کنار آمدن با این موضوع برای تمامی قهرمانان در طول تاریخ و به نسبت جایگاهی که در اختیار داشتهاند همواره سخت و دشوار بوده است. با این اوصاف کم نبودهاند قهرمانانی که پس از گذشت سالها از خداحافظی اجباری و غیراجباریشان، دوباره هوس بازگشت به عرصه قهرمانی را کردهاند و در این راه پرمخاطره برخیها موفق و خیلیها هم ناموفق بودهاند. در رشتههای غیرفوتبالی هم نمونههای زیادی از ورزشکاران و مربیان را میتوان سراغ گرفت که پس از خداحافظی از دنیای قهرمانی دوباره در گذر زمان تلاش کردهاند تا به اشکال مختلف به هر نحو که شده به عرصه قهرمانی بازگردند. در همین رابطه مروری داریم بر مهمترین خداحافظیهای صورتگرفته در رشتههای غیر فوتبالی که از نظرتان میگذرد.
با مروری بر رشتههای مختلف در داشتن قهرمانانی که دوباره به میدان بازگشتهاند، والیبال را باید رکورددار میان رشتههای غیرفوتبالی خواند. آنچه والیبال را در این زمینه از سایر رشتهها متمایز میکند به اتفاق و شبهکودتایی پس از بازیهای آسیایی 2006 دوحه بازمیگردد که منجر به جدایی خواسته یا ناخواسته بسیاری از ورزشکاران برجسته این رشته موسوم به مردان نسل نقرهای شد؛ بازیکنانی که در اوج بلوغ فکری و در حالی که هنوز هم میتوانستند در تیم ملی بازی کنند به دلیل سوءتفاهمات و شاید هم توهم با اشاره فدراسیون و از سوی «زوران گائیج» از تیم ملی کنار گذاشته شدند. اگرچه تعدادی از همان بازیکنان با گذشت چند سال بازگشت باشکوهی به تیم ملی داشتند اما برخیها نیز به دلیل تألمات روحی ناشی از این اتفاق و درگیری با مصدومیتهای کهنه نهتنها از موهبت همراهی دوباره با تیم ملی محروم شدند بلکه بدون انجام بازی خداحافظی با خاطرهای تلخ از والیبال رفتند. محمد شریعتی، بهنام محمودی، امیرحسین منظمی، محمد منصوری و محمد ترکاشوند در این دسته قرار میگیرند. اگرچه با گذشت بیش از 4 سال از آن حادثه تلخ با آمدن خولیو ولاسکوی آرژانتینی بازیکنانی چون امیر حسینی، فرهاد ظریف و مهدی بازارگرد در آخرین سالهای بازیگریشان فرصتی دوباره برای همراهی تیم ملی پیدا کردند و با کسب عنوان قهرمانی و مدال طلای جام ملتهای آسیا به یکی از آرزوهای بزرگشان رسیدند اما سایر همتایان همدورهشان در عین شایستگی از این امتیاز مهم محروم ماندند.
در حسرت بازی خداحافظی
بهنام محمودی یکی از برجستهترین بازیکنان تیم ملی در طول تاریخ و نخستین لژیونری که توانست حتی در سریA ایتالیا در تیم پرستاره پروجیا بازی کند در مورد اتفاقات دوحه میگوید: «خاطرات تلخ بعد از بازیهای آسیایی دوحه برای من و همدورهایهایم فراموش شدنی نیست چون زحمات چندین ساله ما را که افتخارات بسیاری در طول یک دهه برای والیبال ایران خلق کرده بودیم به شکل بدی پاسخ دادند و دریغ از انجام بازی خداحافظی که حسرتش را میخوریم. فکر میکنم فدراسیون والیبال میتوانست در همین سالهای گذشته با برگزاری یک بازی خداحافظی برای نسل قبلی تیم ملی حرکت حذفی قبلیاش را جبران کند. هنوز هم دیر نشده و میتوان در مراسمی از ملیپوشان قبلی تجلیل کرد».
محمودی با وجود نامهربانی صورتگرفته، خیلی تلاش کرد که بعد از بازیهای آسیایی دوحه به هر نحوی که شده دوباره با بازی در یک تیم باشگاهی یا رفتن به خارج از کشور بتواند به عرصه اول والیبال برگردد، اما مشکلات و مصدومیت کهنه و قدیمی زانو با وجود درخشش نسبی در تیم استیلآذین هم نتوانست او را برای بار دوم به پیراهن تیم ملی برساند و او در اوج بازیگری در سن 32سالگی مجبور به کنارهگیری از والیبال شد. چنین سرنوشتی فقط در انتظار محمودی نبود بلکه بسیاری از همدورهایهای او نیز کم و بیش با چنین شرایطی از عرصه بازیهای ملی و باشگاهی کنار رفتند که میتوان به عنوان نمونه از بازیکنانی چون محمد شریعتی، امیرحسین منظمی، عباس قاسمیان و... یاد کرد.
