به گزارش همشهریآنلاین، استقلال پس از ارائه آن نمایش رؤیایی و مسحورکننده که منجر به درهمکوبیدن السد شد، در گام بعدی توانست الغرافه را هم به زانو درآورد. شاید پیروزی دربرابر الغرافه آن زرق و برق و طراوت هجومی بازی با السد را در خود نداشت، اما در تورنمنت بیرحمی مانند لیگ نخبگان آسیا، کسب دومین ۳امتیاز پیاپی و دشت ۶امتیاز کامل از ۲رقیب متمول قطری، شاهکاری است که ارزش آن با هیچ متر و معیاری قابل تقلیل نیست. این اتفاق بزرگ در شرایطی رقم خورده که تیم سهراب بختیاریزاده در لیگ برتر نیز با وجود معضل بزرگی به نام پنجره بسته، نتایجی درخشان و فراتر از انتظار کسب کرده است. با این حال، در میان هیاهوی سکوها، تیترهای درشت رسانهها و تحلیلهای شتابزده، یک روایت خطرناک و بهشدت ناعادلانه در حال شکلگیری است؛ استقلال امسال یعنی یاسر آسانی.
بسیاری از هواداران و حتی برخی ناظران فوتبال، تمام بار این موفقیتهای شیرین را تنها روی دوش وینگر درخشان و یاقوت آبیها میگذارند. آنها مدعیاند اگر استقلال در این فصل آسانی را در اختیار نداشت، هرگز نمیتوانست چنین نتایجی را رقم بزند و این آسانی است که بهتنهایی استقلال را در لیگ و آسیا به جلو میکشد. این قیاس که یاسر آسانی برای استقلال دقیقا همان نقشی را ایفا میکند که لیونل مسی در قهرمانی آرژانتین داشت، اگرچه در توصیف نبوغ و تأثیرگذاری بیبدیل این بازیکن پربیراه نیست، اما تکرار مداوم این جملات، بیانصافی محض در حق مردی است که در توفانیترین روزهای باشگاه، سکان هدایت را بهدست گرفت. نادیدهگرفتن سهراب بختیاریزاده و تقلیلدادن یک موفقیت تیمی به درخشش یک فرد، چشمبستن بر هنری است که در پسزمینه این تیم جریان دارد.
سهراب نشان داده که رهبری در فوتبال، تنها به چیدن ۱۱نفر در مستطیل سبز خلاصه نمیشود. او پیش از آنکه در زمین مسابقه معجزه کند، در رختکن و راهروهای ملتهب باشگاه دست به جراحیهای بزرگی زد تا استخوانبندی تیمش را حفظ کند. پافشاری و اصرار او برای تمدیدنشدن قرارداد رامین رضاییان به هر قیمتی، یکی از همان تصمیمات استراتژیکی بود که نشان داد شرایط استقلال امسال با سالهای گذشته فرق کرده و قرار نیست بازیکن از باشگاه بزرگتر باشد. با این رفتار میتوان گفت هنر اصلی بختیاریزاده، بازگرداندن نظم و دیسیپلین به اردوگاه آبیها بود؛ عنصری که سالهاست در این تیم گم شده بود. او با قاطعیت تمام، کوشکی را بهدلیل کوچکترین اعتراض به تعویض تنبیه کرد و با برخورد اصولی و بدون اغماض با صالح حردانی، به همه بازیکنان ثابت کرد که در استقلال مدل سهراب، هیچ نامی بزرگتر از لوگوی باشگاه نیست. این اقتدار، همان حلقه مفقودهای بود که آرامش را به تیمی که پتانسیل غرقشدن در حاشیه را داشت، تزریق کرد.
ردپای افکار بختیاریزاده فراتر از رختکن، در ساق به ساق بازیکنان استقلال و فرم بازی آنها پیداست. نگاهی به مسیر احیای ستارگان تیم بیندازید تا عیار کار این مربی مشخص شود. عارف آقاسی که فصل گذشته بسیاری او را یک مدافع افتکرده و تمامشده میپنداشتند، زیرنظر سهراب چنان دیوار مستحکم و رسوخناپذیری ساخته که درخشش او کادر فنی تیم ملی را هم مجاب به دعوت دوباره از او کرد. در کنار آقاسی، تکامل سامان فلاح جلب توجه میکند؛ بازیکنی که سهراب از او یک مدافع مدرن ساخته تا جایی که استقلال حالا بخش بزرگی از بازیسازی، خروج از پرس و طراحی حملاتش را از عقب زمین و با پاسهای بلند و خطشکن فلاح پایهریزی میکند. در سمت چپ زمین، گودرزی به مهرهای تبدیل شده که دیگر نمیتوان استقلال را بدون حضور، جنگندگی و دوندگیهای کلیدی او تصور کرد. اعتماد شجاعانه سرمربی به جوانان نیز پاسخی طلایی به همراه داشته است؛ اسماعیل قلیزاده و امیرمحمد رزاقینیا دیگر صرفا استعدادهایی خام برای پرکردن لیست زیر ۲۳سال نیستند، بلکه به بازیکنانی فیکس، پخته و بهشدت تأثیرگذار تبدیل شدهاند که در میادین بزرگ و پرفشار آسیایی گرهگشا ظاهر میشوند. از سوی دیگر، هنر بازیگرفتن از باتجربهها نیز در کارنامه سهراب میدرخشد. روزبه چشمی که در سالهای پایانی فوتبال خود به سر میبرد و یک مصدومیت سخت و طولانی را هم پشت سر گذاشته بود، حالا در سیستم تاکتیکی بختیاریزاده به مهره کلیدی میانه میدان تبدیل شده و هر وقت به زمین میرود تواناییهایش را به رخ میکشد. به این پازل تاکتیکی، حبیب فرعباسی با سیوهای مطمئنش درون دروازه و سعید سحرخیزان با تحرک بالا و نمایشهای قابلقبولش در خط حمله را هم اضافه کنید تا مشخص شود در این تیم، هر بازیکنی دقیقا در جای درست خود قرار گرفته است.
استقلال امروز یک ارکستر سمفونیک هماهنگ است که اگرچه تکنوازیهای یاسر آسانی در آن گوشنواز، حیاتی و مسحورکننده است، اما بدون رهبری دقیق و نتنویسی بینقص سهراب بختیاریزاده، این هارمونی هرگز شکل نمیگرفت. از نقش یاسر در موفقیتهای استقلال نمیتوان گذشت، اما این سهراب بود که با پنجرهای بسته، ابرهای تیره حاشیه را کنار زد، بازیکنانش را احیا کرد و ساختاری ساخت که ستارهای چون آسانی بتواند در آن بدرخشد. نادیدهگرفتن این معماری باشکوه، نادیدهگرفتن روح تیمی است که حالا در ایران و آسیا، دوباره نام خود را بهعنوان یک مدعی بیرحم بر سر زبانها انداخته است.