همشهری آنلاین: نشست «استراتژی ایالات متحده آمریکا در قبال ایران پس از برجام» با حضور اساتید و کارشناسان امور بین الملل در موسسه همشهری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار همشهري آنلاين، دكتر ناصر هاديان استاد روابط بين‌الملل دانشگاه تهران، دكتر فواد ايزدي عضو هيات علمي دانشكده مطالعات جهان دانشگاه تهران، دكتر ابراهيم متقي استاد علوم سياسي دانشگاه تهران و دكتر حسن بهشتي‌پور كارشناس مسائل بين‌الملل، ديدگاه‌هاي خود را در حوزه استراتژي ايالات متحده آمريكا در قبال ايران پس از برجام بيان كردند.

ناصر هاديان به عنوان اولين سخنران اين نشست، سياست آمريكا در قبال سه منطقه دنيا را سياست «موازنه از راه دور» ناميد و گفت: اين سياست در مواقعي اتخاذ مي‌شود كه منابع مالي، نظامي و سياسي يك كشور كم مي‌شود. لذا آمريكا به عنوان تنها قدرت جهاني موجود، چون درگير دو جنگ بود و نيروهايش خسته و منابعش محدود بودند، دست از سياست هژمونيك خود برداشت و به سمت سياست موازنه از راه دور رفت.

استاد روابط بين‌الملل دانشگاه تهران در جمع‌بندي سخنانش اظهار داشت: سياست آمريكا مانند اسرائيل نيست اما آن‌قدر هم نگران نيست كه همين الآن بخواهد نيرو پياده كند و وضعيت را تغيير دهد. آمريكا از هرج و مرجي كه در منطقه است خيلي هم ناراحت نيست و انگيزه اين را ندارد كه بخواهد وارد تغيير وضعيت خاورميانه شود.

دكتر ابراهيم متقي استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، ديگر سخنران نشست «استراتژي ايالات متحده آمريكا در قبال ايران پس از برجام» گفت: فضاي آمريكا را در قالب وضعيت برنامه‌ريزي شده راهبردي مي‌بينيم. آمريكا يك قدرت بزرگ جهاني است كه براي قرن 21 برنامه تثبيت موقعيت دارد لذا ناچار است ابزارهاي قدرت، تاكتيك‌ها و استراتژي‌هايش را همواره متناسب با وضع موجود تغيير دهد و دگرگون كند.

وي با بيان اينكه آمريكا امروز بر اساس سند دفاع ملي، سند امنيت ملي و گزارش امنيت ملي كاخ سفيد (2015) خاورميانه را به عنوان يكي از حوزه‌هاي اصلي چالش‌هاي مديريت جهاني خود مي‌بيند، تصريح كرد: در اين فضا رويكرد مسلط و محور اصلي تفكر امنيتي آمريكا مبتني بر بهره‌گيري از الگويي است كه بر اساس آن بسياري از اقدامات در محيط آشوبزده را توسط ديگران انجام مي‌دهد.

متقي افزود: الگوي رفتاري آمريكا در دوران اوباما، كنترل بازيگران منطقه‌اي توسط خود بازيگران است تا در وضعيت درگيري، انرژي‌شان كاهش پيدا كند. امروز مدل و الگوي بازي آمريكا، مدل جنگ كم‌شدت است اما كنش‌هاي گزينشي هم وجود دارد. بحث آمريكايي‌ها اين است كه در محيط آشوب وجود داشته و خودش مديريت آشوب را داشته باشد؛ به اين معنا كه آشوب را از يك حوزه جغرافيايي به يك حوزه جغرافيايي ديگر منتقل كند.

وي درباره نگاه آمريكا به حوزه هسته‌اي ايران نيز اظهار داشت: هر مذاكره و كلامي مبتني بر قالب‌هاي راهبردي تعيين‌شده منسجم است. راهبرد آمريكا در ارتباط با بحث هسته‌اي ايران اين بود كه چه كند تا ايران را كنترل و قدرتش را مضمحل كند، اراده‌اش را براي ايفاي نقش منطقه‌اي كاهش دهد و ديگر اينكه زمينه را براي تضادهاي داخلي افزايش دهد.

