همشهری آنلاین- مهدی تهرانی: پروفسور آرتور آسا برگر آسابرگر منتقد فیلم نبود؛ پژوهشگر ارتباطات بود. اما سینما علاقهٔ جدی او بود و سالها پیش از این چه در مقام شاگرد وی و چه بعدها که خودم هم جوانی را پشت سر گذاشته بودم در سخنرانیها و کتابهایش بارها دیده بودم که فیلم شاهد مثال یک بحث نظری میشود، نه تزئین آن.
گزارش تصویری بازدید پروفسور آرتور آسابرگر از همشهریآنلاین
گپ و گفت سینمایی پروفسور آرتور آسا برگر و مهدی تهرانی
راشومون و ارزش پرسشِ بیپاسخ
بخشی از گفتگو به کوروساوا و راشومون گذشت. آسابرگر دربارهٔ این فیلم نوشتهٔ پرمغزی دارد و نکتهای که از آن بیرون میکشد هنوز در ذهن من است. به باور او کوروساوا با ظرافت پرسش مطرح میکند و تماشاگر را دنبال خودش میکشد، با این فرض که جواب هم عاقبت میرسد. اما در بسیاری از داستانکهای راشومون جوابی در کار نیست.
او این را ضعف نمیدانست، چیزی بسیار مهم میدانست. علم ارتباطات هم به سینما نزدیک است و هم با پرسش و پاسخ سروکار دارد. استادی که پرسشِ بیپاسخ را جدی میگیرد، به شاگردانش یاد میدهد از ابهام نترسند. من این را از او آموختم، و شاید بزرگترین درس سینماییام همین بود.
کلاسی که فیلم و سریال به آن راه داشت
آسابرگر در آن گفتگو از روش تدریسش هم گفت. او فیلمهای سینمایی و حتی سریالهای تلویزیونی را سر کلاس میبرد و به شیوهٔ کارگاهی با دانشجویانش دربارهٔ آنها بحث میکرد. برای او فرهنگ عامه موضوعی نبود که از بالا نگاهش کنند؛ مادهای بود که با آن فکر میکردند. همین نگاه کلاس او را از یک تالار سخنرانی به جایی برای گفتگو تبدیل میکرد.
سادگی، راز ماندگاری
وقتی دربارهٔ نوشتن دربارهٔ سینما حرف زدیم، آسابرگر سادهنویسی را بهترین روش دانست. من هم برایش گفتم که در کارگاههای راجر ایبرت فقید نیز سادهنویسی و ارتباط بیواسطهٔ منتقد با مردم مهمترین انگارهٔ تدریس بود. او بیتعارف روش نقدنویسی پنجاهسالهٔ ایبرت را ستود و سادهنویسی او را راز ماندگاریاش دانست. نظر او، مثل همیشه، صائب بود. دو آدم از دو سنت مختلف، یک استاد دانشگاه و یک شاگرد و منتقد روزنامهنگار، در این نکته به هم رسیده بودند: نوشتن برای فهمیدهشدن، نه برای تحتتأثیر قرار دادن.
تکنیک و زبان؛ پاسخی غافلگیرکننده
از او پرسیدم رابطهٔ تکنیک و زبان سینما چیست و کدام بر دیگری برتری دارد، یا اصلاً لازم و ملزوماند. پرسیدم در زمان او بحثهای فنی بیشتر مطرح بود یا زبان و ذات سینما و جادوی تصویریاش. پاسخش غافلگیرکننده بود. گفت در دهه ۶۰ موجهای سینمایی یکی پس از دیگری از راه میرسیدند و تکنیک هم پیشرفت میکرد، پس هر دو مفهوم با هم بودند، گاهی کمی بیشتر و گاهی کمی کمتر. اما به گفتهٔ او، سینمای امروز آن وحدت زبان و تکنیک را ندارد. این جمله را مثل یک تشخیص تاریخی شنیدم، از کسی که آن دوران را از نزدیک دیده بود. از آن روز، هر بار فیلمی میبینم، این پرسش در ذهنم تکرار میشود.
«دورکیم مرده است»؛ نظریهٔ اجتماعی در هیأت معما
آسابرگر پیام را به هر قالبی میرساند که مخاطب را بگیرد. «دورکیم مرده است» نمونهٔ روشن آن است: کتابی که بهجای درسنامه، جامعهشناسی را در لباس داستان پلیسی عرضه میکند.
ماجرا در لندنِ ۱۹۱۰ میگذرد. کنفرانسی دربارهٔ علم نوپای جامعهشناسی برگزار میشود و چهرههای شاخص نظریهٔ اجتماعی آن روز گرد هم آمدهاند. بحثها بالا میگیرد، جواهری گم میشود و خود امیل دورکیم ناپدید میشود. پرونده به شرلوک هولمز میرسد و او و دکتر واتسون برای پیدا کردن گره کار، ناچار میشوند به زبان و منطق همین نظریهپردازان وارد شوند. دو دوبوآ، فروید، لنین، بئاتریس وب، زیمل، دورکیم و وبر هر یک با نگرش خاص خودشان به میدان میآیند. خواننده همزمان با کارآگاه، با ایدهها، زندگی و کشاکشهای آنها آشنا میشود. سؤال ضمنی کتاب این است: آیا نظریهٔ اجتماعی فقط این رویدادها را توضیح میدهد، یا شاید خودش از علتهایشان است؟ هر شخصیت نمایندهٔ یک مکتب است: لنین نمایندهٔ مارکسیسم، وب نمایندهٔ فمینیسم، دوبوآ نمایندهٔ مناسبات نژادی و فروید نمایندهٔ روانشناسی. در نگاه یک خواننده، کتاب همزمان دو ویژگی دارد.
ایدههای انتزاعی را در قالب قصه ملموس و جذاب میکند، و در عین حال یکسویه است، چون در نهایت رویکرد اثباتگرایانهٔ دورکیم بر بقیه میچربد. با این حال برای آشنا کردن مخاطب عام با جامعهشناسی نظری، بستری هوشمندانه است.
این کتاب برای من همان آسابرگری است که میشناختم: کسی که باور داشت ایده را باید به شکلی عرضه کرد که خوانده شود.
آنچه ماند
وقتی استادی میرود، چیزی که از او میماند فهرست کتابهایش نیست، شیوهای است که به روش فکر کردن یادمان داده. از آسابرگر سه چیز آموختم: پرسش را بر جواب مقدم بدانم، ساده بنویسم و فرهنگ عامه را جدی بگیرم. در ۱۹۹۹ شاگردش بودم و سالها بعد در تهران، رودررو، در گفتگویی که همشهریآنلاین ثبتش کرد، فرصت یافتم بخشی از این وام را ادا کنم. روحش شاد.