به گزارش همشهری آنلاین، امیر واعظ آشتیانی درباره مجادله میان امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران و عادل فردوسیپور و اینکه با توجه به شرایط فعلی کشور، بهتر نیست طرفین سکوت کنند و به کار خود بپردازند، اظهار داشت: فارغ از شرایط امروز کشور، حاشیهپردازی و تولید حاشیه بهطور کلی برای تیم ملی فوتبال خوب نیست. اگر تسویهحساب یا حرفی وجود دارد، باید آن را به بعد از مسابقات جام ملتها موکول کنند. اگر صحبت یا انتقادی مطرح است، میتوان در زمان مناسب به آن پرداخت؛ اما واقعاً سؤال من این است که اگر آقای قلعهنویی سرمربی تیم ملی نبود، آیا چنین تریبونی در اختیار داشت که به این شکل برخورد کند؟
وی ادامه داد: من از منتقدان بسیار جدی آقای فردوسیپور هستم و خود او هم میداند که به دلایل مشخصی از منتقدانش محسوب میشوم. با این حال، انتقاد من به معنای دشمنی با او نیست. نگاه من به انتقاد، نگاه انتقامی نیست و اگر از کسی انتقاد میکنم، دلیل نمیشود که بخواهم با او دشمنی داشته باشم. انتقاد من از آقای فردوسیپور، در درجه اول متوجه کسانی است که به مدت ۲۰ سال تریبون صداوسیما را در اختیار او قرار دادند. باید بررسی کرد که نتیجه این واگذاری چه بود و چه مسائل و مواردی از آن بیرون آمد. به نظر من، برخی از نتایج این روند چندان مطلوب نبود. اینکه بگوییم آقای فردوسیپور آمده بود تا با پلشتیها مبارزه کند، تعبیر دقیقی نیست و نباید موضوع را به این شکل مطرح کرد.
انتقادکردن بدون مجادله حق طرفین است
مدیرعامل سابق استقلال تصریح کرد: جالب است که آقای قلعهنویی نیز در مقطعی درباره برنامه عادل فردوسیپور صحبت کرده و به این موضوع اشاره داشته که حضور این برنامه و پرداختن آن به برخی مسائل، اتفاق خوبی است. مضمون صحبت ایشان در گذشته وجود دارد و با جستوجو میتوان آن را پیدا کرد. بنابراین، انتقادکردن حق طرفین است اما اینکه این انتقادها به مجادله و مناقشه تبدیل شود و طرفین بخواهند یکدیگر را مورد حمله قرار دهند، دستکم برای تیم ملی مفید نیست. آقای فردوسیپور چیزی برای از دست دادن ندارد، اما اگر تیم ملی در آینده و در مسابقات جام ملتها نتیجه نگیرد، این موضوع پیامدهای مدیریتی و فنی خواهد داشت.
وی افزود: به همین دلیل، بهتر است آرامش حاکم شود و تیم ملی بتواند با آرامش کار خود را ادامه دهد. در اینجا ضعف فدراسیون فوتبال نیز مطرح است. وقتی فدراسیون نمیتواند چنین مسئلهای را مدیریت کند، این سؤال پیش میآید که آیا سرمربی تیم ملی میتواند بدون هماهنگی با فدراسیون، وارد حاشیههایی شود که برای تیم ملی مشکل ایجاد میکند؟ آیا چنین اختیاری دارد؟ این انتقاد در گذشته درباره آقای کیروش هم مطرح بود، اینکه هر زمان اراده میکرد، شرایط را به هم میریخت. اما آیا، چون آقای کیروش چنین کاری میکرد، رفتار او درست بوده است که بگوییم دیگران هم باید همان کار را انجام دهند؟
واعظ آشتیانی تصریح کرد: اینکه فردی در قرارداد خود پاداشی داشته یا کاری انجام داده، به این معنا نیست که همه باید همان رویه را دنبال کنند. نمیتوانیم هر کاری را که دیگران انجام میدهند، چه مثبت و چه منفی، ملاک قضاوت خودمان قرار دهیم. اگر کاری درست است، باید آن را ادامه داد و اگر منفی است، باید از آن عبور کرد. اعتقاد من این است که ورود به چنین موضوعاتی، جز آسیبزدن به فوتبال، ایجاد حاشیه و تحمیل بار روانی به فدراسیون و تیم ملی نتیجه دیگری ندارد.
ظاهرا پاداشی در قرارداد قلعهنویی نبود
وی در مورد اینکه یکی از محورهای انتقاد فردوسیپور، مبلغ پاداش قلعهنویی است، او این مبلغ را از محل بیتالمال دانسته و درباره پرداخت آن به سرمربی تیم ملی سؤال کرده اما درباره پرداخت مبلغ فسخ قرارداد یحیی گلمحمدی با باشگاه دهوک عراق برای حضور در تیم ملی امید نظری عکس دارد و در این مواضع تناقض دیده نمیشود، تصریح کرد: گاهی انتقاد جنبه انتقامی پیدا میکند و وقتی چنین اتفاقی میافتد، ممکن است تناقضهایی در مواضع فرد به وجود بیاید. البته یک نکته روشن است: پولی که در فدراسیون فوتبال هزینه میشود، از منابع عمومی است و باید درباره نحوه هزینهکرد آن شفافیت وجود داشته باشد. همچنین، براساس آنچه درباره قرارداد آقای قلعهنویی مطرح شده، ظاهراً در قرارداد ایشان پاداشی پیشبینی نشده است و پرداخت پاداش به مصوبه هیات رئیسه ارتباط پیدا میکند.
