مراسم اهدای جایزه موسوم به «آزادی» به پسر شاه در شهر فرانکفورت، یک شکست تمام‌عیار برای سلطنت‌طلبان بود. این شکست اما چه معنایی دارد؟

به گزارش همشهری آنلاین؛ مراسم اهدای جایزه موسوم به «آزادی» از سوی بنیادی تحت عنوان «فردریش ناومن» به رضا ربع پهلوی در شهر فرانکفورت آلمان، برخلاف تبلیغات پُر حجم حامیان نظام سلطنت، در سالنی کوچک و با حضور اندکی از افراد برگزار شد.
بیرون از سالن پلیس آلمان شمار طرفداران پهلوی را چیزی در حدود بیست هزار نفر تخمین زد؛ رقمی که به نظر میرسد بسیار دست بالا گرفته شده. همین رقم نیز با هیاهوی رسانه‌ای سلطنت طلبان فاصله‌ای آشکار داشت.
همزمان با این شومن بازی، ایرانیان ساکن فرانکفورت همراه با جمعی از افغانستانی‌ها، تجمع اعتراضی پر شماری برگزار کردند و با در دست داشتن پرچم مقدس ایران و گرامیداشت یاد شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، خواستار پایان تجاوز نظامی علیه کشورمان شدند.
این نخستین بار نیست که هواداران سلطنت در آلمان دست به عددسازی می‌زنند. سال گذشته و اندکی قبل از آغاز تجاوز نظامی ۴۰ روزه علیه ایران، رسانه‌های طرفدار پهلوی مدعی تجمع ۲۵۰ هزار نفری «فارسی زبان های اسرائیلی» در شهر مونیخ شدند.
همزمان رسانه های آلمانی چون روزنامه «زوددویچه سایتونگ» با بررسی تصاویر و تراکم جمعیت، این رقم را «اغراق‌آمیز» خواندند و برآوردهای کارشناسی، تعداد واقعی شرکت‌کنندگان را بین ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر نشان داد.
همان وقت خود رضا ربع پهلوی در واکنش به عددسازی حامیانش گفته بود: «واقعاً شده ۲۵۰ هزار نفر؟ من شنیده بودم ۱۰۳ هزار نفر». یعنی حتی در اردوگاه خودشان هم حساب و کتاب عددی جور درنمی‌آمد!
برای آن‌ها که هنوز از اعداد و ارقام سر درمی‌آورند، مقایسه با رویدادهای فرهنگی داخل ایران در سال ۱۴۰۵ کمی روشنگر است.
علیرضا قربانی در مرداد و شهریور ۱۴۰۵ در آمفی‌تئاتر روباز سعدی شیراز در ۸ شب متوالی برای ۴۸ هزار نفر اجرا کرد و ۶۰ هزار نفر دیگر در انتظار بلیت ماندند. در مهر ۱۴۰۵، فصل اول پروژه «هرجا که تویی» همایون شجریان در شیراز با ۱۳ نوبت اجرا، میزبان نزدیک به ۷۰ هزار مخاطب بود. قربانی در شهریور و مهر ۱۴۰۵ در اصفهان نیز ظرفیت حضور بیش از ۶۰ هزار نفر را در ده شب اجرا ایجاد کرد. به عبارت ساده، یک فصل کنسرت در یک شهر ایران، چند برابر کل جمعیت واقعی تجمع طرفداران پهلوی در مونیخ بوده است.
طرفداران نظام عقب مانده سلطنت، کلاً میانه ای با عدد و رقم ندارند. آنها از یک طرف تجمع های لوس و لوث‌شان را چند برابر جلوه میدهند تا اینگونه به اربابان‌شان در تل‌آویو و واشنگتن بفهمانند که تنها گزینه آلترناتیو هستند و از سمت دیگر برای ده ها و صدها خون به ناحق ریخته شده در میناب و لامرد و شهرهای دیگر ایران در جریان جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه دست به کتمان میزنند و خفه خون میگیرند. ننگ بر این اوباش شیر و خورشیدی.