امیدواری تاجیک به بازگشت
در بسکتبال در مقایسه با والیبال در ارتباط با بازیکنانی که در دو دهه اخیر در تیم ملی درخشیدهاند، تنها از پویا تاجیک میتوان یاد کرد که با گذشت یک وقفه کوتاه توانسته دوباره به پیراهن تیم ملی دست پیدا کند. تاجیک به عنوان یکی از بازیکنان برجسته تیم ملی در بازیهای آسیایی 2006 دوحه که پس از گذشت 55 سال همراه با تیم ملی موفق به کسب مدال برنز شد، بهدلیل مصدومیت، اولین قهرمانی جام ملتهای آسیا را با تیم ملی در سال 2007 در ژاپن از دست داد ولی او این بخت را داشت که با بهبود مصدومیتش در دوره بعدی این مسابقات و در تکرار قهرمانی و پیروزی تاریخی با سایر همبازیانش در تیانجین «چین» شریک شود. او بهرغم آنکه پس از بازگشت دوباره به تیم ملی، کاپیتانی تیم ملی را از دست داد، از سوی «ایگورترومن» برای المپیک پکن انتخاب نشد. کاپیتان سابق تیم ملی در این مورد و اینکه چرا با وجود آمادگی و بازگشت موفقیتآمیزش سهمی در تیم اعزامی به المپیک نداشت میگوید: «خودم هم نمیدانم چرا با وجود داشتن شرایط مطلوب به تیم ملی برای مسابقات جهانی و المپیک دعوت نشدهام. اما آنگونه که از گوشه و کنار شنیدهام مربیان تیم ملی معتقد بودند که فیزیکم بیشتر به کار در مسابقات آسیایی میآید تا مسابقات المپیک و جهانی».
تاجیک هماکنون با 32 سال سن یکی از بازیکنان تأثیرگذار در مسابقات باشگاهی محسوب میشود و همچنان امیدوار است که برای بار سوم به پیراهن تیم ملی دست پیدا کند.
خداحافظیهای دیرهنگام
در کشتی هم شاهد چندین خداحافظی دیرهنگام از سوی قهرمانان نامداری چون عباس جدیدی، علیرضا حیدری و امیرخادم بودهایم. عباس جدیدی دارنده 2مدال طلای جهان که یکی از طلاهایش با مثبت از آب درآمدن آزمایش دوپینگش در مسابقات جهانی کانادا از او پس گرفته شد، یکی از قهرمانانی بود که خیلی دیر و به اجبار از کشتی کنارهگیری کرد. جدیدی پس از آنکه در سال 1998 در مسابقات جهانی، طلا گرفت، توصیه بسیاری از دوستانش را در خداحافظی به تأخیر انداخت تا اینکه پس از کسب مقام چهارمی در المپیک سیدنی و پس از چند بار شکست برابر علیرضا رضایی رقیب جوانش مجبور به خداحافظی شد. نایبقهرمان المپیک 1996 آتلانتا که حقش در فینال مقابل حریف آمریکایی از سوی داوران نادیده گرفته شد در سال ماقبل المپیک در مسابقات جهانی استانبول در وزن 120کیلوگرم صاحب مدال برنز شد و سرانجام بدون سر و صدا راه مربیگری را در پیش گرفت. امیررضا خادم قهرمان نامدار جهان نیز با وسوسه زدن رکورد و تجربه حضور در پنجمین المپیک خود و درست در روزهایی که نماینده مجلس شد گام در آوردگاه مسابقات انتخابی المپیک 2004 آتن گذاشت و در سد حریف جوانش مجید خدایی در یک تورنمنت متوقف شد و در زمانی نامناسب خداحافظی کرد و به هدفش نرسید که همانا دستیابی به رکورد جدیدی میان ورزشکاران ایران در بازیهای المپیک بود. البته خادم نیز با کسب 2مدال برنز بازیهای المپیک و کسب مدال طلای وزن 74 کیلوگرم جهان یکی از استثناهای کشتی ایران و جهان بود که بعدها هم به عنوان رئیس فدراسیون و هم به عنوان مدیر تیمهای ملی خدمات شایان توجهی به کشتی کشورمان داشت.
علیرضا حیدری هم تا حدودی کموبیش و در حالی که همگان فکر میکردند پس از کسب مدال برنز بازیهای المپیک آتن و کسب مدال طلای بازیهای آسیایی 2006 دوحه از کشتی خداحافظی خواهد کرد، این کار را انجام نداد و در روزگاری که میان مربیگری و قهرمانی در شک و تردید بود، ابتدا مجبور به دل کندن از صندلی کنار تشک شد و پس از آن با پیروزی در مسابقات انتخابی تیم ملی به شکل ناباورانه و در میان حیرت تماشاگران از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد. این در حالی بود که خیلیها انتظار داشتند او با بوسیدن گوشه تشک و در همان بازیهای دوحه با افتخار روی دوش همتیمیهایش دور افتخار میزد.
خداحافظی پرحرف و حدیث
در جودو هم بازگشت برخی از قهرمانان برجسته بعد از خداحافظی از دنیای قهرمانی خیلی بحثانگیز بود و شاید پرسروصداترین این خداحافظیها مربوط به آرش میراسماعیلی برنده 2مدال طلا و 2مدال برنز مسابقات جهانی و یکی از چهرههای شاخص جودوی آسیا و جهان بود. اگرچه مسعود حاجیآخوندزاده و محمود میران هم قصد رفتن همین راه را داشتند که در نهایت پشیمان شدند و هر کدام در مقاطعی به جای بازگشت دوباره به عرصه قهرمانی راه مربیگری و سرپرستی را در پیش گرفتند، اما میراسماعیلی با وجود تجربه سرمربیگری تیم ملی به تحریک و درخواست برخی از اهالی جودو به صحنه قهرمانی بازگشت و تمام اعتبار گذشتهاش را با ناکامیهای پیاپی خدشهدار ساخت.