به گزارش همشهری آنلاین،این نام، برای همه آشنا بود. نقل است که یکی از دوستانش پرسیده بود: مسئله چیست که اینقدر مشتری پیدا کردهای؟ و او ساده و بیآلایش جواب داده بود: مردم اگر چیزی نمیدیدند، نمیآمدند.
قصههای خواندنی تهران را اینجا دنبال کنید
طبیب سنتی محله ما نه فقط به دلیل طبابتش بلکه به دلیل در باز منزلش به روی همه محل توجه و احترام بود. جمعهها نزدیک ظهر کوچه شهید ناصر شراره واقع در خیابان قزوین شلوغتر از همیشه بود و از هر فرقهای و بیشتر در راهماندگان و مسافران و کارتنخوابها و البته معتادان، برای نشستن سر سفره آبگوشت حسینیه حضرت رقیه(س) «سید باقر» به منزلش مراجعه میکردند.
در طول هفته هم انبوهی از انسانهای دردمند برای گرفتن دارویی سنتی یا احیاناً دعایی پیشش میآمدند. او با کولهباری از خاطرات خوب برای مردم رفت.
_______________________________________________________
منتشر شده در همشهری محله منطقه ۱۱ در تاریخ۱۳۹۳/۵/۱