همشهری آنلاین: این جملات از پیام اخیر رهبر انقلاب، بار دیگر نام علی لندی را بر سر زبانها انداخته است؛ نوجوان ۱۴ساله ایذهای که شهریور ۱۴۰۰، برای نجات ۲ زن گرفتار در آتشسوزی خانه همسایه به دل حادثه زد و خودش قربانی آتش شد. حالا نام او در کنار ریزعلی خواجوی آمده است؛ مردی که داستان فداکاریاش سالها در کتابهای درسی روایت شده است. اما علی لندی که بود و چرا هنوز باید از او گفت؟
علی لندی که بود؟
ماجرای علی به ۱۸ شهریور ۱۴۰۰ برمیگردد. آن روز در خانه همسایهاش در ایذه آتشسوزی اتفاق افتاد و ۲ زن در معرض خطر قرار گرفتند. علی که آن زمان ۱۴سال داشت، برای کمک به آنها وارد عمل شد. گاز پیکنیکی آتش گرفته بود و او تلاش کرد آن را از محل دور کند، اما آتش به بدن خودش سرایت کرد.
علی با سوختگی شدید به بیمارستان منتقل شد. تلاش پزشکان برای نجات جانش به نتیجه نرسید و او چند روز بعد جان باخت. خبر فداکاریاش خیلی زود در رسانهها منتشر شد و نام این نوجوان از ایذه فراتر رفت. علی نه چهرهای شناختهشده بود و نه قهرمانی که مردم از قبل او را بشناسند؛ نوجوانی معمولی بود که در موقعیتی دشوار برای کمک به دیگران قدم پیش گذاشت.
حرف اخر علی این جمله بود: «اگر دوباره با چنین موقعیتی روبهرو شود، باز هم همین کار را خواهد کرد.» همین نگاه، بخشی از تصویری است که از او در ذهن مردم باقی مانده است؛ نوجوانی که کمک به دیگران را فقط در حد حرف نمیدید. البته روایت فداکاری او باید با آموزش ایمنی همراه باشد تا شجاعت بهمعنای نادیده گرفتن خطر و به خطر انداختن جان خود تعبیر نشود.
علی لندی در کنار ریزعلی خواجوی
در پیام اخیر رهبر انقلاب نام علی لندی در کنار ریزعلی خواجوی آمده است؛ همان مردی که با دیدن خطر ریزش کوه در مسیر راهآهن با روشن کردن فانوس و هشدار به قطار، برای نجات جان مسافران اقدام کرد. قصه ریزعلی سالها در کتابهای درسی روایت میشود و نسلهای مختلف با نام او آشنا هستند. حالا علی لندی هم در کنار او قرار گرفته است:۲ انسان از ۲ نسل متفاوت که در لحظهای حساس، برای نجات دیگران دست بهکار شدند. تأکید مقام معظم رهبری بر ثبت نام این ۲ نفر بر سردر اماکن فرهنگی، یادآوری این نکته است که نخبگی فقط به رتبه علمی، مدال ورزشی یا موفقیت در یک رشته تخصصی محدود نمیشود. گاهی یک رفتار انسانی است که نام فردی را ماندگار میکند؛ رفتاری که شاید در چند دقیقه اتفاق بیفتد، اما اثرش سالها باقی بماند و ما امروز بسیار محتاج این قهرمانان اجتماعی هستیم برای معرفی به فرزندانمان. تبریزیها از وقتی پیام رهبری را شنیدهاند آمادگی خود برای درج نام ریزعلی خواجوی در اماکن فرهنگیشان را اعلام کردهاند.
نامهایی که باید قصهشان را شنید
اگر قرار است نام علی لندی بر سردر یک مرکز فرهنگی قرار بگیرد، بچهها هم باید قصه او را بدانند؛ بدانند این نوجوان که بود و چرا نامش هنوز در خبرها تکرار میشود. نصب یک تابلو بهتنهایی کافی نیست. مدرسهها، کتابها و رسانهها هم میتوانند با روایت زندگی او، فرصتی برای گفتوگو درباره شجاعت، مسئولیتپذیری و کمک به دیگران فراهم کنند. علی لندی ۱۴ سال بیشتر نداشت، اما نامش حالا در کنار ریزعلی خواجوی قرار گرفته است؛ مردی که داستانش سالها در کتابهای درسی زنده مانده. شاید همین، دلیل اهمیت دوباره روایت زندگی علی باشد.