گاهی اوقات هواداران متعصب و وفادار تیمها کارهایی انجام میدهند که درک آن برای ما کمی دشوار است ولی در عین حال این احساس قابل احترام است. احساس هوادارانی که برای نمایش عشق خود به پیراهن و تیم مورد علاقه خود از هیچ کاری دریغ نمیکنند.
جامجهانی 2010 افریقای جنوبی چند هفته دیگر آغاز میشود و هواداران 32 تیم حاضر در مرحله نهایی این رقابتها از هماکنون در تلاشاند تا مقدمات سفر به افریقای جنوبی را فراهم کنند. اگرچه این سفر برای بسیاری از این هواداران گران تمام خواهد شد، آنها برای تماشای هنرنمایی قهرمانان خود آماده فداکاریهای بزرگ هستند.
دیوید، یکی از هواداران فوتبال در کلمبیا میگوید: «پدرم در سال 1989 برای این که مسابقه دو تیم آتلتیکوناسیونال کلمبیا و آثمیلان ایتالیا را در فینال جام بین قارهای تماشا کند، وامی گرفت که مجبور شد تا پنج سال، قسط های آن را پرداخت کند. فکر کنم من هم همینکار را انجام دهم.»
مورد مشابه دیگر برای نشان دادن هواداری، «لیونگانگ»، برقکار چینی است که در سال 1984 پایهگذار باشگاه هواداران در چین بود و نقش زیادی در توسعه فوتبال این کشور داشته است.
فوتبالیستها هواداران زیادی دارند. پائولوروسی شاید به این دلیل به اسطوره فوتبال ایتالیا تبدیل شد که بارها زمینه جشن و شادی آنها را فراهم کرده است.
در سال 1995 در کشور آرژانتین شاهد یکی از بزرگترین جمعیتهای هواداران فوتبال این کشور بودیم. در آن سال هزاران هوادار باشگاه سنلورنزو راهی کلیسا شدند تا قهرمانی این تیم را پس از 21 سال جشن بگیرند.
در سال 1966 هواداران باشگاه ریسینگ برای کمک به باشگاه خود برای قهرمانی در لیگ و همچنین تهیه یک ورزشگاه خانگی هر کاری کردند. از راهاندازی کنسرت گرفته تا مراسم آتشبازی و مسابقات دوستانه فوتبال که به جمعآوری پول کمک کند و سه سال بعد بار دیگر باشگاه ریسینگ با هواداران پرشورش قهرمان لیگ شد. تجمع هواداران یا تظاهرات آنان در بیرون از زمین مسابقه در حمایت از تیمهای خود غیرمعمول نیست. 15 سال قبل هواداران باشگاه سلتاویگو وسویل اسپانیا به خیابانها ریختند تا به شایعه تخلفات مالی برخی از مدیران باشگاه واکنش نشان دهند.
پایهگذاران کلیسایی به نام کلیسای مارادونا معتقدند فوتبال همواره یک حالت روحانی و عرفانی دارد. این کلیسا به نام ستاره مشهور فوتبال آرژانتین، دیهگو مارادونا نامگذاری شده است. در اکتبر هر سال در روز تولد مارادونا مراسم ویژهای در این کلیسا برگزار میشود که هزاران نفر از هواداران فوتبال برای مراسم دعا به این کلیسا میروند و حتی مراسم ازدواج خود را در این کلیسا برگزار میکنند.
داستان دیگر از علاقه به فوتبال در مورد یک جوان پاکستانی است. در سال 2003 «تای» با دوستان خود به لندن سفر کرد تا در رقابتهای جام یوفا، مسابقه دو تیم «سلتیک» اسکاتلند و «پورتو» پرتغال را در فینال جام یوفا تماشا کند. این درست زمانی بود که در لاهور پاکستان 1500 مهمان در مراسم عروسی منتظر داماد بودند. تای در پاسخ به خانواده و مهمانان خشمگین در تماسی تلفنی اعلام کرد به هیچ عنوان نمیتوانسته این مسابقه مهم را از دست بدهد.برادر تای از او حمایت میکند و معتقد است نامزد تای باید او را درک کند؛ البته ناگفته نماند که تای نتوانست بلیت مسابقه را تهیه کند!
یکی دیگر از علاقهمندان فوتبال در ووهان چین به نام «نان شنگ» مراسم ازدواج خود را در زمین فوتبال برگزار کرد.
هوادارانی نیز هستند که علاقهشان به فوتبال را حتی تا گور با خود میبرند. آنها تابوت خود را به رنگ باشگاه یا تیم ملی سفارش میدهند. یک هوادار باشگاه «رئال بتیس» اسپانیا قبل از مرگ از پسرش چنین درخواستی کرد و پسر وظیفهشناس او نیز پس از مرگ پدر خواسته او را اجابت کرد و تابوتش را به رنگ پیراهن باشگاه مورد علاقهاش سفارش داد. کلوپ هواداران باشگاه «بوکاجونیورز» آرژانتین گورستان ویژهای دارد که در آن هواداران متعصب این باشگاه را به خاک میسپارند.
هواداران زیادی نیز در سرتاسر دنیا هستند که رنگ ماشین و خانه و حتی موهای خود را به رنگ باشگاه مورد علاقه خود در میآورند و شاید این موضوع در بین تماشاگران باشگاه
« شالکه 04» آلمان که رنگ آبی و سفید را برای خود انتخاب میکنند، بیشتر به چشم بیاید.
«اسوالدو گارسیا»، دوچرخهسوار قهرمان کشور پرتغال، چندین کیلومتر رکاب میزند تا پرچم کشور پرتغال را قبل از اولین مسابقه این تیم در برابر ساحل عاج در رقابتهای جامجهانی 2010 افریقای جنوبی به «کارلوس کوئیروز»، مربی تیم ملی و بازیکنان برساند.
اوسوالدو این سفر فوقالعاده را از شهر «پنافیل» در نزدیکی پورتو در شمال کشور پرتغال آغاز میکند و امیدوار است با گذر از 18 کشور و طی 20 هزار کیلومتر، بهموقع پرچم کشورش را به تیم ملی برساند.
اینها فقط چند نمونه از شور هواداران فوتبال در سرتاسر جهان است. جامجهانی بیشک برای هواداران حکایتهای خاص خود را دارد؛ فقط چند هفته صبر کنید...