متقي ادامه داد: نگاه آمريكايي‌ها اين بود كه بازي با ايران را طوري انجام دهد كه در چارچوب مدل «سوسيس برشته» باشد؛ يعني حل موضوعات با كشورها در يك فرآيند طولاني با هدف كاهش قدرت طرف مقابل تا مرحله به مرحله كشورها از خطوط قرمزشان عقب‌نشيني كنند. اين يك وضعيت ابهام امنيتي درباره ايران ايجاد مي‌كند چون ايران در مذاكرات ديپلماتيك 7 خط قرمز داشت اما هيچ كدام از آنها رعايت نشده است.

دكتر حسن بهشتي‌پور كارشناس مسائل بين‌الملل نيز برجام را به عنوان يك نقطه عطف تاريخي در ابران، منطقه و جهان دانست و گفت: اين يك توافق تاريخي است. بعد از 37 سال ايران و آمريكا بدون اينكه از مواضع اساسي خود عدول كنند به يك توافق رسيدند. در برجام توانستيم به مدلي برسيم كه از يك جنگ جلوگيري كرده است و همچنين نتيجه برجام ضريب تهديد عليه كشور را كاهش و ضريب امنيت در كشور را افزايش مي‌دهد.

دكتر فواد ايزدي عضو هيات علمي دانشكده مطالعات جهان دانشگاه تهران نيز در اعلام نتايج يك مطالعه درباره تفكرات مختلف موجود در آمريكا نسبت به ايران، به چهار گروه اشاره كرد كه در آمريكا در حوزه ايران كار حرفه‌اي جدي انجام مي‌دهند. چكيده اظهارات ايزدي درباره اين چهار گروه در جدول آمده است:

گروه

رويكردهاي عمده

مصاديق

استراتژي پس از برجام

گروه اول

(1) معتقد به تعامل با ايران هستند منتها تعاملي كه خودشان مديريت مي‌كنند و ايران را با سياست آمريكا هماهنگ مي‌سازند.

(2) علاقمند به استحاله ايران - تغيير رفتار حكومت ايران- هستند.

مجموعه اوباما

قبل از انتخابات مجلس يك دو پينگي صورت مي‌گيرد - به عنوان مثال‌ بخشي از پول‌هاي بلوكه شده برمي‌گردد - تا يك تغيير و نه تغييري ريشه‌اي رخ داده باشد و حسن روحاني بدون دستاورد نباشد. اين تيم علاقمند به حفظ موقعيت حسن روحاني در ايران هستند. همچنين شركت‌هاي چندمليتي كه زمينه‌ساز نفوذ اقتصادي خواهند بود در ايران ايجاد مي‌شوند.

گروه دوم

(1) معتقدند كه حكومت جمهوري اسلامي ايران بايد ساقط و سرنگون شود.

(2) به دنبال تعامل با ايران نيستند و تحريم و فشار بيشتر بر ايران را مي‌پسندند.

(3) به گزينه نظامي نسبت به ايران علاقمندند.

مجموعه جمهوري‌خواهان و درصدي از دموكرات‌ها

اين گروه روي خوشي به محمدجواد ظريف ندارد بلكه افراد تندرو را مي‌پسندند تا شايد جنگ شود. اين گروه تا تاريخ اجراي برجام فضا را به گونه‌اي طراحي مي‌كنند تا القائات‌شان درباره ادعاهايي نظير حمايت ايران از تروريسم و نقض حقوق شهروندي برجسته شود و در روز اجراي برجام، به بهانه تروريسم و ... برخي تحريم‌هايي كه قرار است لغو شوند، باقي بمانند.  

گروه سوم

(1) مانند گروه اول معتقد هستند كه نياز به تعامل با ايران وجود دارد اما بر خلاف گروه اول نمي‌خواهند همه موارد مورد نظر آمريكا ديكته شود.

(2) به دنبال استحاله در حكومت ايران نيستند.

صاحبان قدرت سابق و بازنشستگان فعلي در آمريكا

-

گروه چهارم

(1) افراد اين گروه هيچ وقت در حكومت يا نزديك حكومت آمريكا نبوده‌اند.

چپ‌ها و منتقدان سياست خارجي آمريكا

-