همشهری آنلاین: نقاشی روی بوم انعکاس ذهن نقاش است. دنیایی دیگر است جدا و پیوسته به این دنیا. زیستی مستقل از این دنیا و وابسته به آن. نمایشگاههایی که معرفی کردهایم دنیاهای دیگری را پیش چشم میگشایند که شبیه دنیای ما هستند و قائم به ذات و بیارتباط با آن.
نمایشگاه فردی «غریبههای آشنا»
هنرمند: گلاره اسپومحلی
مکان: مجموعه معاصر سو
زمان: تا ۲۴ شهریور ۱۴۰۲
در بخشی از بیانیه این نمایشگاه به قلم هنرمند میخوانیم: «در طراحیها نیز که در دورانی فارغبال و کسلکننده کشیدهام سعی کردم فیگور را تا جای ممکن غافلگیر در وضعیتی تصویر کنم نه در وضعیتی مدلشده. در این پروسه با خود گفتهام: فرشتهها و جادوها وجود دارند؟ یا چقدر عقلانیت قابلیت پیش بردن زندگی را دارد؟ باور کسانی که در سختترین شرایط زندگی میکنند چیست که اینگونه آنها را پیش میراند. کی بدن زیر بار زندگی متلاشی میشود؟ و اگر نمیشود در لحظات خطیر چگونه دیده میشود؟ دیوانه؟ لایعقل؟ احمق یا نابغه؟ یاغی؟ یا شاید قابل ترحم و نگرانکننده؟ دوست داشتن هم لحظهای است فاجعهبار و سخت که با از خودبیخود شدن ما را لحظهای لایعقل میکند. خلاصه در این مجموعه کوشیدهام لحظاتی طاقتفرسا را با شما به اشتراک بگذارم که نامش زندگی است و در احاطه بدنهاست ولی در یک کلمه خلاصه نمیشود و نیازمند هزاران و هزاران تصویر و روایت است گرچه وضعیت برایم مهمتر از خلق تصویر است.»
نمایشگاه فردی «صورتها»
هنرمند: دنیا علیپور
مکان: گالری اُ
زمان: تا ۲۰ شهریور ۱۴۰۲
در بخشی از بیانیه این نمایشگاه به قلم انیتا حسین آمده: «دنیا عالیپور جهان تصویری خود را با علاقه و کنجکاوی به رابطهی بین فرد و جامعه اختصاص میدهد و ساختار دنیای اندیشههای شخصی و تنظیمات اجتماعی را بررسی میکند. او فضاهای تأملبرانگیزی را ایجاد میکند که بازنمایی آن علاوه بر تأثیرات حسی، ساختار شنیداری هم ایجاد میکند. سکوت و فریاد، توسل و تسلیم، درگیری درونی و فشار بیرونی در نقاشیها با هم در تقابلاند. او در جریان چنین فعالیتی واقعیت و خیال را در هم میتند و پیوندِ بین فرد و جامعه را بررسی میکند. نقاش فشارهای اجتماعی که به یک عِلمان طبیعی تبدیل شده است را از طریق روانشناسی اجتماعی و ارتباطی نشان داده و همزمان وضعیتِ عاملیتمان را مورد پرسش قرار میدهد. عالیپور در نقاشیهایش روابط انسانی، آرامش و ترس، شادی و غم، وابستگی و جدایی را به تصویر میکشد. نقاشیهای او بهتنهایی روایتگر خود هستند ولی بااینحال در ساختاری تعبیری، جهانی را ایجاد میکنند که داستانهایشان به دنبال هم وصل میشوند و هر اثر، زمینهای برای خلق دیگری میشود. آثار او سرشار از قابلیتِ اجرایِ رقصِ گسترههای رنگیِ درخشان و اشباع شده با خطوط قدرتمند و سرکش و کنار هم نهادن ساختار آبستره با روایتهای فیگوراتیو است.»
