اعضای یک باند سرقت که با قطع برق محله، به خانه ها دستبرد می زدند، با اشتباه و سقوط سر کرده باند از طبقه سوم، به نقطه پایانی رسیدند و گیر افتادند.

همشهری آنلاین - حوادث: تحقیقات برای دستگیری اعضای این گروه از تابستان امسال شروع شد. وقتی گزارش‌های متعدد سرقت از منازل در نقاط مختلف تهران به پلیس رسید و ماموران راهی صحنه های جرم شدند، به این نتیجه رساند که با یک باند حرفه‌ای مواجه هستند. سارقان بدون اینکه ردی از خود به جا بگذارند، وارد خانه هایی می شدند که صاحبان آن در منزل نبودند. آنها مستقیم سراغ گاوصندوق می‌رفتند و گاه حتی خود گاوصندوق را با خود می‌بردند.

سرقت در آخر هفته ها

در این شرایط، تحقیقات به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ویژه سرقت برای شناسایی و دستگیری سارقان حرفه ای ادامه داشت. بررسی های اولیه حکایت از این می داد که دزدان حرفه ای، اغلب در دو روز آخر هفته، نقشه سرقت هایشان را عملی می کردند چرا که مالباخته ها در آخر هفته، اغلب به سفر یا ویلاهای شخصی شان در اطراف تهران می رفتند.

شگرد سارقان؛ قطع برق محله

هرچه تحقیقات جلوتر می رفت، ابعاد بیشتری از فعالیت مجرمانه این گروه فاش می شد. بررسی ها نشان می داد این باند برای فرار از دستگیری، برنامه‌ریزی دقیقی دارند. آنها برای ورود به خانه ها، ‌دوربین های مداربسته را از کار می انداختند. حتی در شاخه بعدی مشخص شد که آنها برای اینکه چهره شان در دوربین ها، ثبت نشود، ‌در در برخی سرقت‌ها پیش از ورود به خانه، برق کوچه یا محله را قطع می‌کردند تا در ساعاتی که محله در تاریکی فرو می‌رفت، خیالشان از بابت ضبط نشدن تصاویر راحت باشد و در همان تاریکی، کار سرقت را انجام بدهند اما در نهایت یک اشتباه کار دستشان داد.

ردپای مجرم سابقه دار

هیچ ردی از دزدان سابقه دار در دست نبود تا اینکه در آخرین سرقت، ‌وقتی ماموران برای بررسی صحنه جرم وارد خانه ای شده بودند که دزدان به آن دستبرد زده بودند، ‌ یک سرنخ به دست آوردند؛ اثر انگشت یک مجرم حرفه ای روی گاوصندوق. در ادامه هویت سارق که یک مجرم حرفه ای بود به دست آمد. او سارق سابقه داری بود به نام محسن که بارها زندان را به جرم دستبرد به خانه ها، تجربه کرده بود.

سقوط از طبقه سوم

با سرنخ به دست آمده، پاتوق های احتمالی محسن مجرم سابقه دار زیر نظر گرفته شد تا اینکه چند روز قبل مخفیگاه وی در شرق تهران به دست آمد. وقتی ماموران برای دستگیری محسن وارد عمل شدند، او برای فرار از دستگیری، کوله پشتی پر از طلاهای مسروقه را برداشت و به پشت بام پناه برد. اما ماموران، به تعقیب و گریز پرداختند تا اینکه دزد حرفه ای از پشت بام طبقه سوم به پایین سقوط کرد و به شدت آسیب دید.

بازگشت به زندگی

این سارق حرفه ای به بیمارستان منتقل شد و چند روزی در کما و بیهوشی به سر برد. وقتی سرانجام به هوش آمد، در بیمارستان و مقابل کارآگاهان لب به اعتراف گشود و راز سرقت های سریالی را فاش کرد. او گفت کار تخصصی‌شان باز کردن گاوصندوق و سرقت از منازل بوده و در هر سرقت بسته به شرایط، چیزی بین ۵ تا ۲۰ میلیارد تومان به دست می آوردند.

با اطلاعاتی که او در اختیار پلیس قرار داد، همدستانش نیز دستگیر شدند و تحقیقات از آنها ادامه دارد.

مردی که از مرگ برگشت

محسن سرکرده باند می گوید که هنوز باور نمی کند، زنده است. او هنگام سقوط از پشت بام ساختمان ۳ طبقه به پایین، اشهد خود را خوانده بود.

فکر نمی کردی که از آن سقوط سنگین، زنده بمانی؟

فکر می‌کردم آخرین روز عمرم است. چون آماده مرگ شدم و هنگام سقوط، دیگر چیزی نفهمیدم. وقتی در بیمارستان به هوش آمدم دیدم هنوز زنده ام. فهمیدم که خدا به من فرصت دوباره داده است. به همین خاطرتصمیم گرفتم دروغ نگویم، به همه چیز اعتراف و توبه کنم.

تعریف کن که چطور شد به تخصص باز کردن گاوصندوق رسیدی؟

هر کس در یک زمینه ای، ‌استعداد دارد. من هم تخصصم سرقت منزل بود. البته چند سال قبل به پیشنهاد چند نفر از بچه های محله مان سر از دنیای سارقان در آوردم. کم کم کار را جدی گرفتم و اینبار نیز گروه خودم را تشکیل دادم و شدم سرکرده باند. تخصص اصلی من باز کردن در گاوصندوق است؛ از رمزدار گرفته تا مکانیکی

با چه شگردی باز کردی؟

خب شیوه و شگردهایم، یک راز است، نباید فاش شود. اگر باز نمی شد، گاوصندوق را با خودمان می بردیم.

از هرخانه، چقدر گیرتان می آمد؟

بستگی به شرایط داشت از ۵ میلیارد تا ۲۰ میلیارد تومان. البته گاهی هم دست خالی برمی گشتیم، چون هرچه می گشتیم، طلا پیدا نکردیم و احتمال داشت که مردم در جاهای عجیب مخفی کرده باشند و ما فرصت نمی کردیم پیدا کنیم.

عجیب ترین جاهایی که مردم، طلاهایشان را مخفی می کردند، کجا بود؟

در خاک گلدان. یا حتی خاک گربه.

با طلاهای سرقتی چه می کردید؟

دختر موردعلاقه ام وظیفه اش، فروش طلاهای مسروقه بود. او خبر داشت که من سرکرده باند سرقت از خانه ها هستم.

ماجرای قطع برق محله چی بود؟

ایده خودم بود. می‌دانستیم دوربین‌ها همه‌جا هستند. قبل از اینکه وارد کوچه شویم، جعبه برق محله را دستکاری می‌کردیم تا برق قطع شود. دوربین‌ها که از کار می‌افتادند، با خیال راحت کارمان را می‌کردیم.

چی شد که لو رفتید؟

همه‌چیز بی‌نقص پیش می‌رفت تا آن سرقت آخر. پیشانی‌ام می‌خارید؛ دستکش را از دستم درآوردم اما اصلا حواسم نبود. بدون دستکش، ‌به سراغ گاوصندوق رفتم و خودم را لو دادم.

برچسب‌ها