همشهری آنلاین - محمد سرابی: براساس این گزارش، اگرچه هم متوسط سن ازدواج و هم متوسط سن طلاق بالا رفته است اما سرعت افزایش سن طلاق بیش از سن ازدواج بوده و آن را پشت سر گذاشته است. همین فاصلهای که بین ازدواج و طلاق رخ داده، عمر طولانیتر زندگی مشترک را نشان میدهد.
افزایش عمر زندگی مشترک
بخشی از گزارش مرکز پژوهشها نشان میدهد میزان خام آمار طلاق بیشتر شده که جای نگرانی دارد اما با بررسی آمارهایی که میانگین سن ازدواج، طلاق و تولد فرزند را نشان میدهد به دادههای بیشتری میرسیم. در سال ۱۳۹۲ پسران بهصورت میانگین در ۲۷ سالگی ازدواج میکردند و در ۳۴ سالگی طلاق میدادند؛ پس ۷ سال در زندگی مشترک باقی میماندند. در سال ۱۴۰۴ پسرها در ۲۸ سالگی ازدواج میکردند و در ۳۹ سالگی طلاق میدادند؛ پس ۱۱ سال در زندگی مشترک باقی میماندند. همین آمار را میتوان درباره دختران بهدست آورد. در سال ۱۳۹۲ میانگین سن ازدواج دختران ۲۳ سالگی بود و میانگین سن زنانی که طلاق گرفتند ۳۰ سال بود؛ به این معنی که ۷ سال زندگی مشترک را میگذراندند. سال ۱۴۰۴ دخترها در ۲۴ سالگی ازدواج میکردند و ۳۴ سالگی میانگین سن طلاق بوده است. یعنی ۱۰ سال زندگی مشترک را طی میکردند. نتیجه آماری این مسئله نشان میدهد فاصله بین ازدواج و طلاق در طول ۱۲ سال گذشته برای پسرها ۴ سال و برای دخترها ۳ سال بیشتر شده است. اگر مقدار متوسط این عدد را در نظر بگیریم، طول دوام خانوادهها در این مدت ۲ سال و نیم بیشتر شده است.
فراز و فرود جدایی
بخش دیگری از گزارش مجلس تعداد واقعه طلاق ثبت شده را نشان میدهد. در اینجا هم میشود دید که تعداد طلاقها یکسره افزایش پیدا نکرده و با فراز و فرودهایی همراه بوده است. میزان طلاق در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰ هزار مورد بیشتر از سال ۱۳۹۲ است اما در این مدت چندبار آمار طلاق افزایش و بعد کاهش پیدا کرده است. یکبار از سال ۱۳۹۶ میزان طلاق نزولی شد و تا ۲ سال بعد همچنان در حال کاهش بود. دومین دوره کاهش طلاق بعد از سال ۱۴۰۲ رخ داد. در این مدت تعداد طلاق به ۲۰۶ هزار مورد رسیده که بعد از آن کمتر شده و در سال ۱۴۰۴ با ۲۲ هزار مورد کاهش به عدد ۱۸۴ هزار رسیده است. اگرچه باید گفت نسبت میان طلاق و ازدواج در کشور ما باعث نگرانی است و باید برای کاهش آمار طلاق هر اقدام ممکن و برنامهریزی مؤثر را انجام داد اما تفسیر صحیح این است که واقعه طلاق بهصورت یک روند صعودی انفجاری پیش نرفته و هر سال تغییراتی داشته است.
بچههای طلاق
از آنجا که هیچ آمار جداگانهای از «بچههای طلاق» وجود ندارد، ناچار باید از ترکیب ارقام موجود استفاده کرد. متأسفانه بررسی سن ازدواج، طلاق و میانگین سن والدین در هنگام تولد نوزاد نشان میدهد که فرزندان درست در میانه زندگی مشترک به دنیا آمدهاند. هم در آمار سال ۱۳۹۲ و هم در آمار سال ۱۴۰۴ متوسط سن صاحب فرزند شدن دقیقا در وسط فاصله ازدواج و طلاق قرار دارد و به هیچیک نزدیکتر نیست. شاید بتوان آمار را به این نحو تفسیر کرد که بچهها نه انگیزه ازدواج بودند و نه دلیلی برای طلاق اما در نخستین سالهای زندگی خود و زمانی که کمتر از ۵ سال داشتند قربانی جدایی والدین خود شدهاند. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده است که مطالعات جهانی نشان میدهد ۲۰ تا ۲۵ درصد کودکان طلاق دچار آسیب میشوند اما آماری از جامعه ایرانی ارائه نشده است تا بتوان صحت این داده را بررسی کرد.
تفسیر نادرست از آمار طلاق
اوایل آبان سال قبل آماری از ازدواج و طلاق در ایران منتشر شد که تفسیرهای نادرست زیادی به همراه آورد. در آمار سازمان ثبت احوال اعلام شد که در نیمه اول سال ۱۴۰۴ نسبت طلاق به ازدواج در کل کشور ۳۸ درصد و در تهران ۵۲ درصد بود. انتشار این آمار بهصورت رسمی باعث ایجاد این تصور غلط شد که در نیمه اول سال۱۴۰۴، ۵۲ درصد ازدواجهای پایتخت به طلاق منجر شده است. با گذشت چند روز از انتشار این آمار برخی کارشناسان بیان کردند که نباید نتایج اولیه بهدست آمده از آمار را در ارتباط با هم تفسیر کرد. به بیان دیگر، ازدواجهای ثبتشده در ۶ماه اول سال مربوط به پیوندهای شکلگرفته در همان سال است؛ درحالیکه طلاقهای ثبتشده ناشی از ازدواجهایی است که در سالهای قبل انجام گرفته بود. در شکل کلی نیز آمار مربوط به وقایع ازدواج و طلاق را باید با احتیاط و دقتنظر مورد بررسی قرار داد، زیرا این وقایع جزئیاتی دارد که در آمارهای کلی ذکر نمیشود.