در شرایطی که گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و رژیم‌صهیونیستی علیه ایران، همچنان در کانون توجه رسانه‌ها قرار دارد، محدودیت‌های راهبرد نظامی واشنگتن در برابر تهران برجسته‌تر از گذشته مورد توجه تحلیلگران بین‌المللی است.

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: «محمد ایوب»، استاد ممتاز بازنشسته در رشته روابط بین‌الملل در دانشگاه ایالتی میشیگان در تازه‌ترین ارزیابی تحلیلی خود از تحولات منطقه، که در وبگاه اندیشکده «نشنال اینترست» منتشر شده، تاکید می‌کند که تجربه جنگ‌های پیشین، نشان می‌دهد قدرت هوایی و توان تخریب زیرساخت‌ها، لزوماً به تسلیم سیاسی طرف مقابل یا تحقق اهدافی همچون خلع سلاح هسته‌ای و تغییر حکومت منجر نمی‌شود. مهم‌ترین محورهای این گزارش را در ادامه ‌می‌خوانید.

نشانه‌های آمادگی برای حمله مجدد

  • گزارش‌ها از بررسی حمله‌ای گسترده‌تر و شدیدتر ازسوی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا حکایت دارند.
  • روزنامه «فایننشال تایمز» از آمادگی اسرائیل برای حمله به تأسیسات هسته‌ای، اهداف حکومتی و زیرساخت‌های انرژی ایران خبرداد.
  • روزنامه «نیویورک تایمز» نیز از بررسی حمله‌ای کوتاه و فشرده به تأسیسات هسته‌ای، توان موشکی و پهپادی و زیرساخت‌های انرژی ایران خبرداد، اما تأکید کرد تصمیم نهایی اتخاذ نشده‌است.

محدودیت‌های راهبردی واشنگتن

  • پایان محدودیت‌های انتخاباتی به معنای رفع موانع راهبردی آمریکا نیست.
  • افزایش قیمت انرژی، تلفات نیروهای آمریکایی و ورود به جنگی طولانی در خاورمیانه همچنان هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سنگینی خواهند داشت.
  • آمریکا نمی‌تواند صرفاً با اعلام کوتاه‌مدت‌بودن عملیات، مدت جنگ را کنترل کند.
  • ایران نیز در تعیین زمان پایان درگیری‌ها نقش دارد؛ همان‌طور که در دور قبلی جنگ نشان داد.

اولویت‌های متفاوت واشنگتن و تل‌آویو

  • اهداف آمریکا:

- جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای

حفاظت از نیروها و متحدان

تأمین امنیت تجارت دریایی

  • اهداف اسرائیل:
  • از بین بردن توان ایران برای ایجاد موازنه نظامی
  • تضعیف حمایت ایران از گروه‌هایی مانند حزب‌الله و حماس
  • ادامه تضعیف توانمندی‌های ایران، حتی بدون دستیابی به توافق نهایی

هزینه‌های تداوم جنگ

  • پشتیبانی نامحدود آمریکا از کارزار نظامی اسرائیل می‌تواند هزینه‌های راهبردی و اقتصادی غیرقابل‌قبولی ایجاد کند.
  • تضعیف نظامی ایران، گرفتن امتیاز دیپلماتیک و تغییر حکومت، اهدافی جداگانه‌اند.
  • موفقیت در تخریب تأسیسات یا کاهش توان نظامی ایران، لزوماً به خلع سلاح هسته‌ای کامل یا تغییر حکومت منجر نمی‌شود.
  • تهدید موجودیت حکومت ایران، ممکن است دستیابی به توافق از طریق مذاکره را دشوارتر کند.

توان نظامی و محدودیت‌های حمله

  • برتری آمریکا و اسرائیل در هواپیماها، اطلاعات، نظارت و حملات دقیق، امکان واردکردن خسارت به ایران را فراهم می‌کند.
  • ایران نمی‌تواند از همه حریم هوایی یا همه تأسیسات مهم خود دفاع کند.
  • با این ‌حال، توانایی تحمل خسارت با توانایی جلوگیری از آن یکسان نیست.
  • تخریب تأسیسات هسته‌ای الزاماً مانع دائمی دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نمی‌شود.
  • زیرساخت‌ها قابل بازسازی‌اند، اما دانش و تخصص را نمی‌توان صرفاً با بمباران از بین برد.
  • ابهام درباره محل و وضعیت مواد هسته‌ای نیز ارزیابی قطعی نتایج حملات را دشوار می‌کند.

