فیلمنامه‌های کوئنتین تارانتینو، درست مانند خود این کارگردان، گاهی بیش از اندازه پرحرف و مطول‌اند. بااین‌حال، کنار گذاشتن بیش از یک‌چهارم فیلمنامه تارانتینو تصمیمی جسورانه به نظر می‌رسد.

همشهری آنلاین: دیوید فینچر می‌گوید دقیقاً همین کار را انجام داده است: او ۶۰ صفحه از فیلمنامه تارانتینو برای فیلم «ماجراهای ناگوارتر کلیف بوث» را حذف کرده؛ دنباله‌ای بر فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» با بازی برد پیت که قرار است در سینماها و نتفلیکس عرضه شود.

فینچر در گفت‌وگو با مجله امپایر گفت: «ایده اینکه داستانی حول یک آتش برپاشده در دل شب شکل بگیرد، برایم جذاب بود. مسئله به‌اندازه خود پیرنگ، درباره برخورد شخصیت‌ها با یکدیگر در پس‌کوچه‌های هالیوود سال ۱۹۷۷ بود. نخستین نسخه‌ای که خواندم ۲۳۰ صفحه داشت. در واقع، با دو فیلم روبه‌رو بودیم. جایی در دل آن متن، نقطه اشتراکی وجود داشت میان آنچه برد می‌خواست انجام دهد، آنچه من می‌خواستم انجام دهم و آنچه کوئنتین می‌خواست انجام دهد؛ البته نه صرفاً خواسته‌های ما، بلکه حوزه‌هایی که می‌خواستیم بر آنها تمرکز کنیم.»

فینچر می‌گوید برای ساخت فیلمی با مدت‌زمان دو ساعت و ۲۰ دقیقه، ۶۰ صفحه از فیلمنامه را کنار گذاشته است؛ فیلمی که از نسخه اصلی «روزی روزگاری در هالیوود» با مدت‌زمان دو ساعت و ۴۱ دقیقه، کوتاه‌تر است.

نکته جالب اینجاست که درحالی‌که فینچر تأکید دارد فیلم جدید بیش از آنکه بر پیرنگ متکی باشد، بر برخورد شخصیت‌ها تمرکز می‌کند، تارانتینو نگاه متفاوتی به آن دارد و معتقد است داستان فیلم به‌شدت پیرنگ‌محور است. تارانتینو گفت: «اصلاً این فیلم را از آن دسته فیلم‌هایی نمی‌دانم که صرفاً درباره وقت‌گذرانی با شخصیت‌ها باشند. «روزی روزگاری در هالیوود» چنین فیلمی بود، اما می‌دانستید که قرار است به محل قتل‌های چارلز منسون برسید. همین موضوع نیروی پیش‌برنده‌ای به فیلم می‌داد و به همین دلیل، به پیرنگ مفصل و پیچیده‌ای نیاز نداشتم. اما این فیلمنامه کاملاً متفاوت بود. از نظر من، حال‌وهوای رمان‌های جنایی جیبی المور لئونارد را داشت.»

تارانتینو پیش‌تر نیز یکی از داستان‌های لئونارد را در فیلم «جکی براون» محصول ۱۹۹۷ اقتباس کرده بود. باید دید تارانتینو در نهایت چه نظری درباره فیلم فینچر خواهد داشت. او پیش‌تر از نمایش فیلم «قاتلان بالفطره» ساخته الیور استون در سال ۱۹۹۴ خارج شده بود؛ فیلمی که فیلمنامه‌اش به‌شدت بازنویسی شده و سبک بصری اغراق‌آمیزی پیدا کرده بود.

بااین‌حال، تارانتینو از برداشت تونی اسکات از فیلمنامه‌اش برای فیلم «عشق حقیقی» محصول ۱۹۹۳ بسیار راضی بود. او حتی گفته بود: «واقعاً فکر می‌کنم تونی در آن مقطع فیلم بهتری از آنچه خودم می‌توانستم بسازم، از روی فیلمنامه‌ام ساخت. در مورد «عشق حقیقی»، همه‌چیز درست از آب درآمد؛ واقعاً همه‌چیز.» البته تارانتینو در ابتدا از این موضوع ناراضی بود که پایان فیلم تغییر کرده و به پایانی خوش تبدیل شده است.

«ماجراهای ناگوارتر کلیف بوث» از ۲۵ نوامبر به مدت دو هفته به‌صورت انحصاری در سینماهای آیمکس سراسر جهان اکران می‌شود و سپس در ۲۳ دسامبر به نتفلیکس می‌آید. در خلاصه رسمی فیلم آمده است: «قتل، باج‌گیری، سرقت و اخاذی؛ فقط یک تابستان دیگر در هالیوود است. سال ۱۹۷۷ است؛ هشت سال از زمانی می‌گذرد که کلیف بوث، با بازی برد پیت، در روایت تاریخ موازی سال ۱۹۶۹ به قلم کوئنتین تارانتینو در فیلم «روزی روزگاری در هالیوود»، با خانواده منسون روبه‌رو شد.

در «ماجراهای ناگوارتر کلیف بوث»، به کارگردانی دیوید فینچر و با فیلمنامه‌ای تازه از تارانتینو، دیگر خبری از افسانه‌های پریان نیست. لس‌آنجلس دیگر مانند گذشته به بدلکاری که قاتلان هیپی را از میان برمی‌دارد، نیازی ندارد. اما هالیوود همیشه مشکلات خودش را خواهد داشت؛ مشکلاتی که تنها کسی با توانایی‌های خاص کلیف، حتی اگر گاهی مجبور شود از مرزهای قانون عبور کند، می‌تواند حل‌وفصلشان کند. کلیف وقتی مشغول کار در بار یا به‌عنوان آپاراتچی سینما نیست، نقش یک حل‌کننده مشکلات را برای چهره‌های سرشناس هالیوود بازی می‌کند؛ چه آنهایی که چندان خوش‌نام نیستند و چه آنهایی که اعتبار و شهرت بیشتری دارند.»

در ادامه خلاصه رسمی فیلم آمده است: «وقتی کلیف تماسی از کارن کراسبی، مدیر برنامه‌های هنری با بازی الیزابت دبیکی، دریافت می‌کند، کنجکاو می‌شود. کارن از طرف موکلش، چارلی پیترز، ابرستاره تلویزیونی با بازی اسکات کان، با او تماس گرفته است؛ مردی که به اجرای بدلکاری‌های خودش شهرت دارد.

کلیف با ملاقات شخصیت‌های دیگر دنیای چارلی، از همسر باهوش و آگاهش تونی با بازی کارلا گوجینو گرفته تا قهرمان فوتبال آمریکایی که به ستاره سینما تبدیل شده، رودریک «هات راد» هریسون با بازی یحیی عبدالمتین دوم، بیش از پیش سرگرم و کنجکاو می‌شود. در همین حال، برادران وردوسکو با بازی مت گروو و جی‌بی تادنا نیز حضور دارند؛ گانگسترهای مرموزی که در سراسر شهر آشوب به پا می‌کنند.

آنچه زمانی قصه‌ای افسانه‌ای بود، حالا به داستانی جنایی تبدیل شده است؛ ترکیبی از خشونت، جاه‌طلبی و میل و خواسته‌هایی که تنها در لس‌آنجلس می‌توانند چنین ماجرایی رقم بزنند.»

منبع: همشهری آنلاین