ندا زندی - ایوب شهبازی برای تماشاگران عادی سینما اسم ناشناختهای است اما کسانی که خاطرات او را خواندهاند، خوب میدانند او چه خاطرات ناب و جذابی از سینمای سالهای دور و ستارهها و ماجراهایش دارد. شهبازی روستازادهای است خودساخته و سختکوش که در ۹ سالگی در حول و حوش سال ۱۳۳۹، پس از مرگ پدرش، با مادرش به تهران میآید و مفتون سینما میشود و به دفاتر فیلمسازی راه مییابد و با بزرگان سینما نشست و برخاست میکند. جلد اول خاطرات شهبازی با عنوان «یک روستایی در لالهزار» نخستین بار در سال ۱۳۹۱ منتشر شد و حسابی بین علاقهمندان به لالهزار قدیم و سینماهایش گل کرد. شهبازی در سال ۱۳۹۴ بخشهای دیگری از خاطراتش را درباره آن دوران با عنوان «حکایت مردان خاکستری» به روی کاغذ آورد. شهبازی مدرسه نرفته و خواندن و نوشتن را خودش یاد گرفته و طبیعتا کتابهایش خالی از ایراد نبودند. اما چندی پیش نشر «فرهنگ معاصر» این دو کتاب را در قالب یک کتاب با عنوان «نقش یک رؤیا؛ خاطرات سینمایی ایوب شهبازی» با ویراستاری حمیدرضا امیدی سرور با افزودههای تازه و ویرایش بهتر منتشر و حلاوت خواندن خاطرات شهبازی را دوچندان کرد. به همین مناسبت با امیدی سرور که خودش سالها درباره سینما قلم زده، درباره این کتاب و اهمیت آن صحبت کردهایم.
ایوب شهبازی کیست و چرا خاطراتش مهم است؟
خاطرات ستارهها یا چهرههای سطح بالای سینمای ایران زیاد منتشر شده، اما در این کتاب یک نفر از پایینترین سطح سینمای فارسی، درست از متن آن، به سینمای ایران پرداخته است. به همینخاطر با تصویری متفاوت با دیگر کتابها روبهرو هستیم. بنابراین، بیشتر از خود فرد، خاستگاه و زاویه دید اوست که به کتاب اهمیت میدهد.
شهبازی در سینما با چه کسانی همکاری کرده و از چه کسانی خاطره میگوید؟
راوی خاطرات بهدلیل همان خاستگاه هم با آدمهای طراز اول برخورد داشته و هم با خیل عوامل تولید در دل سینمای فارسی که کمتر به آنها توجه شده، بنابراین هم از فردین، بهروز وثوقی، نصرتالله وحدت و ایرج قادری یادشده و هم از افرادی چون غلام ژاپنی، حسن فردین، اکبر و دیگر سیاهیلشکرهای فراموششده سینمای ایران. دوبلورها همانند چنگیز جلیلوند، عطاالله کاملی و... نیز در این کتاب حضوری پررنگ دارند.
از خاطرات شهبازی چه چیزهایی درباره سینمای قبل از انقلاب دستگیرمان میشود؟
هم شاهد جایگاه و اهمیت سینما بهعنوان اصلیترین تفریح عامه مردم هستیم و هم از تصویر پرزرق و برق سینما و ستارههایش آشناییزدایی شده است. بهطور خلاصه، تصویری واقعگرایانه از آن سینما پیشروی خواننده قرار گرفته است.
با کتاب شهبازی به کجاها سفر میکنیم؟
این کتاب از یک منظر مهم سفری است نوستالژیک به جغرافیایی که مسعود کیمیایی از آن بهعنوان «بِرادوی تهران» یاد کرده، یعنی همان لالهزار. اما در این کتاب در کنار وصف سینماهایی مثل رکس، ایران، متروپل، کریستال و تئاترهایی مثل نصر، پارس و جامعه باربد و همچنین تعدادی از کافههای خاص هنرمندان، بهطور مفصل به کوچه ملی، کوچه برلن یا پاتوق سیاهیلشکرها در اربابجمشید پرداخته شده است. همچنین، به بسیاری از مکانهای معروف همچون ساختمان پلاسکو، ساختمان آلومینیوم، فروشگاه فردوسی و... نیز اشاره شده است.
موضوعات غیرسینمایی هم در کتاب مطرح شده مثل بانوی سرخپوش میدان فردوسی. از این دست موضوعات و ماجراها چقدر در کتاب یافت میشود؟
در کنار سینما، کتاب شرح صادقانه یک زندگی است، بنابراین گوشههایی از اتفاقات مهم غیرسینمایی نیز مورد اشاره قرار گرفته، همانند ماجرای ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و آتش زدن زورخانه شعبان جعفری، ماجرای مرگ تختی، روزهای پرشور انقلاب و ...
بهعنوان ویراستار چه نقشی در این کتاب داشتید؟
سعی من این بود که کتاب با مخاطبانی تازه و جدی ارتباط برقرار کند. این کتاب پیش از این با ویرایش فرد دیگری در ۲ جلد منتشر شده بود. ناشر جدید قصد داش
تاریخ انتشار: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۰۹:۳۹
خاطرات ستارهها یا چهرههای سطح بالای سینمای ایران زیاد منتشر شده، اما در کتاب «نقش یک رویا؛ خاطرات سینمایی ایوب شهبازی» یک نفر از پایینترین سطح سینمای فارسی، درست از متن آن، به سینمای ایران پرداخته است. به همینخاطر با تصویری متفاوت با دیگر کتابها روبهرو هستیم.