مدیرعامل سابق استقلال افزود: با این حال، باید بررسی شود که آیا هیات رئیسه براساس مقررات اختیار دارد برای قراردادی که در آن پاداش پیشبینی نشده، بعداً پاداش تعیین کند یا خیر.فکر میکنم آقای فردوسیپور نتوانسته این موضوع را بهخوبی تبیین کند. از طرف دیگر، درباره قرارداد آقای گلمحمدی نیز باید موضوع را حرفهای بررسی کنیم، نه احساسی. اگر فدراسیون فوتبال بخواهد یحیی گلمحمدی را از باشگاه دهوک عراق جذب کند، باید هزینه فسخ قرارداد او را بپردازد. باید حرفهای صحبت کنیم و گاهی ممکن است حرف احساسی بزنیم. فرض کنید یک بازیکن تحت قرارداد با باشگاهی است و شما میخواهید او را جذب کنید. اگر قراردادش به پایان نرسیده باشد، باید تکلیف قرارداد و مبلغ فسخ آن مشخص شود.
وی ادامه داد: برای مثال، باشگاه استقلال برای آزادکردن آقای آسانی هزینهای پرداخت کرد. من عدد دقیق آن را نمیدانم، اما مبلغ قابلتوجهی بود. این یک نگاه حرفهای به مسئله است. من نمیخواهم از آقای فردوسیپور حمایت کنم یا بگویم حتماً درست یا غلط میگوید. بحث من این است که باید موضوع را براساس اصول حرفهای بررسی کنیم. اگر آقای گلمحمدی بخواهد از باشگاه عراقی جدا شود، طبیعی است که یا باید با رضایت طرفین و بدون پرداخت هزینه این اتفاق بیفتد، یا اگر باشگاه مقابل مبلغی مطالبه میکند، آن مبلغ باید پرداخت شود، فرقی نمیکند که این پول از بیتالمال باشد یا منبع دیگری داشته باشد.
واعظ آشتیانی یادآور شد: اجازه بدهید من هم یک سؤال مطرح کنم. اگر ما از کسی خوشمان نیاید، آیا باید هر جا حرف درستی زد، بگوییم حرفش غلط است؟ اگر فردی که از او انتقاد داریم، روزی حرف درستی زد، باید آن را بپذیریم. نمیتوانیم صرفاً به این دلیل که از او خوشمان نمیآید، بگوییم حرف درستش هم نادرست است. اگر بحث آقای فردوسیپور این است که فدراسیون برای جذب مربی باید تکلیف قرارداد او با باشگاه قبلی را روشن کند، حرف بیربطی نزده است. اما در کنار آن باید پرسید ایشان از چه جایگاهی این موضوع را مطرح میکند. آیا میخواهد برای فدراسیون تعیین تکلیف کند یا صرفاً دیدگاه خود را درباره یک مسئله حرفهای بیان میکند؟ این موضوع روشن و قابل بررسی است و نباید به دعوا و مجادله تبدیل شود که چرا یک نفر چنین حرفی زده و دیگری حرف دیگری مطرح کرده است.
حدود اختیارات سرمربی تیم ملی مشخص باشد
وی در مورد اینکه چه توصیهای به فدراسیون فوتبال و هیات رئیسه آن دارد، عنوان کرد: به نظر میرسد فدراسیون هنوز روی ریل ناکارآمدی و سوءمدیریت حرکت میکند. این بگومگوها به ضعف مدیریت بازمیگردد و رویهای که از دوران کارلوس کیروش آغاز شده، همچنان ادامه دارد. آیا نباید حدود اختیارات سرمربی تیم ملی مشخص باشد؟ اگر این اتفاقات و بگومگوها شکل میگیرد، باید آن را نشانهای از ضعف مدیریت در فدراسیون فوتبال دانست. این رویه از زمان آقای کیروش وجود داشت و به مربیان ایرانی هم رسیده است. مشخص نیست این روند تا کجا میخواهد ادامه پیدا کند؟
واعظ آشتیانی تأکید کرد: مربی تیم ملی در هر ردهای، کارمند فدراسیون فوتبال است و فدراسیون باید چارچوب فعالیت و مسئولیتهای او را تعیین کند. نباید اینطور باشد که مربی هر زمان خواست، موضوعی را مطرح کند و هر زمان که خواست، آن را پایان دهد، بدون اینکه مشخص باشد این رفتار چه تأثیری بر مسئولیت و جایگاه تیم ملی میگذارد. نباید اجازه داده شود اظهارنظرهایی صورت بگیرد که به مسئولیتها و موقعیت تیم ملی آسیب بزند. باید از خودمان بپرسیم این دعوا به نفع چه کسی است؟ افکار عمومی هم میتواند درباره این موضوع قضاوت کند. به نظر من، این مجادله به نفع هیچکس نیست و تنها نتیجه آن، لطمهزدن به تیم ملی فوتبال ایران است.