این روزها همه درگیر نگرانی‌های زیادی هستیم؛ که البته گوشواره اصلی‌شان هم جنگ است. طبیعی است وقتی جنگی به این وسعت اتفاق می‌افتد، پیرو خود، نگرانی‌هایی در این حد و اندازه هم ایجاد می‌کند.

همشهری آنلاین: این نگرانی‌ها جدا از وجهه اجتماعی که دارند، جنبه بغرنج روانی هم به خود می‌گیرند. اما چطور می‌توان با این جنبه روانی از این واقعه اجتماعی بزرگ، کنار آمد؟ دکتر استیون کاوی، روان‌شناس، در کتاب خواندنی هفت عادت مردمان مؤثر، در این باره به نکته جالبی اشاره می‌کند. البته این نکته در بیان برخی از فلاسفه هم وجود دارد. او مطرح می‌کند که ما انسان‌ها با دو حوزه دایره نفوذ و دایره نگرانی روبه‌رو هستیم. اما این‌ها به چه مفهومی است؟

شما دایره بزرگی را تصور کنید. در داخل این دایره، همه کارها و نگرانی‌های ما وجود دارند. نگرانی‌هایی مثل اقتصاد و معیشت و سلامت و وضعیت فرزندان و دکمه کنده شده لباس و کفشی که نخریده‌ایم و پکیج خراب و … یک دایره کوچک دیگر در داخل این دایره بزرگ تصور کنید که مرکز آن، مرکز همان دایره بزرگ نگرانی‌هاست. آن دایره کوچک را باید دایره نفوذ نامید؛ دایره‌ای که شامل نگرانی‌هایی است که ما می‌توانیم برای رفع و مدیریت آن‌ها کارهایی بکنیم. در خارج از این دایره، هر چیزی که هست خارج از حوزه نفوذ و اختیارات و اراده ماست.

دکتر استیون کاوی اشاره می‌کند که هرچقدر نسبت این دایره کوچک به دایره بزرگ، بیشتر بشود، در این صورت ما قدرت کنترل بیشتری در زندگی‌مان خواهیم داشت و حال و روز بهتری خواهیم داشت. این دایره نفوذ هم با اعمال قدرت اراده و البته مهم‌تر از آن، با کنترل واکنش‌ها نسبت به وقایع بیرونی بیشتر و بیشتر می‌شود. حقیقت امر این است که جنگی در این وسعت، قطعاً و قطعاً جزو دایره نگرانی‌های بزرگ ما قرار دارد که نمی‌توانیم برای آن کاری بکنیم. پس به این دلیل، نگرانی درباره آن می‌تواند نفعی نداشته باشد و حتی ویرانگر باشد. البته در ابتدای امر، نگرانی از این بابت لاجرم وجود خواهد داشت. اما وقتی که ما با شوک اولیه ناشی از جنگ کنار آمدیم و آن را به عنوان یک واقعیت گریزناپذیر پذیرفتیم، اینجاست که ماجرای دایره نفوذ نیز پررنگ‌تر خواهد شد.

تمرکز بر دایره نفوذ، باعث می‌شود تا ما کم‌کم، کنترل از دست رفته را احیا کنیم و رشد بدهیم. با تقویت این احساس کنترل، بخش بزرگی از نگرانی و اضطراب ایجاد شده را می‌توانیم به حاشیه برانیم و وضعیت روانی بهتری پیدا کنیم. اما شاید بپرسید که درباره واقعیت بزرگی چون جنگ، این احساس کنترل چطور به وجود می‌آید و این دایره نفوذ چطور بزرگ‌تر می‌شود؟ شاید با کارهایی از این دست: - توجیه روانی خود که جنگ، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ انسانی بوده و گاهی شاید قرعه به نام ما بیفتد؛ کنترل اخبار فراوان جنگ و مصرف قاعده‌مند آن؛ اگر مهارتی و تخصصی داریم، حضور در تیم‌های هلال‌احمر و بازسازی منازل و …؛ بازیابی ریتم سابق زندگی و تعیین کارهای مختلف برای ساعت‌های مختلف؛ کنترل واکنش روانی خود نسبت به اخبار ناگوار جنگ و …

شاید نکته‌های بعدی را شما بتوانید کشف کنید، نه؟