردند؛ مردی که با تلاش پزشکان از مرگ نجات یافت و راز این ماجرا را فاش کرد.

همشهری آنلاین - حوادث: چند روز قبل چند جوان هنگام عبور از خیابانی در جنوب تهران با صحنه عجیبی روبه‌رو شدند. مردی جوان کنار ساختمانی متروکه روی زمین افتاده بود و در نگاه اول به نظر می‌رسید جان خود را از دست داده است. اما وقتی نزدیک‌تر شدند، متوجه شدند هنوز نفس می‌کشد. به همین دلیل بلافاصله او را به بیمارستان رساندند.

کادر درمان با تلاش فراوان توانستند جان این مرد را که در آستانه مرگ قرار داشت نجات دهند. پس از بهبود نسبی، او در گفت‌وگو با مأموران پلیس پرده از ماجرایی هولناک برداشت.

فرهاد در تحقیقات گفت: «در حال عبور از خیابان بودم که یک خودروی پژو مقابلم توقف کرد. سرنشینان آن که صورت‌هایشان را با ماسک و کلاه پوشانده بودند، با تهدید مرا سوار خودرو کردند. در طول مسیر سرم را زیر صندلی نگه داشتند تا نتوانم جایی را ببینم. بعد از حدود یک ساعت خودرو وارد محوطه‌ای شد که به نظر می‌رسید خانه‌باغ باشد. مرا به اتاقی بردند و به شدت کتک زدند.»

او ادامه داد: «آنها چند برگه سفید مقابلم گذاشتند و با تهدید مجبورم کردند امضا و اثر انگشت بزنم. می‌گفتند اگر درباره این ماجرا با برادرهایم حرفی بزنم، اموالم را با همان برگه‌های سفید امضا تصاحب می‌کنند.»

این مرد جوان در ادامه به اختلافات خانوادگی اشاره کرد و گفت پس از فوت مادرش، برادرانش از او خواسته بودند خانه پدری را بفروشند. اما او که در طبقه دوم همان خانه زندگی می‌کرد، قصد داشت سهم آنها را بخرد و به همین دلیل با فروش خانه مخالفت کرده بود. فرهاد همچنین گفت در میان مردانی که او را حدود ۲۴ ساعت در خانه‌باغ زندانی کرده و کتک زده بودند، برادرانش حضور نداشتند، اما با توجه به اختلافات خانوادگی، احتمال می‌دهد آنها در این ماجرا نقش داشته باشند.

با مطرح شدن این ادعا، بازپرس جنایی دستور بازداشت دو برادر را صادر کرد. آنها در ابتدا هرگونه نقش در آدم‌ربایی را انکار کردند، اما در ادامه تحقیقات و با به دست آمدن شواهد، به طراحی این نقشه اعتراف کردند.

یکی از متهمان گفت: «بعد از فوت پدرم، اموالش را تقسیم کردیم و فقط خانه‌ای که مادرم در آن زندگی می‌کرد باقی مانده بود. برادرم سال‌ها در طبقه دوم همان خانه زندگی می‌کرد و حتی یک ریال هم اجاره نداد. پس از فوت مادرم تصمیم گرفتیم خانه را بفروشیم، اما او مخالفت کرد. چون می‌دانست با فروش خانه باید از آنجا برود.»

او افزود: «به همین خاطر تصمیم گرفتیم او را بترسانیم. از طریق یکی از دوستانم با مردی که سابقه سرقت داشت آشنا شدیم و او با دو نفر دیگر نقشه ربودن برادرم را اجرا کردند. قرار نبود او را تا حد مرگ کتک بزنند. وقتی فهمیدیم حالش بد شده دستور دادیم آزادش کنند. هدف ما فقط این بود که بترسد و با فروش خانه موافقت کند.»

با اعتراف دو برادر، سه مردی که در ربودن و شکنجه فرهاد نقش داشتند نیز بازداشت شدند. آنها نیز مدعی شدند قصد آدم‌ربایی نداشته و فقط می‌خواستند از او «زهر چشم» بگیرند.

به دستور بازپرس جنایی، متهمان برای ادامه تحقیقات در اختیار پلیس قرار گرفته‌اند و بررسی‌ها در این باره ادامه دارد.