به گزارش همشهری آنلاین؛ این روزها مراسم ها و آیین های غربی مثل هالووین، از ویترین فروشگاهها و صفحات اینستاگرامی عبور کرده و به تورهای گردشگری، کمپینگهای کویری و حتی کسبوکارهای پذیرایی در ایران رسیده است. موجی که تحت عنوان جذاب سرگرمی و هیجان، آرامآرام در حال تبدیل شدن به یک بازار تجاری پررونق است.
از تورهای چندمیلیونی «جشن ترس» در کویر گرفته تا بستههای اختصاصی غذا و گریمهای هالووینی، همهچیز برای فروش یک سبک خاص از تفریح بسیج شده است. اما مساله صرفاً برگزاری یک جشن یا پوشیدن لباسهای عجیبوغریب نیست.
هالووین ریشه در آیین باستانی «سامهاین» اقوام «سلت» دارد؛ مراسمی که با باور به بازگشت ارواح مردگان و مناسک مرتبط با جهان مردگان شکل گرفته و در گذر زمان، بهویژه در آمریکا، به صنعتی بزرگ در حوزه سرگرمی و مصرف تبدیل شده است.
حالا پرسش اینجاست که چگونه یک آیین کاملاً بیگانه با پیشینه فرهنگی جامعه ایرانی، چنین آسان به کالای تبلیغاتی و تفریحی تبدیل میشود.
نکته قابل تأمل، تناقض برخی مدعیان ملیگرایی است؛ کسانی که گاه مناسبتهای دینی را به بهانه غیربومی بودن پس میزنند و حتی نسبت به آیینهای ریشهدار ایرانی بیاعتنا هستند، اما برای ترویج و برگزاری یک جشن وارداتی با اشتیاق هزینه میکنند.
آیا این رفتار را میتوان صرفاً انتخابی سلیقهای دانست یا باید در آن نشانهای از بحران هویت و شیفتگی به الگوهای فرهنگی غرب جستوجو کرد. البته تقلیل همه شرکتکنندگان در این مراسم به یک جریان اعتقادی یا متهم کردن جوانان به ازخودبیگانگی نیز راهگشا نیست.
اتفاقاً مساله اصلی، خلایی است که متولیان فرهنگی و گردشگری در ایجاد نشاط و سرگرمی جذاب برای نسل جوان به وجود آوردهاند. نمیتوان از جوان انتظار داشت به گزینههای محدود و تکراری رضایت دهد، اما در برابر بازار پرزرقوبرق سرگرمیهای وارداتی، هیچ جایگزین جذابی پیش روی او نگذاشت.
مقابله با این موج، نه با برخوردهای شعاری و صرفاً انتظامی، بلکه با سواد رسانهای، نظارت بر تجارتهای سودجویانه و بازآفرینی شادیهای اصیل و جوانپسند ممکن است. پرسش جدی این است: چرا دیگران برای ذائقه تفریحی جوان ایرانی برنامه دارند اما متولیان فرهنگی خودمان همچنان در موضع انفعال ایستادهاند.
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۵
این روزها مراسم ها و آیین های غربی مثل هالووین، از ویترین فروشگاهها و صفحات اینستاگرامی عبور کرده و به تورهای گردشگری، کمپینگهای کویری و حتی کسبوکارهای پذیرایی در ایران رسیده است. مواجهه ما با چنین پدیدههایی باید چگونه باشد؟