همشهری آنلاین_وحید حاجیخانی : ساعتسازی که فعالیتش را از ۱۷ سالگی آغاز کرده است و تا به امروز همچنان این حرفه را دنبال میکند. در یک عصر گرم تابستانی با او همصحبت شدیم.
اعتبار با تأیید اهالی محله
از سال ۱۳۳۲ که جواز ساعتفروشی خود را گرفته است تا امروز ۶۱ سال میگذرد. شروع فعالیتش در این حرفه، در منطقه ۱۱ و در خیابان قزوین بوده است که امروز نیز همچنان در آن قدم میزند و هر روز مسیر خانه تا مغازه را طی میکند. اگرچه طی این سالها محل کسب و کارش تغییر کرده است، اما محله سکونتش همچنان همان است که بود؛ محله امیریه – خیابان قزوین.
از قدیمیها و چهرههای سرشناس خیابان قزوین است. این سرشناس بودن به حسن سابقه کار و همچنین به حضور۳ برادر دیگرش در این خیابان بازمی گردد. هرچند سید عباس سید دارابی در سالهای نخستین انقلاب در مغاره خودش در خیابان قزوین توسط منافقان به درجه شهادت نایل شد. با اینهمه همچنان۲ برادر دیگرش سید اکبر و سید ماشالله نیز در این محله به کاسبی مشغول هستند.
دارابیها و محله قزوین
سید سیفاللهبه خنده درباره معروفیتش در محله میگوید: «همه اهل محله را میشناسم، حالا اگر مرا نشناسند نمیدانم. »سابقه طولانی حضورش در محله باعث شده است تا به نوعی امین محل باشد هر چند که خودش آن را نمیپذیرد و معتقد است: در خصوص اعتبار و امین بودن در محله نمیتوانم صحبتی داشته باشم و باید این را از اهالی پرسید. سید دارابی ادامه میدهد: «خانواده دارابیها از ابتدا تا انتهای خیابان قزوین، ساکن هستند. با این همه نمیتوانم در خصوص اعتماد یا اعتبار کار خودم چیزی بگویم این را باید اهالی محله تأیید یا رد کنند.
با اینهمه معتقد هستم، عمل خود آدم، اعتبار میآفریند و نه داشتن ملک و املاک که آنهم امروز هست و فردا نیست. » وی یادآور میشود: «طی سالهای کار در این حرفه از شهرستانهای دور یا نزدیک، ساعتهایی برای تعمیر میآورند که فکر میکنم این هم به واسطه اعتبار و اطمینانی است که دارند وگرنه در شهرستانها هم ساعتسازی وجود دارد. » با این همه واقعیت این است که اگر در محله اختلافی وجود داشته باشد برای حل مشکل بهعنوان یک بزرگتر یا ریش سفید به او مراجعه میکنند. یکی از همسایگان سید دارابی در اینباره تصریح میکند: «سید از قدیمیهای محله است، همه خودش و خانوادهاش را میشناسند و برایشان احترام قائلند. برای همین اگر کسی در محل دچار مشکل شود به او مراجعه میکند چون میداند او امین است و داستان اختلاف از مغازهاش بیرون نمیآید. »
مشتریها
با ظهور تلفن همراه، دوران حضور پرشکوه ساعت و ساعتسازی نیز رو به افول گذاشت. چرا که امروز در دستان هر شخص تلفن همراهی وجود دارد که بسیاری از امکانات رفاهی را در اختیار کاربر قرار میدهد.
سید دارابی در اینباره میگوید: اگر در گذشته مردم برای داشتن ساعت سر و دست میشکستند اما امروز به واسطه اینکه هر شخص یک تلفن همراه دارد و از ساعت آن استفاده میکند کمتر به سراغ ساعتسازی و ساعتفروشی میآیند، چرا امروز به ساعت بهعنوان یک کالای لوکس نگاه میکنند و همین اتفاق تأثیر مستقیمی بر کار داشته است و حالا این حرفه در رکود قرار دارد.
وی در خصوص فعالیتش میگوید: امروز بیشتر ساعتهای موجود در بازار چینی است که قیمت چندانی نیز ندارند و شاید ۶ ماه هم دوام نداشته باشد. ممکن است کسی فکر کند با ورود این ساعتها کهگاه مشابه برندهای مطرح است و قیمتی هم ندارد، بازار این صنف رونق گرفته باشد اما اینگونه نیست. فعالیت امروز این صنف بیشتر تعویض باتری یا تعمیر ساعتهای قدیمی است.
تربیت شاگرد
طی سالها کارکردن در این حرفه و شناخته شدن بهعنوان استاد کار، کم لطفی است اگر فکر کنیم شاگردانی را در این حرفه تربیت نکرده باشد. اگر برادر کوچک، یکی از شاگردان او در این حرفه بوده است که حالا در این محله فعالیت میکند. دیگر شاگردان به گفته خودش حالا در خارج از کشور هستند و این حرفه را ادامه میدهند.وی با تأکید براین نکته که آموزش در این حرفه در کمترین زمان ۲ تا۳ سال است، میگوید: «۸ شاگرد تربیت کرده است که ۲ تن از آنها در آلمان این حرفه را ادامه میدهند و بقیه نیز در مناطق دیگر مشغول هستند.
تغییر محله
میگوید نمای محله نسبت به سالیان سالی که او در آن فعالیت میکند تغییر چندانی نکرده است و اگر تغییراتی بوده، تنها محدود به ساخت چند ساختمان شده است. اما تغییری که طی این چند دهه رخ داده است و بسیار محسوستر از ساختوساز و نمای ساختمانها بوده، فضای کاسبی و رفت و آمد در محله است.
وی ادامه میدهد: کاسبی در زمان قدیم در این محله همانند بازار تهران بود. چرا که از امامزاده حسن (ع) و آذری بازار شروع میشد، درست همانند چهارراه گلوبندک که ابتدای ورودی بازار است این محله نیز ورودی بازار محسوب میشد و به خاطر رفت و آمد زیاد شما نمیتوانستید راه بروید. کاسبی در این محله به قدری خوب بود که از صنف ساعتفروشی، ۵ مغازه در این محله فعالیت میکردند. »سید دارابی در این محله ماند و همانند سالیان گذشته همچنان کرکره مغازه خود را بالا میکشد. چرا که میداند این روزگار هم همانند سالهای سالی که او آن را نظارهگر بوده است میگذرد.
۲ برادر در یک اقلیم
برادر کوچکتر نیز در این خیابان همان فعالیتی را دارد که برادر بزرگتر یعنی سید سیفالله دارد. البته سیفالله سید در اینباره میگوید: «سید ماشااله، برادر کوچکترم، شاگرد من بود که بعد از یادگیری کار بهصورت مستقل چند مغازه دورتر از من شروع به کار کرد. »
وی در خصوص بحث رقابت در کسب و کار با برادر ادامه میدهد: «ما به هیچ عنوان با یکدیگر رقابت نداریم حتی بیشتر کارمان جنبه همکاری و تعامل دارد و نه چیز دیگر، اگر احتیاجی به جنس یا وسیلهای هم وجود داشته باشد هر ۲ در کنار یکدیگر هستیم. »
منتشر شده در همشهری محله منطقه ۱۱ در تاریخ ۱۳۹۳/۷/۱۶