نگرانی از دور تازه جنگ با ایران، کشورهای خلیج فارس را به فکر بازنگری در ترتیبات امنیتی خود انداخته است؛ کشورهایی که پس از تجربه حملات موشکی و پهپادی، دیگر از اتکای صرف به چتر دفاعی آمریکا اطمینان ندارند.

همشهری آنلاین - گروه سیاسی: کشورهای حاشیه خلیج فارس در حالی خود را برای احتمال ازسرگیری جنگ با ایران آماده می‌کنند که ذخایر موشک‌های رهگیر آنها به‌شدت کاهش یافته و تردیدها درباره توان دفاعی و حمایت نظامی آمریکا افزایش یافته است.

اکونومیست نوشت:

اگر از روی پل ملک خلیفه در بحرین به سمت منامه، پایتخت این کشور، رانندگی کنید، آثار تخریب جنگ در مهم‌ترین پایگاه دریایی آمریکا در خلیج فارس به‌وضوح دیده می‌شود: آنتن‌های ارتباطی تخریب‌شده در یک طرف و ساختمان‌های سیاه‌شده بر اثر آتش در طرف دیگر. بخش‌های آسیب‌دیده ساختمان‌های بلند نیز با صفحات محافظ پوشانده شده‌اند.

ایران در اوج جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بین ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴) تا ۸ آوریل (۱۹ فروردین ۱۴۰۵)، بیش از ۷۰۰ موشک و پهپاد تهاجمی به سمت بحرین شلیک کرد. بیشتر این حملات رهگیری شدند، اما برخی از آنها خسارات واقعی به بار آوردند. ایران نه‌تنها اهداف نظامی، بلکه یک تاسیسات آب‌شیرین‌کن، پالایشگاه‌ها و یک کارخانه آلومینیوم را نیز هدف قرار داد. کشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس نیز تجربه مشابهی از این حملات داشتند.

اکنون دور دوم جنگ در افق نمایان شده است. در شرق منطقه، گروه رزمی ناو هواپیمابر یواس‌اس تئودور روزولت در حال حرکت به سمت دریای عرب است تا به ۲ گروه رزمی دیگر ملحق شود. در غرب نیز یک عملیات گسترده انتقال هوایی تجهیزات نظامی آمریکا به پایگاه‌هایی در اسرائیل و اردن در جریان است که شامل سامانه‌های پدافند هوایی پاتریوت بیشتری می‌شود. حملات آمریکا به موشک‌های ضدهوایی ایران در جزیره قشم طی هفته جاری، ظاهرا در واکنش به تهدید پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی انجام شده است، اما ممکن است هدف دیگری نیز داشته باشد: آماده‌سازی میدان نبرد برای دور تازه درگیری‌ها.

کشورهای خلیج فارس نگران‌اند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پس از ضربه‌ای که در انتخابات میان‌دوره‌ای در داخل کشور متحمل شده، در عرصه خارجی دست به اقدامات تهاجمی بزند. آنها همچنین انتظار دارند هدف خشم ایران قرار بگیرند؛ چرا که تهران تهدید کرده است در پاسخ به هر حمله‌ای، «بدون محدودیت جغرافیایی» اقدام خواهد کرد.

ذخایر موشک‌های رهگیر غربی در سراسر جهان به‌شدت کاهش یافته است. سامانه‌های اوکراینی و دیگر سامانه‌های دفاعی ممکن است به کشورهای خلیج فارس برای کاهش تهدید پهپادها کمک کنند؛ هرچند توانمندی این پهپادها نیز به‌سرعت در حال افزایش است. در همین حال، مقام‌های اطلاعاتی اسرائیل از سرعت بازسازی ذخایر موشکی ایران پس از برقراری آتش‌بس ابراز شگفتی می‌کنند.

هدف دیگری هم باقی مانده است؟

پس از هفته‌ها حملات هوایی در جریان عملیات «خشم حماسی» اسرائیل و آمریکا، بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که بمباران‌های بیشتر چه دستاوردی خواهد داشت؛ چیزی که ترامپ از آن با عنوان «مقداری خشم حماسی» یاد کرده است. به نظر می‌رسد آمریکا و اسرائیل احتمالا تمام اهداف آسان و در دسترس را هدف قرار داده‌اند. همچنین تاسیسات اصلی هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان پیش‌تر در سال ۲۰۲۵ بمباران شده بودند؛ حملاتی که حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا را در زیر آوار مدفون کرد.

