به گزارش همشهری آنلاین، او معتقد است با وجود فشارهای اقتصادی بر ایران، آمریکا نیز با ریسکهایی در بازار انرژی، بازار اوراق قرضه و فضای سیاسی داخلی خود روبهروست. شاکری در عین حال با اشاره به نقش امارات در ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال نفت، از تضعیف بخشی از اهرم ایران در تنگه هرمز سخن گفت و بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه با تحولات منطقه تأکید کرد.
اقتصاد آمریکا تحت فشار است
شاکری در ابتدای گفتوگو رقابت ۲ کشور را به مسابقه تابآوری تشبیه کرد؛ مسابقهای که در آن هرچه زمان میگذرد و ۲ طرف به نقطه نهایی نزدیکتر میشوند فشار و مخاطرات افزایش مییابد.
او در عین حال تأکید کرد که منظورش از فشار بر آمریکا نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی و معیشتی داخل ایران نیست. بهگفته او، همانطور که سیاستگذار ایرانی با محدودیتها و فشارهای جدی مواجه است، سیاستگذار آمریکایی نیز با ریسکهای اقتصادی و سیاسی روبهروست. شاکری وضعیت طرف آمریکایی را به حرکت با پاهای برهنه روی زغال داغ تشبیه کرد.
تنگه هرمز؛ اهرمی که با چالش روبهرو شده است
یکی از محورهای اصلی گفتوگو، مسیرهای جایگزین انتقال نفت در جنوب تنگه هرمز و نقش امارات در این زمینه بود.
شاکری با اشاره به ادعاهایی درباره ادامه صادرات نفت از مسیرهای جایگزین در منطقه گفت مسئله اصلی، صرفا تعداد بشکههای نفت عبوری نیست، بلکه باید دید این مسیرها چه تغییری در منطق کنترل تنگه هرمز ایجاد میکنند.
به تحلیل او، امارات با استفاده از سازوکار حملونقل نفتی و شناورهای کوچکتر، مسیری ایجاد کرده که حتی درصورت آسیب دیدن بخشی از شناورها نیز میتوان آنها را جایگزین کرد. او در توضیح این سازوکار به نقش شرکت ملی نفت ابوظبی، ادنوک، اشاره کرد.
از نگاه شاکری، این شیوه چند کارکرد برای امارات دارد. امکان جایگزینی شناورهای کوچک با هزینه کمتر، نمایش تداوم صادرات نفت و استفاده از آن در تعامل با آمریکا و سوق دادن تقابل با ایران به محدوده همین مسیر حملونقل.
او معتقد است مسئله مهمتر از حجم نفت عبوری تغییری است که این مسیر در برداشت طرف مقابل از میزان کنترل ایران بر تنگه هرمز ایجاد میکند. به بیان دیگر، صرف اعلام کنترل تنگه کافی نیست، باید دید آیا سازوکارهای جایگزین میتوانند عملا بخشی از این کنترل را بیاثر کنند یا خیر.
شاکری همچنین تأکید کرد که تحلیل او بهمعنای انتقاد از مذاکرات قبلی ایران با امارات نیست. از نظر او، تحولات جدید وضعیت متفاوتی ایجاد کرده است و نمیتوان بدون توجه به این تغییر، همان الگوی قبلی را تکرار کرد. به باور او، واکنش ایران باید متوجه سازوکاری باشد که امکان ایجاد مسیر جایگزین را فراهم کرده است، نه اینکه صرفا به عبور یا آسیب دیدن چند شناور محدود شود.
چرا نفت ۱۰۰دلاری اهمیت دارد؟
شاکری با تأکید بر تفاوت میان افزایش مقطعی قیمت نفت و ماندگاری آن در سطحی بالا معتقد است برای وارد کردن فشار اقتصادی تعیینکننده بر آمریکا لزوما نیازی نیست قیمت نفت به سطوح بسیار بالایی مانند ۱۵۰دلار برسد. به باور او، تثبیت قیمت نفت در محدوده بالای ۱۰۰ دلار و شکلگیری انتظارات درباره تداوم این سطح قیمت میتواند بخش مهمی از فشار اقتصادی را به طرف مقابل منتقل کند.
