منطقه «اورامانات» در جنوبغرب استان کردستان که کردها به آن «هورامانت» میگویند، پر است از هوارهایی که هر کدام دو سه ماه از سال، میزبان روستاییهای منطقه است؛ کردهایی که زمستان را در روستاهای پایین کوهپایه گذراندهاند و با شروع بهار به دامنههای بالاتر میروند تا دامهایشان علوفه تازه بخورند.
همشهری آنلاین: از مریوان هرچه به اورامانات نزدیکتر میشویم، کوهها بلندتر و جاده پرپیچ و خمتر میشود. دشتهای سرسبز و خوش آب و هوا، مردم را برای تفریح به دل طبیعت کشاندهاند.
براي آوردن برف، معمولا سه، چهار نفري لازم است؛ جوانترها تكههاي سنگينتر 70-60كيلوگرمي برف را برپشت بزرگترها ميگذارند و تسمهاش را محكم ميكنند.معمولا اهالي روستا همه دامشان را با هم بهدست يك چوپان ميدهند اما وقت بازگشت، هركس بيهيچ دردسري دامش را ميشناسد و به آغل خودش ميبرد.يك تكه چوب از شاخه درخت با برفي كه مادر تازه از كوه آورده و پدر براي آنها بريده و سوار چوب كرده.اينجا ژيوار است، نرسيده به روستاي سلين كه ما به آنجا رفتيم. اينجا هم از جمله روستاهاي اورامانات است كه اهالياش كوچ تابستانه دارند.دوشيدن شير اين بزها و گوسفندها هم حكايتي دارد، كافياست يك لحظه حواس كسي كه شير ميدوشد پرت شود تا حيوان پايش را بگذارد داخل شيرها و ضايعشان كند يا روي زمين بريزد.دامها چريدهاند، شيرها دوشيده شده است، كشك و دوغها ساخته شدهاند و حالا وقت غروب است و چند دقيقهاي مجال تا پيش از خواب. خستگيها بايد در شوند.روستاها آنقدر بزرگ نيستند كه بيش از يك قصاب نياز داشته باشند. براي همين وقتي براي كوچ چند دسته ميشوند، قصاب بين هوارها سير ميكند، گوسفند ميخرد، ميكشد و به هر كس در هوار، به اندازه نياز هفت، هشت روزش گوشت ميفروشد.گوسفندها دو نوبت كوچ صبح و عصرشان را رفتهاند و حالا تا هوا روشن است و سروكله گرگها پيدا نشده به آغلشان ميروند.سال به سال عده آنها كه كوچ نميكنند بيشتر ميشود؛ مخصوصا سالخوردهها. مثل همين دو پيرمرد كه در كوچههاي روستاي اورامان، شايد خاطره سالهاي جواني و هوارنشينيهايشان را براي هم ميگويند.