احتمال افزایش انگیزه هسته‌ای ایران

  • رهبران ایران ممکن است نتیجه بگیرند خودداری از حرکت آشکار به‌سوی سلاح هسته‌ای، برخلاف تجربه کره‌شمالی، نتوانسته امنیت کشور را تضمین کند.
  • این برداشت می‌تواند فشار برای دستیابی به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای را افزایش دهد.
  • البته تسلیحاتی‌شدن برنامه هسته‌ای قطعی نیست و موانع فنی، محاسبات داخلی و خطر حمله مجدد همچنان مؤثر خواهند بود.
  • حملات بیشتر ممکن است در عمل هدف جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای را تضعیف کند.

تعریف موفقیت از دیدگاه ایران چیست؟

  • ایران برای موفقیت، لزوماً نیازی به شکست‌دادن ارتش آمریکا ندارد.
  • اهداف اصلی آن، می‌تواند شامل حفظ ساختار دولت، نگه‌داشتن بخشی از توان تلافی‌جویانه و جلوگیری از پیروزی سیاسی کم‌هزینه دشمنان باشد.

اهرم فشار دریایی ایران

  • ایران می‌تواند با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، هزینه‌هایی نامتناسب با قدرت نظامی متعارفش تحمیل کند.
  • حملات پراکنده، مین‌گذاری یا تهدیدهای معتبر در تنگه‌هرمز می‌توانند بیمه‌گران، مالکان کشتی‌ها و خدمه را از پذیرش سفرهای دریایی منصرف کنند.
  • اسکورت نظامی خطر را کاهش می‌دهد، اما عدم‌قطعیت را از بین نمی‌برد.

نقش باب‌المندب و حوثی‌ها

  • حملات حوثی‌ها می‌تواند امنیت مسیر دریای سرخ و کانال سوئز را مختل کند.
  • دراین شرایط، کشتی‌ها ممکن است ناچار شوند از مسیر طولانی‌تر «دماغه امید نیک» عبور کنند که زمان سفر و هزینه حمل‌ونقل را افزایش می‌دهد.
  • حوثی‌ها منافع سیاسی مستقل خود را دارند و اقدامات‌شان صرفاً تابع دستورهای تهران نیست.
  • با این ‌حال، ناامنی همزمان در تنگه هرمز و باب‌المندب، می‌تواند پیامدهای اقتصادی جنگ را تشدید کند.

خطر گسترش حملات به کشورهای خلیج فارس

  • حملات مجدد به ایران، می‌تواند با تلافی علیه کشورهای عربی خلیج‌فارس، به‌ویژه عربستان به‌عنوان متحد آمریکا، همراه شود.
  • اهداف احتمالی شامل پایگاه‌های آمریکایی، تأسیسات نفت و گاز، فرودگاه‌ها، مراکز گردشگری و دیگر زیرساخت‌های اقتصادی باارزش خواهند بود.
  • آسیب به این مراکز، می‌تواند اقتصادهای وابسته به سرمایه‌گذاری‌خارجی و تخصص نیروی کار مهاجر را مختل کند.
  • ایران از کارزار پیشین حوثی‌ها علیه عربستان درس گرفته است.
  • اگر تهران دور تازه حملات را تهدیدی وجودی علیه حکومت و کشور تلقی کند، ممکن است به تلافی‌جویی گسترده‌تر، به‌ویژه علیه همسایگان جنوبی خود، روی آورد.
  • در چنین شرایطی، رهبران ایران ممکن است احساس کنند چیزی برای ازدست‌دادن ندارند.

پیامدهای محتمل جنگی دیگر

  1. تضعیف نظامی ایران: واردشدن خسارت بیشتر به تأسیسات هسته‌ای، موشکی، پهپادی و زیرساخت‌های انرژی
  2. نبود تضمین برای تسلیم ایران: تداوم توان حکومت برای حفظ ساختار دولت و بخشی از ظرفیت تلافی‌جویانه
  3. افزایش فشار هسته‌ای: احتمال افزایش انگیزه ایران برای دستیابی به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای
  4. اختلال اقتصادی جهانی: افزایش هزینه‌های انرژی، حمل‌ونقل و تجارت دریایی
  5. گسترش درگیری منطقه‌ای: افزایش خطر حملات علیه زیرساخت‌های کشورهای خلیج‌فارس
  6. تداوم بن‌بست سیاسی: احتمال «عدم دستیابی به خلع سلاح هسته‌ای کامل»، «تغییر حکومت» یا «توافقی پایدار»

  • نتیجه‌گیری راهبردی: محتمل‌ترین پیامد بمباران مجدد، «تضعیف توانمندی‌های ایران»، بدون «تضمین تسلیم» این کشور است. برتری نظامی آمریکا و اسرائیل می‌تواند خسارت‌هایی ایجاد کند، اما لزوماً به «نتیجه سیاسی قاطع» منجر نخواهد شد. در مقابل، احتمال افزایش انگیزه هسته‌ای ایران، اختلال در بازارهای جهانی و گسترش حملات تلافی‌جویانه همچنان وجود دارد.
منبع: همشهری آنلاین