نمایشگاه فردی «نامهای به پدر»
هنرمند: هانیه همایونی
مکان: مجموعه معاصر سو
زمان: تا ۲۴ شهریور ۱۴۰۲
هانیه همایونی در بخش از بیانیه این نمایشگاه نوشته: «ما میتوانیم به هم نزدیک شویم، نمیدانم چه چیز توانست ما را از خوشبختی هماهنگی میان پدر و فرزند محروم سازد، اما به گمان من هنوز همان راه انحرافی که مغایر نظر تو بود میتواند ما را به هم نزدیکتر کند. در راستای رابطهمان کوششهای اندکی انجام دادهام، چیزهای بسیاری متقاعدم میکنند که این کوشیدنها چندان دستاوردی هم نیستند، با این همه وظیفه خود میدانم از این دستاوردها هرچند اندک مراقبت کنم، لیکن گمان میکنم با اصلاحی که از این دستاوردها زاده میشود، اصلاحی که نه میتوانم و نه میخواهم به جزئیاتش بپردازم، به نتیجهای مطلوب دستیابم تا کمی آرام شوم.»
نمایشگاه گروهی «استعارههای مشوش»
مکان: گالری باشگاه
زمان: تا ۳ مهر ۱۴۰۲
مهرنوش علیمددی، نمایشگاهگردان این نمایشگاه، در بخشی از بیانیهاش بر این نمایشگاه نوشته: «بدن آدمی به همان اندازه که ماهیتی زیستی دارد، بنیان اجتماعی نیز دارد. بدن صرفاً یک عنصر خارجی نیست؛ بلکه در مواجهه با رخدادها و حوادث بیرونی به شیوهای عملگرایانه تجربه میشود. بدن در تعامل با جهانِ پیرامون پیوسته بازسازی میشود و در این فرآیند، هویت انسان نیز تکوین مییابد. از این رو اگر نقطهی عزیمت این رویداد را گردآوری تصاویری در نظر بگیریم که هنرمند آن قصد دارد پیامد وقایع تلخ اجتماعی را آشکارا و یا با زبانی نمادین نشان دهد؛ این ایده را به شکلی نظاممند در طرحی از بدن و صورت انسان به نمایش درمیآورد.»
نمایشگاه فردی «وجود»
هنرمند: مونا کلهرودی
مکان: مجموعه معاصر سو
زمان: تا ۲۴ شهریور ۱۴۰۲
در این نمایشگاه عجیبوغریب بودن چهرهها اولین چیزی است که جلب نظر میکند. کلهرودی در بیانیه نمایشگاه این چهرههای عجیبوغریب را اینطور توضیح داده: «هر آنچه که هست، بوده و خواهد بود. شاید با کمی احتیاط بشود گفت هر آنچه که در ذهنمان تصور یا تخیل میکنیم به شکلی یا به نوعی و یا به حالتی در طبیعت بیکران (جهان هستی) وجود دارند. از اشکال عجیبوغریب میکروبها و ویروسها و زیر اتمیها گرفته شده تا خوشههای کهکشانی و ابرستارههای عظیم که نقش و نگارهایی غیرقابل تصور در خود دارند، و یا حتی سنگها و صخرهها که در خود چهرههایی نمایان دارند، چهرههایی که برخی فریاد از ته وجودشان میزنند.»
نمایشگاه فردی «خاطرات کشدار»
هنرمند: کیومرث هارپا
مکان: گالری عصر
زمان: تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۲
هارپا در بیانیه نمایشگاه با این توضیح کوتاه تماشاگران آثارش را راهنمایی کرده: «انگار هر روز به دنیا میآیم. هر روز یک زندگی را تجربه میکنم؛ یک کابوس٬ یک خیال٬ یک وهم. با خیالات و خاطراتم زندگی میکنم و برای التیام زخمهایم، به رؤیا پناه میبرم و درد و گناه را در قصهها گردن دیگری میاندازم. پارهپاره میشوم و از میان هزاران واقعیت و هزاران خاطره تنها آنهایی که کشدار میشوند با من میمانند و به گمانم که زندگی همین است که میپندارم؛ فهرست سیاهی از نامهایی که پر کرده حافظهام را.»