او در این زمینه توضیح داد که برای افزایش فشار، ماندگاری قیمت نفت اهمیت ویژهای دارد. بهگفته شاکری، اگر بازارها خود را با نفت ۱۰۰دلاری تطبیق دهند و فعالان اقتصادی نتوانند با اطمینان روی کاهش سریع قیمتها حساب کنند، آثار این وضعیت فراتر از افزایش مقطعی هزینه انرژی خواهد بود. در چنین شرایطی نگرانی از تداوم قیمتهای بالا و نااطمینانی درباره آینده بازار نفت نیز بر فشار اقتصادی میافزاید. او تأکید کرد که هدف صرفا افزایش قیمت نفت نیست، بلکه حفظ آن در سطحی است که انتظارات بازار را تغییر دهد. شاکری همچنین گفت از نظر او حفظ قیمت نفت در ۴ فصل بالاتر از ۸۵ دلار میتواند در این تقابل اهمیت تعیینکنندهای داشته باشد.
این کارشناس اقتصادی در عین حال به نگرانی اولیه خود درباره افزایش تولید نفت آمریکا درصورت تداوم قیمتهای بسیار بالا اشاره کرد. بهگفته او، در آغاز جنگ این نگرانی وجود داشت که قیمتهای بالاتر از ۱۲۰ دلار، تولید نفت شیل آمریکا را تحریک کند و بخشی از فشار ایجادشده را کاهش دهد. با این حال، شاکری با استناد بهنظرسنجی انجامشده از تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا گفت: برآورد متوسط افزایش تولید درصورت تداوم قیمتهای بالا حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز است؛ رقمی که نگرانی اولیه درباره جهش بزرگ تولید آمریکا را کاهش میدهد.
چرا فشار اقتصادی بر آمریکا همچنان ادامه دارد؟
شاکری در بخش دیگری از گفتوگو توضیح داد که بهرغم ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت در منطقه، فشار اقتصادی بر آمریکا از میان نرفته است. او برای توضیح این ارزیابی به تحولات بازار فرآوردههای نفتی، بازگشت فشار به مسیرهای انتقال انرژی و افزایش بازده اوراق قرضه آمریکا اشاره کرد.
بهگفته او، اختلال در ظرفیت پالایشی روسیه و به تعویق افتادن تعمیرات و نگهداری پالایشگاههای آمریکا، اثرهای متفاوتی بر بازار جهانی فرآوردههای نفتی گذاشته است. شاکری معتقد است آمریکا بهدلیل موقعیت خود در بازار فرآوردهها، در مقاطعی کمتر از برخی اقتصادهای دیگر تحتتأثیر فشار بازار قرار گرفت اما به تعویق انداختن تعمیرات نیز هزینههایی به همراه داشته است.
عامل دوم، بازگشت فشار به مسیرهای انتقال انرژی در منطقه بود. شاکری با اشاره به تحولات بابالمندب، مسیرهای صادراتی عربستان و تنگه هرمز گفت که از نیمه سپتامبر، فشار در تنگه هرمز بار دیگر افزایش یافت و قیمت نفت خام روند صعودی گرفت. به تحلیل او، این افزایش قیمت برای آمریکا، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای، اهمیت سیاسی و اقتصادی دارد و به افزایش فشار بر کشورهای اروپایی برای آزادسازی ذخایر انرژی منجر شده است.
با این حال، شاکری مهمترین عامل را تحولات بازار اوراق قرضه آمریکا دانست. بهگفته او، افزایش قیمت نفت با بالا رفتن بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا همراه شده است؛ اما نکته مهم این است که با کاهش قیمت نفت، بازده این اوراق الزاما به همان نسبت پایین نیامده است.
شاکری این وضعیت را نشانه افزایش صرف ریسک در بازار میداند. از نگاه او، علاوه بر انتظارات تورمی، کسری بودجه دولت آمریکا و عدماطمینان درباره آینده تورم نیز در این وضعیت نقش دارند. هنگامی که سرمایهگذاران درباره دامنه تغییرات آینده تورم اطمینان کمتری داشته باشند، برای پذیرش ریسک بلندمدت، بازده بالاتری مطالبه میکنند.
جمعبندی شاکری این بود که کاهش یا افزایش مقطعی قیمت نفت، بهتنهایی برای قضاوت درباره میزان فشار اقتصادی بر آمریکا کافی نیست، زیرا اثر این فشار در بازار فرآوردهها، هزینه تأمین مالی و انتظارات اقتصادی نیز ظاهر میشود. او همچنین میان بالا رفتن قیمت نفت و حفظ قیمت در سطحی بالا تمایز قائل شد و گفت تداوم قیمتهای بالا و افزایش عدماطمینان درباره آینده بازار انرژی نیز میتواند هزینههای بیشتری به طرف مقابل تحمیل کند.
پایان این جنگ اقتصادی خواهد بود
شاکری در مهمترین بخش تحلیل خود تأکید کرد: پایان این جنگ اقتصادی خواهد بود، نظامی نخواهد بود.
