صادق زیباکلام به تازگی در گفت‌وگویی «نوروز»، «یلدا» و دیگر جشن‌های باستانیِ ایرانی را نوعی نژادپرستی خوانده است. این موضوع با واکنش علی صفی‌پور، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایرانی مواجه شده است.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایسنا، علی صفی‌پور، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایرانی در یادداشتی با عنوان «زیباکلامی که از پاپ هم کاتولیک‌تر شد» نوشته است: «مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به پیشنهاد ایران و کشورهای آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان، قرقیزستان، و... در ۴ اسفند ۱۳۸۸ برابر با ۲۳ فوریه سال ۲۰۱۰ م. قطعنامه‌­ای را در چارچوب ماده ۴۹ منشور این سازمان زیر عنوان «فرهنگ صلح» به تصویب رساند که بر اساس آن ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین به‌عنوان «روز جهانی نوروز» به‌شمار آمد و از آن پس این روز در تقویم سازمان ملل گنجانده شد. ناگفته نماند که نوروز پیش از این به‌عنوان یکی از میراث ناملموس بشریت در فهرست سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ برابر با ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹ به ثبت رسیده‌بود.

افزون بر این‌که هرساله در کشورهای بسیاری نوروز جشن گرفته می­‌شود، شاهد آن هستیم که سران کشورهای شرق و غرب این روز و آیین آن را گرامی داشته و به زبان خود یا زبان فارسی تبریک می‌گویند. نه مجمع سازمان ملل، نه سازمان فرهنگی آن (یعنی یونسکو) و نه حتی سران کشورها و یا مردمان پاس‌دارنده این آیین چندهزارساله، از این جشن و آیین، برداشت نژادپرستانه نداشته­‌اند اما به یک‌باره در کمال ناباوری و شگفتی می­‌بینیم که در کلام آقای دکتر زیباکلام، استادتمام دانشگاه تهران، این جشن از نشانه­‌های نژادپرستی به‌شمار می­‌آید. چرا؟!

قطعاً مفهوم نژادپرستی در فرهنگ غرب بیش از دیگر نقاط جهان به بحث و بررسی گذاشته شده‌است، کشورهای غربی که خود زخم‌خورده نژادپرستی هیتلری هستند، از هرگونه نژادپرستی گریزانند، اکنون چه می‌­شود که آنان کریسمس، نوروز و یلدا و سیزده‌به‌در را به هیچ‌وجه نژادپرستی به‌شمار نمی‌آورند، اما می­‌بینیم که آقای زیباکلام در مصاحبه اخیر خود، این آیین­‌های چندهزارساله را نژادپرستانه به‌شمار آورده‌­اند. گویی این‌که ایشان از پاپ کاتولیک‌­تر شده‌­اند.

آقای زیباکلام به‌عنوان یک تحصیل‌کرده دانشگاهی و یک استادتمام علوم سیاسی دانشگاه تهران، که به نظر می‌رسد باید خیلی هوشیارانه و سنجیده­‌تر سخن بگوید، واژگانی را به زبان آورده‌است که نشان می‌­دهد ایشان درک و دانشی، نه نسبت به نژادپرستی دارند و نه نسبت‌ به فرهنگ و عناصر سازنده هر فرهنگ.

باید از ایشان پرسید: اگر نوروز نژادپرستی‌ست، پس چرا پیام نوروزی می‌­دهید و آن را تبریک می‌گویید؟ در پیام نوروزی ۱۴۰۰ شماست که گفتید «این دومین سالی‌ست که عقلم می­‌گوید نوروز را تبریک بگویم؛ اما دلم در جای دیگری‌ست. سفره‌های محقری  که به‌واسطه گرانی و فقر از سال گذشته بسیار کوچک‌تر شده‌اند...» بالاخره اگر نژادپرستی‌ست چرا عقلاً نوروز را تبریک می­‌گویید؟! چرا چنین تناقضی در رفتار و گفتارتان دیده می‌­شود این یک بام و دوهوایی چه معنی می­‌تواند داشته‌باشد؟ آقای زیباکلام این‌که با افتخار می­‌گویید در دانشگاه نوروز را به کسی تبریک نمی‌گویید، این نشان از روشنفکری نیست، این نشانی از کج‌فهمی فرهنگی شما از عناصر سازنده فرهنگ ایرانی‌ست.

از کریسمس که در بیشتر کشورهای جهان برگزار می­‌شود که بگذریم، می‌­توان نشانه­‌های آیین کهن نوروز را از مرزهای چین تا دل اروپا یافت و امروزه نیز بخش قابل توجهی از کشورهای منطقه این آیین‌­ها را گرامی می‌دارند. از این رو، این سخنان آقای زیباکلام، توهینی آشکار به باورهای مردمی این کشورهاست. کوس رسوایی بر سر بازار زده‌شد و دشمنی با فرهنگ و آیین­‌های ایرانی از همین سخنان سطحی‌نگری آشکار است. آقای زیباکلام، تفاوت شما و امثال شما که کمر به نابودی میراث فرهنگی این کشور بسته‌­اید با آنانی که در پی تخریب تخت جمشید بودند و هستند و یا طالبانی که آثار تاریخی بامیان را از میان برد، یا داعشی که موزه‌های عراق و آثار باستانی شهر پالمیرا را نابود کرد، چیست؟ سخنان شما روی دیگری از سکه کینه و دشمنی با فرهنگ است، دشمنی کسانی مانند ابومصعب زرقاوی، ابوبکر بغدادی، ملاعمر و... . با این تفاوت که شما رنگ روشنفکری و لیبرال به آن داده­‌اید.

آقای زیباکلام، اگر هدف‌تان تخریب فرهنگ این کشور است که باید بگویم آب در هاون می­‌کوبید، چنگیزخان مغول و فرزندانش هم نتوانستند این فرهنگ را نابود کنند. اما اگر از روی ناآگاهی و سهواً چنین سخنانی را به زبان آورده‌­اید، اندک توقعی که از شما می‌رود، داشتن شجاعت پوزش خواستن از مردم ایران و منطقه است. آقای دکتر زیباکلام، اندکی سنجیده‌­تر سخن بگویید، یا چه اصراری به سخن گفتن درباره چیزی که نمی­‌دانید هست؟!

چو گفتار بیهوده بسیار گشت

سخنگوی در انجمن خوار گشت

ز دانش چو جان ترا مایه نیست

به از خامشی هیچ پیرایه نیست

(فردوسی)»