کامران بارنجی - روزنامه نگار: زامبیها درصورت گسترش، هر چیز باارزشی را بیارزش میکنند. آنها بهشدت اخلاق، ادب، شعور، غیرت، ملت، وطن، اسطوره، تاریخ، احترام، آرمان و هر چیز دوست داشتنی دیگر را نیست و نابود میکنند. زامبیها وحشیاند. زامبیها حمله میکنند. زامبیها میکشند و آسیب میزنند؛ آنها اگر کارخانهدار شوند محصولات آلوده تولیدیشان آسیب میزند. اگر پزشک شوند با تجویزهای بیخود و عملهای میلیون تومانی غیرضروری جان بیماران را میمکند و اگر راننده شوند هر چیز روبهرویشان را از بین میبرند. از موتورسوار گرفته تا عابر پیاده و ماشین و... تعدادشان هم کم نیست. زامبیهای موتورسوار و راننده ماشین همیشه در شهر پرسه میزنند، در اتوبانها، پیادهروها، تونلها... زامبیهای راننده هیچ احساس گناهی از این کشتار غیرانسانی نمیکنند. آنها ظالمانی هستند که هزینه سرگشتگیشان را از ملت مطالبه میکنند و به زیر میگیرند؛ جانشان را و جانمان را.
- یکی از دوستان جایی نوشته بود آنهایی که در اتوبان چراغ زنون وحشتناکشان را میکنند توی چشم رانندههای بیگناه یا در ترافیکهای وحشتناک گاز ماشینشان را در شانه خاکی یا محل عبور اضطراری تونلها میگیرند و میروند پی کارشان، جرمشان «جنایت علیه بشریت» است چون آسیبی که به روح و روان رانندههای بیگناه میزنند آسیبی است که گاهی روزها فکر و ذهن آدم را درگیر میکند.
- باور کردنش سخت است، مثل یک خواب میماند؛ یک رؤیا، یک آرزویی که محقق شده است انگار. ماشینها سربه زیر و رام شده، مثل اسبهای خرامان، دلبرانه و لیلیکنان حرکت میکنند. دیگر کسی درکار نیست که جرأت داشته باشد آرامش اینرؤیا را از بین ببرد. همه تن به قانون دادهاند. دوربینها، چشمهای بیدار یک شهر شدهاند مقابل کسانی که مثل زامبیها رفتار میکنند. انگار بعضیها حتما باید با چشمشان چشمان ناظر را ببینند تا به قانون تن بدهند.«پل صدر و تونل نیایش» این روزها چنین مکانی است؛ سرشار از آرامش و لبریز از قانونمندی!