سخنان رئیس‌جمهوری درباره صلح امام حسن(ع) در نشست اخیر هیأت دولت با واکنش تند منتقدانش در جناح راست روبه‌رو شده است، جمعی او را به تحریف و مصادره به مطلوب تاریخ متهم می‌کنند و جمعی دیگر هتاکی را تا آنجا پیش برده‌اند که خواستار اعدام او شده‌اند.

به گزارش همشهری‌آنلاین، روزنامه همشهری نوشت: رئیس‌جمهور چهارشنبه پیش در جلسه هیأت دولت گفت: « امام حسن(ع) امام صلح و پیوند بود، ایشان امامی بود که با ایجاد وحدت برای حفظ اساس اسلام، گام برداشت. وقتی برخی از اصحاب امام حسن(ع) آمدند با زبان معترضانه که چرا صلح کردید، چرا پیمان را امضا کردید، حضرت فرمودند، جامعه اسلامی که فقط شما ۱۰ نفر نیستید، شما ۲۰ نفری که اینجا نزد من آمدید که فقط دنیای اسلام نیستید. من در مسجد رفتم برای مردم سخنرانی کردم و دیدم اکثریت قاطع جامعه صلح می‌خواهند و وقتی که مردم این را می‌خواهند، صلح را انتخاب می‌کنم. این راه امام مجتبی(ع) است. امام مجتبی(ع) به ما می‌آموزد که مرد جنگ باشیم به روز جنگ و مرد صلح باشیم به روز صلح. اگر در روز صلح، جنگیدیم و در روز جنگ، صلح کردیم، هر دو خطا و اشتباه است. به‌موقع باید بایستیم و بجنگیم و به‌موقع باید صلح کنیم».

سخنان روحانی در کمترین زمان ممکن خبر ساز و این اظهارات کنایه‌وار او به تجدید نظر در روابط بین ایران و آمریکا تعبیر و تفسیر شد. حسن روحانی پیش‌تر درباره صلح و ضرورت به کارگیری آن برای خروج از بن‌بست‌های ایجاد شده سخن گفته بود که بازهم محل نقد قرار گرفته بود.

پیش‌تر تعبیر مقام معظم رهبری درباره صلح امام حسن(ع) که آن را به نرمش قهرمانانه تعبیر کرده بود سبب شکل‌گیری بستری شد که برجام در آن متولد شد اما در ۲سال اخیر با بدعهدی آمریکا به محاق فرو رفت.

 اگرچه در این میدان عمدتا صاحب‌نظران وابسته به جبهه اصلاحات صلح و به تعبیری رسیدن به تفاهم با آمریکا را برای حل مشکلات عمدتا اقتصادی تحمیل شده اصلی‌ترین راه خروج شرایط حاضر می‌دانند، چنانچه عبدالله رمضان‌زاده، سخنگوی دولت اصلاحات در حساب شخصی‌اش در توییتر نوشت: «پیامبر اکرم(ص) هیچ‌گاه دعوت به صلح را رد نکرد. امام حسن(ع) صلح را پذیرفت چون اکثر پیروانش خواهان جنگ نبودند. امام رضا(ع) ولایتعهدی مامون را پذیرفت برای حفظ مذهب و پیروان. امام خمینی(ره) مدبرانه قطعنامه را پذیرفت برای اینکه جان مردم و خاک ایران را حفظ کند. صلح یک ارزش است.»

یا در نمونه‌ای دیگر علی مطهری، فرزند شهید مطهری و نماینده سابق مجلس نیز در صفحه توییترش نوشت:«من مذاکره با آمریکا را در شرایط فعلی به صلاح کشور نمی‌دانم اما معتقدم اظهارنظر هر ایرانی خصوصا رئیس‌جمهور در این مورد باید آزاد باشد و نباید موجب توهین و تهدید شود. اینکه مقام رهبری مخالف مذاکره هستند مانع اظهارنظر دیگران نیست.»

دیوار یکدست تقبیح صلح

 اما به رغم حمایت چهره‌های شناخته‌شده اصلاح‌طلب واعتدالگرا از مواضع روحانی، تقبیح اظهارات روحانی از سوی صاحب‌نظران جریان راست چنان بزرگ و موج‌ساز بود که محفلی برای دیده‌شدن ابراز ضرورت صلح باقی نگذاشته است.

اصولگرایان طی ۴روز گذشته به‌صورت مستمر و متوالی با یادآوری بدعهدی آمریکا در برجام و تحمیل و بازگرداندن تحریم‌های بانکی، نفتی و دارویی به کشور که سبب بروز مشکلات جدی، نابسامانی بازار ارز و طلا و کوچک‌شدن سفره‌های مردم شده، یکدست مقابل روحانی و اظهارات او ایستاده‌اند و او را به ضعف در عملکرد، تحریف و مصادره به مطلوب تاریخ اسلام متهم می‌کنند.

اتهامی که سبب ورود مشابه این جریان و ارگان‌های رسانه‌ای‌اش به اظهارات روحانی شده است. از روزنامه‌های شناخته‌شده جریان راست همچون کیهان، جوان و خراسان گرفته تا صاحب‌نظران سیاسی که همگی در نکوهش موضع رئیس‌جمهور یکصداشده و او را به تحریف تاریخ و ماجرای صلح امام حسن(ع) متهم می‌کنند.

در اوج این واکنش‌ها اما ادعای مجتبی ذوالنوری، رئیس کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی در قبال رئیس‌جمهوری قابل توجه بود. او در حساب توییتری خود نوشت: «جناب روحانی اگر برای توجیه مذاکره با دشمن، علت صلح امام حسن(ع) بامعاویه راخواست اکثر مردم از امام ذکر می‌کنید! امروز اکثریت قاطع ملت ایران به کمتر از عزل و مجازات شما راضی نمی‌شوند؛ با منطق شما، رهبر انقلاب باید دستور دهند هزار بار شما را اعدام کنند تا دل مردم عزیز راضی شود.»

بحث تاریخی بی‌فایده است

در میان همه واکنش‌های صورت گرفته اما نگاه رسول جعفریان، رئیس کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران به بحث صلح و جنگ از همه قابل تامل‌تر بود. بیراه نیست اگر آن را نسخه خروج از قیل و قال‌های حامیان و نافیان ضرورت صلح در شرایط علی دانست، او در لابه لای مباحث توییتری که به سخنان روحانی صورت می‌گرفت در حساب شخصی‌اش در این شبکه اجتماعی نوشت: اگر حکومتی سازوکار مشروع و مقبول داشته باشد، هر زمان مطابق مصالح ملی و اخلاقی می‌تواند برای صلح یا مبارزه تصمیم بگیرد. برای هر دوی آنها ادله کافی هست. اینکه این زمان باید چه کرد، بسته به مصلحت‌اندیشی منبعث از صلاحدیدی است که نهادهای قانونی خواهند داشت. بحث تاریخی بی‌فایده است.

برچسب‌ها