اخیراً نانسی پلوسی، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا، در سخنانی قابل تأمل تصریح کرده است که جمهوری اسلامی ایران از پشتوانه اجتماعی اقشار مستضعف برخوردار است و از همین رو، سیاست تحریم‌ها باید به‌گونه‌ای طراحی شود که فشار آن متوجه محرومین جامعه گردد تا حمایت آنان از نظام به حداقل ممکن کاهش یابد.

به گزارش همشهری آنلاین، امیر حیات‌مقدم، نماینده مجلس شورای اسلامی:

1. اخیراً نانسی پلوسی، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا، در سخنانی قابل تأمل تصریح کرده است که جمهوری اسلامی ایران از پشتوانه اجتماعی اقشار مستضعف برخوردار است و از همین رو، سیاست تحریم‌ها باید به‌گونه‌ای طراحی شود که فشار آن متوجه محرومین جامعه گردد تا حمایت آنان از نظام به حداقل ممکن کاهش یابد. این اعتراف صریح از سوی یکی از مقامات بلندپایه آمریکایی، در خود حامل لایه‌های عمیق و معناداری است که هر یک نیازمند واکاوی و تأملی جدی‌اند؛ مسائلی که در ادامه، به بخشی از آن‌ها اشاره خواهد شد.

2. واقعیت آن است که نظام جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های پس از پیروزی انقلاب، توانسته است بنیه دفاعی و نظامی خود را به سطحی بازدارنده و پایدار ارتقا دهد؛ به‌گونه‌ای که ایالات متحده آمریکا، حتی با همراهی و پشتیبانی متحدان اروپایی خود، دیگر توان و امکان براندازی یا ساقط‌سازی این نظام را در محاسبات عینی در اختیار ندارد. از همین رو، راهبردهای جایگزین در دستور کار قرار گرفت؛ راهبردهایی که فشار بر جامعه و فرسایش درونی را هدف می‌گرفت. تحریم‌های اقتصادی، در این چارچوب، به یکی از ابزارهای اصلی تبدیل شد. این در حالی است که انقلاب اسلامی از بدو تولد، هویت و مشروعیت خود را در نسبت وثیق با مستضعفان تعریف کرده و در طول بیش از چهار دهه، اقشار فرودست همواره به‌عنوان ستون اصلی حمایت اجتماعی انقلاب شناخته شده‌اند؛ همانانی که در بزنگاه‌های حساس تاریخی، با کنشگری آگاهانه و هزینه‌پردازی صبورانه، مسیر تحولات را به نفع کشور و آرمان‌های انقلاب تغییر داده‌اند.

3. بر این اساس، طبیعی بود که فشارهای اقتصادی، پیش از همه، متوجه همین طبقات شود و طراحان تحریم در واشنگتن، با توهمی دیرپا، گمان برند که می‌توان با تنگ‌کردن معیشت مستضعفان، پیوند آنان با انقلاب را سست کرد. اما این محاسبه نیز، همچون بسیاری دیگر از برآوردهای آمریکا، از واقعیت‌های اجتماعی ایران فاصله داشت. تجربه سال‌های اخیر نشان داد که با وجود فشارهای گسترده اقتصادی، تحریم‌های فزاینده و حتی برخی خطاهای سیاستی در داخل، همچنان نخستین قربانیان وضعیت معیشتی، همان حامیان سنتی انقلاب بوده‌اند؛ اما در عین حال، همین قشر، وفاداری خود به کلیت نظام را حفظ کرده و از بدنه انقلاب فاصله نگرفته است. آمریکا بیش از دو دهه است که این راهبرد را دنبال می‌کند، بی‌آنکه موفق شده باشد مستضعفان را از جمهوری اسلامی جدا سازد.

4. با این همه، نباید از یک نکته اساسی غفلت کرد و آن، مسئولیت بی‌بدیل نظام جمهوری اسلامی در قبال همین پایگاه اجتماعی است. فارغ از تحریم‌ها و دشمنی‌های خارجی، نظام ناگزیر است حمایت همه‌جانبه، مؤثر و بی‌وقفه از مستضعفان را سرلوحه سیاست‌گذاری‌های خود قرار دهد و در این مسیر، هیچ‌گونه تعلل یا کاستی نداشته باشد. متأسفانه برخی سیاست‌های اقتصادی در ماه‌های اخیر، با روح عدالت‌خواهانه و مبانی اصیل انقلاب همخوانی کامل نداشته و نیازمند اصلاح و بازنگری جدی است. بی‌تردید، اگرچه توان دفاعی جمهوری اسلامی در سطحی بالاست و پشتوانه اجتماعی آن همچنان پابرجاست، اما ساختار اجرایی کشور باید با نگاهی مسئولانه‌تر و تصمیماتی شجاعانه‌تر، مسیر بهبود شرایط معیشتی را هموار سازند تا پیوند تاریخی انقلاب با مستضعفان، نه‌تنها حفظ، بلکه تقویت شود.