او برای توضیح این دیدگاه به بحران سوئز اشاره کرد و گفت پایان آن بحران را باید در محدودیتهای اقتصادی و دشواری تأمین مالی ادامه جنگ نیز جستوجو کرد. به روایت او، فشار بر اوراق قرضه بریتانیا و خودداری آمریکا از تأمین مالی مورد نیاز این کشور، در تصمیم بریتانیا برای ادامه ندادن جنگ نقش داشت.
شاکری بر همین اساس معتقد است ایران، حتی بدون برخورداری از ابزار نظامی قاطعتر از طرف مقابل، میتواند از طریق انباشت ریسکها و افزایش هزینه اقتصادی ادامه درگیری بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد.
او در همین زمینه به نشستی با حضور چند چهره سیاسی و رسانهای غربی اشاره کرد که بهگفته او، حاضران در آن بر اهمیت فشار اقتصادی تأکید داشتند و فشار نظامی را بهتنهایی برای پایان دادن به درگیری کافی نمیدانستند. شاکری این موضوع را به فشار بر معیشت مردم ایران و محاسبات طرف مقابل درباره امکان تکرار ناآرامیهای ۱۸ و ۱۹ دی پیوند داد.
از نظر او، مسئله اصلی این نیست که ایران صرفا منتظر رسیدن زمان مشخصی برای مذاکره بماند، بلکه باید تا زمانی که امکان دستیابی به توافق فراهم نشده، از کاهش بیدلیل فشار بر طرف مقابل جلوگیری کند. شاکری البته تأکید کرد که این مسیر دشوار است و سیاستگذار ایرانی نیز با محدودیتهای واقعی اقتصادی و اجتماعی مواجه است.
امارات تجاری یا امارات جنگسالار؟
بخش مهم دیگری از گفتوگو به رابطه ایران و امارات اختصاص داشت.
شاکری میان اماراتی که بر تجارت و توسعه اقتصادی متمرکز است و اماراتی که به تعبیر او در منازعات منطقهای نقش نظامی و امنیتی فعالی دارد، تمایز قائل شد.
بهگفته او، همزیستی با اماراتی که ایران را رقیب امنیتی خود نمیداند و روابط را بر پایه تجارت و منافع اقتصادی تنظیم میکند، امکانپذیر است اما اگر اقدامات امارات به تضعیف اهرمهای امنیتی ایران منجر شود، نمیتوان بدون واکنش مناسب از کنار آن گذشت.
او گفت: اگر با اقدام ضدامنیت ملی امارات برخورد نکنید با آمریکاییها نمیتوانید معامله کنید.
این عبارت در چارچوب بحث او درباره اقداماتی بود که از نظرش امنیت ملی ایران را تحتتأثیر قرار میدهند، بنابراین نباید آن را بهمعنای مخالفت مطلق با هرگونه مذاکره یا تعامل اقتصادی با امارات تفسیر کرد.
شاکری در نقد سفرهای دیپلماتیک به نیویورک نیز گفت: مذاکره زمانی میتواند به نتیجه برسد که طرف مقابل همچنان اهرمهای ایران را جدی بداند. به باور او، اگر آمریکا به این جمعبندی برسد که مسئله تنگه هرمز حل شده است، سفر دیپلماتیک بهتنهایی نمیتواند آن اهرم را دوباره ایجاد کند.
از نظر او، موضوع اصلی صرفا آغاز مذاکره نیست، بلکه فراهم کردن شرایطی است که ادامه درگیری برای طرف مقابل هزینه بیشتری داشته باشد و در نتیجه، انگیزه واقعی برای توافق ایجاد شود. شاکری در عین حال تصریح کرد که راهحل بدون هزینه برای این وضعیت وجود ندارد و سیاستگذار باید پیامدهای گزینههای مختلف را درنظر بگیرد.
نسخه شاکری برای کنترل فشار اقتصادی داخلی
شاکری در بخش پایانی گفتوگو، به ابزارهای اقتصادی در دسترس سیاستگذار ایرانی پرداخت و چند پیشنهاد مطرح کرد.
نخست، او از روش بانک مرکزی در عرضه ۱۰ هزار دلار اسکناس به نرخ نزدیک به حاشیه بازار دفاع کرد و گفت این سیاست را نباید لزوما ارزپاشی دانست. به باور او، فروش ارز در محدوده قیمت بازار با عرضه ارز زیر قیمت بازار تفاوت دارد؛ هرچند مداخله ارزی باید در کنار دیگر ابزارهای سیاستگذاری بهکار گرفته شود.
