روزگاری سفر دریایی در جنوب ایران از دشوارترین کارها بود. تجارت چوب و خرما از آفریقا و هند و جابهجایی ادویه و میوهجات از این کشور به آن کشور گاهی تا یکسال زمان میبرد.
همشهری آنلاین: برای همین هم رفتن یک لنج یا کشتی از ساحل به معنی جدا شدن دهها نفر از خانواده خود بود. پس خانواده و نزدیکان مردان دریانورد به بدرقه آنها میرفتند و بادبان کشتی یا لنج را با دمام و آواز بالا میبردند. حالا دیگر سالها از آن زمان گذشته و دیگر شناوری با بادبان برافراشته در آبهای جنوب ایران به دریا نمیرود اما مراسم بادبانکشی یا به زبان محلی «هوزار» هنوز برگزار میشود.
جاشوها يا همان ملوانان، از طنابهاي لنج بالا ميروند و با باز كردن طناب بادبان آن را در برابر باد قرار ميدهند.موسيقي در مراسم بادبانكشي با ضرباهنگ همراه است. گروه اجراي موسيقي رزيف كه 40، 50 نفري ميشوند و عصاهاي نازكي در دست دارند، با ضرباهنگ دف و دمام، جلو و عقب ميروند.بادبان كه جمع ميشود، گروه اجرا كننده مراسم وسايل خود را جمع ميكنند، به كنار ساحل ميروند تا از فرصت دورهم جمعشدن دوبارهشان استفاده كنند و خاطرات سفرهاي سخت دريايي خود را با هم مرور كنند.وقتي بادبان كاملا باز ميشود، تماشاچيان مراسم كه عموما از گردشگران هستند كف ميزنند و شادي ميكنند.خورشيد كه به غروب خود نزديك ميشود، بادبان لنج نمادين بندرلافت هم برفراشته شده و مراسم رو به اتمام است. مغني كه همان آوازخوان اصلي موسيقي رزيف است، از ابتدا تا انتهاي مراسم بادبانكشي يا هوزار، ميخواند. وقت برافراشتن بادبان، موسيقي همچنان همهكاره ميدان است و ريتم باز كردن طنابهاي بادبان هم با اوست.وقت اذان مغرب است، بادبان دوباره جمعميشود بدون آنكه لنج چوبي قدمي حركت كرده باشد.