پیگیری ما برای آشنایی با یک هم‌محله‌ای خارجی چند روزی زمان برد تا موفق شدیم با کریستینا سیمونز(سارا جلیلی) آشنا شویم و گپ‌وگفتی داشته باشیم.

همشهری آنلاین- بهاره خسروی: مادر یکی از بچه‌های خانه اسباب‌بازی سرای محله سلیمانی و تیموری یک آمریکایی است و هر روز برای بازی فرزندش را به این مرکز می‌آورد، خیلی فارسی نمی‌تواند صحبت کند اما به خوبی متوجه می‌شود که‌ چه می‌گویم. همه ما این مثل را زیاد شنیدیم مرغ همسایه غاز است! اینکه اصل و فلسفه این مثل از کجا آمد یا این آدم چطور مرغ همسایه‌اش را غاز دید سؤال دیگری است. به‌طور حتم خطایی داشته که این‌طور استنباط کرده است!؟ هرچه هست این مثل در واقعیت مصداق بسیاری از رفتارها یا حتی فرهنگ غالب آدم‌ها در برخوردها و تعامل با یکدیگر است، که حضور یک خارجی در منطقه و اطلاع‌رسانی آن به دفتر همشهری محله، از همین بازخوردها بود. پیگیری ما برای آشنایی با یک هم‌محله‌ای خارجی چند روزی زمان برد تا موفق شدیم با کریستینا سیمونز(سارا جلیلی) آشنا شویم و گپ‌وگفتی داشته باشیم. پس در روزهای آغازین سال جدید سراغ این هم‌محله‌ای امریکایی رفتیم تا از دریچه چشمان کریستینا سیمونز(سارا جلیلی) هم نیم نگاهی به رسم و رسوم سایر هم‌محله‌ای‌هایمان داشته باشیم و هم به وضعیت محله‌هایمان از نظر امکانات بپردازیم. 

قصه‌های خواندنی تهران را اینجا دنبال کنید

آشنایی و ازدواج در شرق دور! 


وقتی می‌خواستیم قرار مصاحبه را با سارا جلیلی تعیین کنیم نخستین واکنش بعد از برخورد گرمی که داشت این بود که قبل از هر قولی باید با همسرش صحبت کند و ماجرا را برای همسرش بازگو کند، که خوشبختانه همسرش داریوش جلیلی که خودش از اهالی محله سلیمانی و تیموری بود، دعوت ما را به گرمی پذیرفت و در یکی از روزهای نوروز به همراه همسر و فرزندش مهمان دفتر همشهری محله شدند و درباره نحوه آشنایی و ازدواج با همسرش گفت: «‌من سال ۵۴ در محله سلیمانی و تیموری متولد شدم و تا سال ۸۳ در ایران بودم. بعد از آن به کشور کره رفتم همانجا با همسرم که ملیت آمریکایی دارد و معلم زبان بود آشنا شدم و پیشنهاد ازدواج دادم و همسرم مسلمان شد و هر دو با هم به کشور تایلند رفتیم و ازدواج کردیم. در حال حاضر هم سه تا چهار سالی از تاریخ ازدواجمان گذشته بعد از مدتی هم به کشور امارات رفتیم و در آنجا صاحب پسری شدیم که اسمش را آرین گذاشتیم.‌»
جلیلی همچنین درباره برخورد خانواده و اطرافیانش در مواجه شدن با همسرش نیز می‌گوید: «‌خوشبختانه برخورد خانواده‌ام خوب بود و استقبال خوبی از همسرم کردند. البته ما در ایران برای اینکه اسم همسرم را راحت ادا کنند همسرم را سارا صدا می‌کنیم.‌»

از تغییر دیدگاه تا ازدواج


سارا جلیلی ۲۸ ساله متولد میشیگان و فوق لیسانس زبان انگلیسی دارد. او درباره نحوه آشنایی‌اش با کشورمان می‌گوید: «‌تا پیش از آشنایی با همسرم هیچ شناختی از ایران نداشتم. شاید هم در پاره‌ای مواقع اسمی از دور شنیده بودم و نگاه غالبم بر اساس برخی از افکار عمومی رایج بود و اگر می‌خواستم ایران را پیدا کنم حتماً باید به نقشه جغرافیایی نگاهی می‌انداختم تا ببینم ایران کجای جهان است؛ حتی در ابتدا به ساکن قبولش برای خانواده‌ام و مادر ومادربزرگم خیلی سخت بود که من با یک ایرانی ازدواج کنم و مسلمان شوم.»
وی ادامه داد: «‌بعد از آشنایی با همسرم همه چیز تغییر کرد با رفتاری که با من داشت صحبت‌ها و تعریف‌هایی که از ایران می‌کرد و مطالعاتی که از طریق پایگاه‌های اینترنتی درباره ایران و فرهنگ ایرانی داشتم، اشتیاقم بیشتر شد. به‌طور کلی همه چیز حتی دیدگاهم به آنها عوض شد به‌طوری که این تأثیر را به خانواده‌ام انتقال دادم و مادر و مادربزرگم راضی به ازدواج ما شدند و گفتند تو دختر با هوش و فهمیده‌ای هستی و میدانی چه کار کنی و قطعاً تصمیم درستی می‌گیری.‌»