اهداف باقی‌مانده عمدتا تاسیساتی هستند که دسترسی به آنها دشوار است؛ از جمله «شهرهای موشکی» زیرزمینی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تصاویر آنها را در تلویزیون به نمایش گذاشته است. ورودی این تاسیسات در دور نخست جنگ بمباران شد، اما به نظر می‌رسد بسیاری از آنها از آن زمان تاکنون دوباره حفر و بازسازی شده‌اند. ذخایر آمریکا از سنگین‌ترین بمب‌های سنگرشکن نیز ظاهرا رو به کاهش است.

توجه زیادی به فعالیت‌های مرموز در منطقه‌ای موسوم به «کوه کلنگ» (Pickaxe Mountain) معطوف شده است؛ مکانی که احتمالا یک تاسیسات هسته‌ای دیگر در آن قرار دارد. این تاسیسات چنان عمیق در دل لایه‌های گرانیتی زمین ساخته شده که ممکن است از دسترس بمب‌های متعارف خارج باشد. همین مسئله ادعاهای تاییدنشده‌ای را مطرح کرده است مبنی بر اینکه شاید ترامپ برای هدف قرار دادن آن به استفاده از سلاح هسته‌ای متوسل شود.

مقام‌های امارات متحده عربی می‌گویند برای بدترین سناریو آماده شده‌اند و وعده می‌دهند از کشورشان دفاع کنند.

امارات در جریان جنگ بیشترین حجم آتش ایران را تحمل کرد و در مجموع با بیش از ۲ هزار و ۸۰۰ موشک و پهپاد ایرانی مواجه شد؛ احتمالا به دلیل روابط نزدیک این کشور با اسرائیل. با این حال، امارات قدرتمندترین سامانه پدافند هوایی منطقه را نیز در اختیار دارد که از چندین لایه سامانه رهگیر تشکیل شده است. این توان دفاعی با توپ‌های نصب‌شده روی بالگردهای تهاجمی، تجهیزات جنگ الکترونیک ساخت داخل و احتمالا تسلیحات لیزری اسرائیلی تکمیل می‌شود.

دفاع از خاک عربستان سعودی دشوارتر خواهد بود؛ زیرا این کشور وسعت بیشتری دارد و زیرساخت‌های آن در مناطق گسترده‌ای پراکنده شده‌اند. عربستان همچنین با تهدیدهای همزمان ایران و متحد یمنی آن، گروه شبه‌نظامی حوثی، روبه‌رو است.

با انتقال هرچه بیشتر نیروها و تجهیزات آمریکا به مناطق دورتر از ایران، عمدتا به اسرائیل و اردن، آینده پایگاه‌های نظامی واشنگتن در کشورهای خلیج فارس با ابهام روبه‌رو شده است. رهبران این کشورها بیش از گذشته به دنبال تامین امنیت خود از مسیرهای دیگری هستند.

برای نمونه، عربستان سعودی پیمان مکه را با پاکستان و ترکیه امضا کرده است؛ ۲ کشوری که نیروهایی را در منطقه مستقر کرده‌اند یا در حال بررسی اعزام نیرو هستند. البته اینکه این نیروها در صورت وقوع یک جنگ واقعی چه نقشی ایفا خواهند کرد، هنوز مشخص نیست.

همگرایی عمیق‌تر میان کشورهای خلیج فارس می‌تواند به تقویت امنیت منطقه کمک کند؛ به‌ویژه از طریق ایجاد سامانه‌های مشترک پدافند هوایی. با این حال، کشورهای این منطقه که همواره با یکدیگر اختلاف دارند، بیشتر به دنبال توافق‌های امنیتی ملی یا دوجانبه بوده‌اند تا ایجاد سازوکارهای دفاع جمعی.

مقام‌های اماراتی اذعان می‌کنند که توانایی کشورهای خلیج فارس برای ایستادن در کنار یکدیگر در برابر تهدید ایران، «در عمل توخالی از آب درآمده است».