دوم، شاکری معتقد است برای کنترل تورم باید کلهای پولی و متغیرهای مقداری کنترل شوند اما برای مدیریت انتظارات کوتاهمدت، نرخ بهره کوتاهمدت نیز میتواند نقش داشته باشد. او گفت از برخی ابزارهای بانک مرکزی هنوز به اندازه کافی استفاده نشده است.
سوم، او خواستار سرعت گرفتن اجرای سیاست کالابرگ برای دهکهای پایین درآمدی شد. بهگفته شاکری، هنگامی که رشد کلهای پولی کنترل شده باشد امکان گسترش حمایت معیشتی وجود دارد، بدون آنکه این اقدام الزاما در کوتاهمدت به افزایش تورم منجر شود.
او تأکید کرد که تمرکز این حمایتها باید بر گروههایی باشد که بیشترین فشار را از افزایش قیمت مواد غذایی و آشامیدنی تحمل میکنند، زیرا این اقلام سهم مهمی در تورم احساسشده خانوارهای کمدرآمد دارند.
شاکری همچنین با اشاره به ذخایر طلای کشور معتقد بود این ذخایر میتوانند در تأمین مالی واردات و مدیریت فشارهای کوتاهمدت نقش داشته باشند.
او درباره افزایش نرخ ارز نیز گفت در مقطع کنونی قیمت ارز بیش از آنچه متغیرهای بنیادین اقتصادی توضیح میدهند، تحتتأثیر انتظارات قرار گرفته است. از نگاه او، این وضعیت با برخی مقاطع قبلی، ازجمله شهریور ۱۳۹۷ و آبان ۱۳۹۹، قابل مقایسه است؛ دورههایی که به باورش، مداخله در بازار توانست به کنترل یا کاهش نرخ ارز کمک کند.
با این حال، شاکری تصریح کرد که هیچیک از این ابزارها بهتنهایی کافی نیست و سیاست ارزی باید در کنار کنترل متغیرهای پولی، مدیریت انتظارات و حمایت هدفمند از خانوارها اجرا شود.
چین و روسیه؛ ۲ پرونده متفاوت و پیچیده
شاکری در پاسخ به پرسشی درباره روابط ایران با چین و روسیه، بر ضرورت تفکیک این ۲ کشور تأکید کرد. بهگفته او، نباید چین و روسیه را یک مجموعه واحد درنظر گرفت، زیرا منافع، ملاحظات و شیوه تعامل هرکدام با ایران متفاوت است.
او همچنین هشدار داد که بسیاری از روایتهای رسانهای، چه درباره همکاری این ۲ کشور با ایران و چه درباره خودداری آنها از همکاری، پیچیدگی روابط دوجانبه را نادیده میگیرند.
شاکری تأکید کرد: ارزیابی روابط خارجی باید براساس پروندههای مشخص و اطلاعات دقیق انجام شود و نباید به ۲ گزاره سادهشده محدود بماند: اینکه روسیه و چین از پشت به ایران خنجر زدهاند یا اینکه قرار است همراه با ایران آمریکا را شکست دهند. از نظر او، واقعیت روابط ایران با این ۲ کشور پیچیدهتر است و نیاز به تحلیل جداگانه دارد.
او درباره اظهارنظر علنی درخصوص روابط با روسیه نیز احتیاط کرد و توضیح داد که طرح جزئیات چنین روابطی در رسانهها ممکن است به واکنش طرف مقابل یا افشای اطلاعاتی منجر شود که نباید در فضای عمومی مطرح شوند.
کنترل فشار معیشتی؛ شرط مهم آینده
شاکری در جمعبندی، با وجود تأکید بر دشواری شرایط اقتصادی و فشارهای خارجی، آینده را کاملا تیره ارزیابی نکرد. او معتقد بود دولت همچنان ظرفیتهایی برای کنترل فشارهای معیشتی و مدیریت بازار ارز در اختیار دارد و در بلندمدت نیز امکان یافتن مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی به امارات وجود خواهد داشت، هرچند این جایگزینی زمانبر است.
او در عین حال هشدار داد: خطر محاصره زمینی را نباید از نظر دور داشت. از نگاه او، کارشناسان پیشتر درباره خطر محاصره و ضرورت یافتن مسیرهای جایگزین هشدار داده بودند و توجه نکردن به این هشدارها میتواند هزینههای بیشتری به کشور تحمیل کند.
پیام نهایی شاکری این بود که نتیجه تحولات آینده فقط به تصمیمهای طرف مقابل وابسته نیست. به باور او، توانایی ایران در مدیریت اقتصاد داخلی، کاهش فشار بر معیشت مردم و استفاده سنجیده از اهرمهای اقتصادی و منطقهای در تعیین مسیر آینده نقش تعیینکننده خواهد داشت.