خانه مرحومه پروین اعتصامی ابتدای کوچه‌ای در خیابان مصطفی خمینی و پایین‌تر از چهارراه سرچشمه است. این خانه زیبا و خوش‌نما و پرخاطره، سال‌هاست که به سه خانه کوچک‌تر تقسیم و به افراد عادی واگذار شده است.

همشهری آنلاین -لیلا باقری: اما ساکنان خانه پروین آدم‌های جالبی هستند و روابط دوست‌داشتنی آنها طی سال‌های بعد از رحلت پروین، آموزنده و شنیدنی است. نکته برجسته در معماری این سه خانه، مراعات یک اصل همسایگی میان ساکنان است.  
خانه پروین بعد از واگذاری تنها با دیوارهای کوتاه در میان حیاط‌ها، از هم جدا شده بودند و اما همچنان از داخل ساختمان و از درون اتاق‌ها به هم راه داشتند. همسایه‌های جدید با هم وعده می‌کنند که این درها به سنت خانه قدیمی پروین، سرجایش بماند و حذف نشود. تا آنجا که در چوبی اتاق‌ها با همان سبک و سیاق سابق و نقش و نگار قدیمی‌اش بر پاشنه محبت می‌چرخد و دالان ارتباطی این همسایگی عاطفی می‌شود.

قصه‌های خواندنی تهران را اینجا دنبال کنید

تا سال‌ها این سه خانه در مهمانی‌ها و عزاها و جشن‌های همسایه‌ها شریک بودند و هرگاه لازم بود در اتاق‌ها باز و با اتصال به هم مساحت بیشتری را برای برگزاری مراسم فراهم می‌کردند.  
صاحب یکی از این خانه‌ها که خانمی خوش‌ذوق و سلیقه است و به حفظ و نگهداری خانه پروین نیز بسیار متعصب است می‌گوید که ما چند همسایه، در حوادث روزگار همواره شریک هم بودیم. گویی خانه‌زاد بودیم. او این رابطه عمیق همسایگی را بی‌ارتباط با روح معنوی مرحومه پروین اعتصامی در خانه نمی‌دانست و تأکید داشت آرامش این خانه برگرفته از همین معماری انسانی است.  
این رابطه همسایگی تا همین اواخر هم ادامه داشت تا اینکه یکی از همسایه‌ها ناچار به فروش خانه می‌شود. خریدار جدید یک تشکل مردمی است که در حوزه حفظ و نگهداری خانه‌های تاریخی فعال است. با این حال اتفاقی که می‌افتد حذف همه سنت‌های به‌جامانده از آن همسایگی عمیق بر پایه انس و مودت است. دیوار حیاط بلند می‌شود و راه ارتباطی داخلی ساختمان کاملاً حذف شده و با تیغه‌ای آجری مسدود می‌شود. علت ماجرا مهم نیست. همسایه جدید نیز محق است بر اساس فرهنگ خودش تصمیم بگیرد. اما این اتفاق نیز یک درس آموختنی داشت.  
همسایه جدید یک تشکل حامی خانه‌های تاریخی است. یعنی تشکیل شده است تا از سنت ماندگار معماری اصیل تهران حفاظت کند. اما این معماری اصیل را چه می‌دانیم؟ در و دیوار و تخته و آجر و یا سبک معماری متصل به فرهنگ آن؟  
صاحب خانه جدید صلاح ندانست از فرهنگ و سنت همسایگی و به‌جامانده از این خانه تاریخی پاسداری کند؛ شاید ده‌ها دلیل قانع‌کننده هم داشته باشد اما این ماجرا بهانه‌ای است برای طرح یک آسیب جدی در سنت‌گرایی این روزهای ما. اشتباه بزرگی که این روزها صورت می‌گیرد توجه افراطی به فیزیک و کالبد گذشته از جمله معماری قدیم است بی‌آنکه کمترین اعتنایی به روح حاکم بر این کالبد و رابطه تنگاتنگ این روح و کالبد شود.  
احیای سنت‌های فراموش‌شده تهران قدیم را نباید تنها از وجه تاریخی‌اش مورد توجه قرار داد. سنن افتخارآمیز طهران قدیم، به جهت فرهنگ حاکم برآن است. این روح حاکم درهم تنیده با فیزیک و ساختمان است؛ به این دو باید توامان توجه کرد که بر هم تأثیرگذارند. در غیراین صورت کالبدگرایی بیشتر یک ژست فخرفروشانه و در بهترین حالت یک تاریخ‌گرایی بی‌روح است. حال آنکه رجوع ما به دیروز برای عبور سامان یافته‌تر از امروز است.  
گذر از فرهنگ حاکم بر کالبد و محیط و توقف در چند ساختمان و در و تیر تخته، درک ناقصی از تاریخ و فرهنگ این مردم است. سنت‌گرایی را باید درست قرائت کنیم.  

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

*منتشر شده در همشهری محله منطقه ۲۰در تاریخ۱۳۹۵/۱۲/۰۲