همشهری آنلاین: استیون دِ سوزا در گفتوگو با هالیوود ریپورتر میگوید منتقدان در زمان اکران، فیلمش را اثری آنقدر احمقانه میدانستند که ناخواسته خندهدار شده است. اما به گفته او، طنز فیلم کاملاً عمدی بوده و سازندگان از ابتدا میدانستند چه لحنی را دنبال میکنند. او با اشاره به مطالبی که دو سال پیش و به مناسبت سیامین سالگرد فیلم منتشر شدند و در آنها نگاه مثبتتری به اثر داشتند، میگوید: «سی سال طول کشید تا متوجه شوند، اما من با این برداشت مشکلی ندارم.»
بااینحال، چیزی که این روزها برای دِ سوزا عجیب به نظر میرسد، واکنش کاربران به نسخه تازه «استریت فایتر» است. برخی از آنها فیلم جدید را بهخاطر طنز و جدی نگرفتن خودش تحسین میکنند و آن را در این زمینه برتر از نسخه ۱۹۹۴ میدانند. دِ سوزا با کنایه میگوید: «خیلی بامزه است که حالا فیلم تازه را بهخاطر خندهدار و مضحک بودنش تحسین میکنند، اما ظاهراً نسخه ۹۴ یک درام جدی بوده است!»
او در عین حال از موفقیت نسخه جدید و ارجاعهای آن به فیلم قدیمی استقبال میکند؛ بهویژه بازگشت جمله مشهور شخصیت ام. بایسون با بازی رائول جولیا: «برای من؟ این فقط یک سهشنبه بود.» به گفته دِ سوزا، ماندگاری این جمله و دیگر نشانههای فیلم در ذهن طرفداران نشان میدهد که نسخه ۱۹۹۴ تأثیر قابلتوجهی بر آنها گذاشته است.
دِ سوزا همچنین توضیح میدهد که چرا فیلم او نتوانست به اندازه بازی ویدئویی، مبارزات خشن و عناصر خیالانگیز آن را به تصویر بکشد. در زمان تولید، وقوع تیراندازی در مدرسهای در اوهایو باعث شد سازندگان صحنههای مبارزه را بهشدت تعدیل کنند. او میگوید محدودیت بودجه و امکانات نیز اجازه ندادند دنیای اغراقآمیز بازی بهطور کامل به فیلم منتقل شود؛ محدودیتهایی که نسخه تازه توانسته از آنها عبور کند.
فیلم «استریت فایتر» محصول ۱۹۹۴ با بازی ژان-کلود ون دام، رائول جولیا و مینگ-نا ون، تنها تجربه کارگردانی دِ سوزا برای یک استودیوی بزرگ بود. این فیلم با وجود نقدهای منفی، نزدیک به ۱۰۰ میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد و بعدها به اثری کالت تبدیل شد.
او هنوز فیلمنامه دنبالهای را که قرار بود پس از فیلم اول ساخته شود و در آخرین لحظه کنار گذاشته شد، در اختیار دارد. دِ سوزا احتمال میدهد با توجه به استقبال دوباره از این مجموعه، شاید روزی از آن استفاده شود: «شاید آنقدر زود بخواهند دنبالهای برای فیلم جدید بسازند که فیلمنامه قدیمی مرا از کشو بیرون بیاورند. هنوز جایی در یکی از کشوهای کپکام است.»