مراسم عجیب و غریب چهارشنبه آخر سال 


سارا جلیلی با اشاره به اجرای مراسم چهارشنبه‌سوری می‌گوید: «‌نوروز یک سنت زیبای ایرانی است که خانواده همسرم در این مدت درباره آن توضیحاتی دادنداما اجرای مراسم چهارشنبه آخر سال برایم اعجاب‌انگیز است آن هم به این شکل در صحبت‌هایی که با اقوام همسرم داشتم فقط چند بوته آتش بود اما وقتی در این مدت در محله رفت و آمد داشتم زدن نارنجک و سیگارت و صداهای وحشتناک و از همه مهم‌تر سیاه کردن دیوارها و زشتی چهره شهر کمی برایم عجیب بود و هنوزم گنگ و نامفهوم است.‌»

رانندگی در ایران هرگز! 


میانگین تصادف در ایران ۲ برابر میانگین متوسط جهانی است. در طول ۱۰ سال گذشته، ۳۲۵ هزار و ۵۰ نفر تنها در ایران بر اثر تصادفات رانندگی جان باخته‌اند و دومیلیون و ۲۲۱ هزار نفر نیز مجروح شده‌اند. آقای جلیلی یکی از انتقادات همسرش را از کشور ایران نحوه رانندگی بیان می‌کند و می‌گوید: «با وجود اینکه برای‌ تردد راحت همسرم در شهر ماشین خریده‌ام اما هرگز از ماشین استفاده نمی‌کند و عقیده دارد رانندگی در ایران کار سختی است.‌»
سارا جلیل هم در تأیید حرف همسرش می‌گوید: «‌من نمی‌دانم چرا رانندگی در ایران به این شکل است و رانندگان خیلی قوانین راهنمایی و رانندگی را جدی نمی‌گیرند اما هرگز در ایران رانندگی نخواهم کرد و ترجیح می‌دهم برای حفاظ سلامتی خودم هم که شده پشت فرمان اتومبیل ننشینم.‌»

اهالی با من بسیار خوش‌رفتارند


مهمان‌نوازی و رعایت حرمت یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ما ایرانی‌هاست که در همه جای دنیا زبانزد عام و خاص است. به گفته داریوش جلیلی به پیشنهاد یکی از دوستانش آرین را به یکی از مراکز آموزشی و فرهنگی تفریحی مجاورت منزل می‌فرستاد که روزهای اول مراجعه خانم کریستینا به‌زعم اینکه ایشان خارجی است به رسم مهمان‌نوازی هیچ‌وجه نقدی از وی قبول نمی‌کردند. خانم جلیلی هم در این‌باره می‌گوید: «‌رفتار همسایه‌ها و اهالی محل خیلی خوب و با مهربانی است به‌ویژه وقتی می‌فهمند که من یک خارجی هستم احترام بیشتری می‌گذارند و همه خوب رفتار می‌کنند. شاید باورتان نشود خیلی از دوستان و آشنایان باور نمی‌کنند که من امریکایی هستم حتی از همسرم پاسپورتم را می‌خواهند تا ببینند این گفته درست است یا غلط.‌» وی ادامه داد: «روی هم رفته رفتار خانم‌ها در سرای محله با من خوب است هر چند دلم می‌خواست با کسی صحبت کنم که زبانم را متوجه شود چون زبان انگلیسی صحبت کردن برای اهالی سخت است و من فقط با یکی از مادرها می‌توانم به راحتی با زبان انگلیسی صحبت کنم اما همه مردم و کسانی که با من در این مدت دوست شدند همیشه مهربانی می‌کنند و هوایم را دارند.‌»

احترام به ارزش‌ها و حرمت‌های همه ملیت‌های دنیا 


وقتی سعدی سرورد: بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند/چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار؛ هیچ خبری از راه‌اندازی سازمان ملل متحد نبود، اما حرفی زد که شد شعار سازمان ملل متحد و سردرش جا خوش کرد و بعدش هم این کلام گهربار هیچ جایگزینی پیدا نکرد که ارزش و احترام آدم‌ها فراتر از ملیت رنگ ونژاد قبل از هر چیزی به انسان بودن و دوستی آنهاست و همه در برابر این جهان هستی و خداوند یکسان هستند. نکته‌ای که سارا جلیلی در آخر گفته هاش به آن اشاره دارد این است: «‌مردم جهان باید با هم مهربان باشند. من برخلاف آنچه که فکر می‌کردم ایرانی‌ها خیلی مهربان و انسان دوست هستند و هوای مهمان‌ها را دارند اما چه خوب می‌شد همه ما آدم‌ها یاد می‌گرفتیم، نباید به ملیت و ارزش‌ها اعتقادات یکدیگر بی‌احترامی کنیم و این را بدانیم تمام آنچه برای هر ملیتی در قالب باور و اعتقادات و ارزش‌های ملی و مذهبی مهم محسوب می‌شود و قابل احترام است، نباید با توهین و بی‌حرمت کردن آنها اسباب رنجش و ناراحتی هم شویم یا بذل نفاق کینه را در دل هم بکاریم.‌»

...............................................................................

* منتشر شده در همشهری محله منطقه ۱۰ به تاریخ ۱۳۹۳/۱/۱۹